بستن

منفعت‌طلبان مورد اقبال نيستند

منفعت‌طلبان مورد اقبال نيستند
آرمان ملی- ملیکا قراگوزلو: انصراف اصلاح‌طلبان از انتخابات، بحث داغ این روزهای محافل اصولگرایی است. اینکه اصلاح‌طلبان در صورت معرفی کاندیدای حداکثری خود و احتمال ردصلاحیت او از حضور در انتخابات منصرف می‌شوند یا با اتخاذ رویکردی جدید تصمیم به معرفی کاندیدای دیگری بگیرند تا تحریم‌کنندگان انتخابات لقب نگیرند. گرچه تا انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم زمان زیادی باقی نمانده اما اصلاح‌طلبان و اصولگرایان ماه‌هاست در حال برنامه‌ریزی و تحلیل شرایط سیاسی هستند تا به‌صورت قدرتمند‌تر وارد صحنه انتخابات 1400 شوند. در این راستا برای بررسی رویکرد جریانات سیاسی به انتخابات و شرایط انتخابات 1400 سید محمد غرضی فعال سیاسی و وزیر نفت و مخابرات در دولت‌های دفاع مقدس و سازندگی به گفت‌وگو با «آرمان ملی» پرداخته است که در ادامه می‌خوانید.

به‌نظر مي‌رسد بخشي از اردوگاه اصلاحات فعاليت خود را براي انتخابات رياست‌جمهوري سال 1400 آغاز کرده است. به‌عنوان يک اصلاح‌طلب مي‌توان اميدوار بود، تحرک شکل گرفته به تمامي بخش‌هاي جريان اصلاحات تسري پيدا کند؟

ستاد و بدنه جريان اصلاح‌طلبي جدا شده است يعني بدنه‌اي که در سال 92 به روحاني کمک کرد، از ستادي که امروز براي انتخابات 1400 برنامه‌ريزي مي‌کند، فاصله گرفته و اکثريت قريب به اتفاق بدنه، از عملکرد دولت و مجلس گذشته، راضي نيستند. کشور به استعدادي نياز دارد که بتواند اصلاحات را در جهت انقلاب توجيه کند. معمولا BBC و VOA از اصلاحات در کشور حمايت مي‌کنند که همه اين حمايت‌ها به ضرر بدنه اصلاحات است البته طرفداران آمريکا اين دامنه را وسيع مي‌کنند. بدنه که کار اساسي را انجام مي‌دهد، متعلق به انقلاب، اسلام و ايران است. اصلاح‌طلبان براي کم کردن اين فاصله، بهتر است که ستاد خودشان را هم به لحاظ تئوري، هم به لحاظ اشخاص و هم به لحاظ فسادي که در برخي مديريت‌هاي امروز وجود دارد، خانه تکاني کند. خانواده اکثريت قريب به اتفاق آنها در خارج از کشور زندگي مي‌کنند. شما ملاحظه مي‌فرماييد که وزير صنعت هم 20سال در کانادا زندگي مي‌کرد که البته عيب نيست اما اينگونه اقدامات براي بدنه اصلاحات قابل پذيرش و توجيه‌ نيست.

از هم اکنون اسامي مختلفي به‌عنوان کانديداي احتمالي اصلاح‌طلبان براي سال 1400 مطرح مي‌شود. به‌نظر شما کانديدا شدن اين گزينه‌ها تا چه اندازه جدي است و فکر مي‌کنيد کدام ‌يک از اصلاح‌طلبان قدرت اجماع رأي را براي سال آينده داشته باشد؟

من اسامي را از کسي نشنيده‌ام. شايد عده‌اي از اصلاح‌طلبان به اين اشخاص علاقه دارند اما بايد توجه داشت که خود افراد هيچگاه به کانديدا شدنشان اشاره ندارند يعني هنوز زود است درباره اينکه کدام گزينه کانديدا مي‌شود بحث کرد. اشخاص، گروه‌ها، روزنامه‌ها و جريان‌هاي مجازي، حداقل يک‌ميليون بيننده دارند اما آن 20‌ميليوني که به روحاني راي دادند، از اين آمار فاصله دارند، چراکه اين افراد زندگي مي‌کنند و مي‌دانند که دلار با اين قيمت سرسام‌آور و خجالت زن و بچه را کشيدن يعني چه و تا چه اندازه تقصير دولت است. اينکه دولت اخيرا مي‌گويد از آقاي ترامپ بپرسيد، واقعا خجالت‌آور است. مردم هنگامي که مديريت امروز اصلاحات را با درآمدهاي کذايي خود مي‌بينند، متوجه مي‌شوند که اين روند، با اداره کشور فاصله دارد.

با توجه به نارضايتي‌هاي مردم از وضعيت اقتصادي، تصور مي‌کنيد براي کشاندن آنها به پاي صندوق‌هاي راي شاهد گشايش‌هايي خواهيم بود؟

شوراي نگهبان همواره از خودش دفاع قانوني کرده است اما طرف‌هاي مدعي هم دارد. او مي‌گويد که من به سوابق اشخاص کاري ندارم که اصلاح‌طلبند يا اصولگرا. بالاخره در مجلس قبل، اصلاح‌طلبان بودند و مجلس فعلي، همه‌شان اصولگرا هستند. قاعده شوراي نگهبان اين است که انتخابات را گرم نگه دارد. اصلاح‌طلبان کانديداهاي بسياري داشتند که راي نياوردند. اصولگراها هم راي کمي داشتند. به‌طوري که تنها 10‌درصد از مجلس فعلي را اصلاح‌طلبان تشکيل مي‌دهند.

با توجه به ردصلاحيت اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس، فکر مي‌کنيد در انتخابات پيش رو هم اين اتفاق رخ دهد؟ در آن صورت اصلاح‌طلبان کناره‌گيري مي‌کنند يا کانديداي جديد مي‌دهند؟

اصلاح‌طلبان هرگز از انتخابات فاصله نگرفته‌اند. اين صحبت‌هاي BBC و VOA هم که مي‌گويند اصلاح‌طلب‌ها تحريم مي‌کنند و کناره مي‌گيرند، درست نيست. اصلاح‌طلبان اين کار را نمي‌کنند. اگر از بين اصلاح‌طلبان شخصي رد صلاحيت شود، آنها کساني را دارند که معرفي کنند تا نظر شوراي نگهبان را جلب کنند.

جامعه در حال حاضر چه ديدگاهي نسبت به جريان اصلاحات دارد و به عبارتي آيا مردم از اصلاحات عبور کرده‌اند؟

فرقي ميان اصلاح‌طلب و اصولگرا وجود ندارد. مردم نسبت به احزاب، گروه‌ها، جريان‌ها و منفعت‌طلب‌ها عبور کرده‌اند. آن هم به اين دليل است که کسي با متخلف برخورد به موقع نمي‌کند و زندگي‌شان بسيار سخت شده است. اصلاح‌طلبي در اين جا ملاک نبوده و اصولگرايي هم که مورد توجه مردم نيست. مردم هنگام راي دادن به اين قضيه نگاه مي‌کنند که کانديداي مورد نظرشان همان روش‌هاي گذشته را در پيش مي‌گيرد يا نه، روش جديدي را ابداع و به کار مي‌گيرد. مردم را نمي‌شود از سياست جدا کرد. مردم معمولا به سياست‌کاران پشت مي‌کنند. بالاخره کشور 80‌ميليون جمعيت دارد و زندگي روزمره به تصميم‌هاي دولت و مجلس مربوط است. بايد بتوانيم کاري کنيم که مجموعه قدرت سياسي، نظريات مردم را لحاظ کند، روش‌هاي گذشته را کنار گذاشته و روش جديدي را در پيش بگيرد که حقوق عامه در آن رعايت شود. براي مثال گروهي پيدا شده و در مقابل مردم متحد شوند که نرخ ارز را تثبيت مي‌کنند و اگر نتوانستند، استعفا دهند. مسئولان کشور بايد سعي کنند که مرهمي بر دل آزارده مردم باشند. يا براي مثال بگويند ما از مديراني استفاده مي‌کنيم که خانواده‌‌شان در خارج از کشور نبوده، متعلق به کشور و اعتقاد اجتماعي داشته باشند. در اتاقشان را نبندند، به نامه مردم پاسخ دهند و خودشان را در معرض مردم قرار دهند. اصلاح‌طلبان و اصولگرايان ظرف 40 سال گذشته اين کارها را انجام داده‌اند اما کافي نبوده‌ است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی