در کنار مردم بودن، به معني عکس و فيلم يادگاري و تبليغاتي نيست
اختلافافکنيها را اسب ترواي دشمنان نکنيم
اين روزها کشور در شرايط حساسي از نظر سياسي و اقتصادي به سر ميبرد؛ شرايطي که به گفته بسياري از تحليلگران، در طول سالهاي پس از انقلاب بيسابقه بوده است. از يکسو تحريمهاي اقتصادي ايالات متحده عليه مردم ايران در شديدترين و خصمانهترين وضعيت قرار دارد و از سوي ديگر، بيماري کرونا همچون ديگر کشورها، ايران را نيز با مشکلات زيادي روبهرو کرده است. در چنين شرايط ويژهاي که با اعمال شديدترين تحريمهاي اقتصادي و به زعم سردمداران کاخ سفيد فشار حداکثري عليه ايران، براساس پيشبينيهاي کارشناسان بينالمللي، انتظار ميرفت ايران در برابر خواست ايالاتمتحده به زانو درآيد، دولت با تدبير و با کمترين منابع موجود در کشور توانست روياي ترامپ را نقش بر آب کند. کارزار فشار حداکثري با تحليلهاي جان بولتون و ديگر انديشکدههاي جنگطلب ايالات متحده، ادعا داشت تحريم گسترده اقتصاد ايران باعث خواهد شد که جمهوري اسلامي ناچار به گفتوگو براي توافق جديد با آمريکا شود، حالا دو سال و نيم مقاومت ايران در سايه مديريت دشوار داخلي و ديپلماسي هوشمندانه، نتايج را خلاف انتظار کاخ سفيد رقم زده است. اما نکته ديگر در ارتباط با توانايي کشور در عبور از شرايط بحراني امروز، کارآمدي داخلي و هماهنگي و انسجام نيروها و نهادهاي درون کشور براي تحقق هدفي ملي يعني اعتلاي کشور، عزت و سربلندي در دنيا و مهمتر از همه آسايش و رفاه مردم است. ترديدي نيست در چنين شرايطي انسجام داخلي کارگزاران نظام، نهتنها ميتواند دستيابي به اهداف موردنظر را تسريع کند، بلکه با توجه به وضعيت ويژه اقتصادي و بينالمللي، چنين انسجامي ضرورتي انکارناپذير است. ايرناپلاس نوشت؛ ناگفته پيداست که دولت بهعنوان اصليترين مسئول تحقق اهداف کشور در شرايط امروز کشور، تاکنون با همه بضاعت موجود و با علم به کمبودها و محروميتهاي بينالمللي توانسته برنامههاي شوم کاخ سفيد را عقيم بگذارد اما در اين مسير، زماني که بعضي جريانها، با اهداف جناحي سنگ پيش پاي دولت بگذارند نميتوان انتظار داشت که در کارزار نابرابر فشار حداکثري، با همه توان به مقابله برخيزد. حاکميت، براساس قانون اساسي در تقسيم وظايفي مشخص، قواي سهگانه را با مسئوليتهايي تعريفشده در جهت تحقق اهداف واحد کشور تعريف کرده است و اين مسئوليتها در شرايط ويژهاي مانند امروز، از حساسيتهاي دوچندان برخوردار است. قوه مقننه يکي از همان قواي سهگانهاي است که در شرايط حساس امروز، نهتنها ميتواند، بلکه ضرورت دارد بازوي همافزاي اقدامات دولت با هدف تامين معيشت مردم و مقابله با تهديدهاي دشمنان کشور باشد. اختيارات و مسئوليتهايي که براساس قانون اساسي به مجلس تفويض شده، نه اهرمي براي پيشبرد منافع فردي، جناحي و گروهي، بلکه ابزاري براي تامين منافع ملي همسو با اهداف کلان کشور است. اين موضوع تنها به حيطه قانونگذاري محدود نميشود؛ اظهارنظرها، اقدامات، سفرها و تحرکات سياسي نمايندگان نيز زماني که در جهت منافع جناحي و سياسي يک گروه خاص يا مقابله با جناح سياسي ديگر، به کار گرفته شود، عملا از رسالت اصلي نمايندگي دور ميشود. اصل هشتاد و چهارم قانون اساسي تصريح دارد که هر نماينده در برابر همه ملت مسئول است. چنين مسئوليتي اگر دچار فراموشي شود، به ماهيت نمايندگي خدشه وارد ميکند زيرا بناي خود بر قانون اساسي را زير پا گذاشته و عملا نميتوان اقداماتي مغاير با قانون اساسي را در مسير منافع ملي دانست. نمايندگان مجلس ميدانند که براساس قانون اساسي در برابر ملت مسئول هستند، بنابراين حفظ منافع ملي و بهبود وضعيت مردم را نه در مقام اظهارنظرها و شعارها بلکه در حيطه عمل به نمايش بگذارند؛ بر کسي پوشيده نيست که اصليترين محمل تحقق چنين عملي، قانونگذاري در راستاي نيازهاي امروز کشور و با هدف رفع مشکلات و بهبود زيست مردم است. مجلسي که عنوان انقلابي را با خود يدک ميکشد، بيش از پيش بايد بار چنين مسئوليتي را بر دوش خود احساس کند و بيآنکه نيازي به نقدهاي رسانهاي باشد، در فرايندي خودانتقادي بايد به تشريح عملکرد 5ماهه خود بنشيند که کدام قوانين را در راستاي حل مشکلات مردم به تصويب رسانده است. در اين راستا افکار عمومي انتظار دارد تا نمايندگان گزارشي از قوانين مصوب خود براي حل مشکلات مردم در نزديک به 150 روز از عمر مجلس يازدهم ارائه دهند. مردم از حکومت و بهطور خاص از صاحبان کرسيهاي انتخابي انتظار دارند تا نيازهاي آنها را با عملکرد درست و نه فقط در مقام شعار برآورده کنند؛ جامعه امروز به اندازه کافي به آگاهي رسيده است و ميداند در کنار مردم بودن، به معني عکسهاي يادگاري و فيلمهاي تبليغاتي در حضور مردم نيست، در کنار مردم بودن يعني از درد مردم آگاه بودن و براي آن اقدام عملي کردن است، در غير اين صورت عکسها و فيلمهاي تبليغاتي چيزي جز مصرف انتخاباتي براي جناحها و گروههاي خاص نداشته و ندارد. از سوي ديگر شرايط خاص بيماري کرونا نيز بيش از حضورهاي مغاير با پروتکلهاي بهداشتي، نيازمند تصميمهاي کارشناسي، عقلاني و رفعکننده مشکلات مردم است، در غير اين صورت مسئوليت داشتن به معني زير پا گذاشتن اين پروتکلها نيست و نميتوان آن را به نام با مردم بودن تعبير کرد. بدون شک، چنين مسئولاني نيازمند آن هستند که فارغ از بعضي رويکردهاي شعاري، با الگوگيري از رهبر معظم انقلاب که از نخستين روزهاي اعلام پروتکلهاي بهداشتي از سوي ستاد ملي مقابله با کرونا، پايبندي به آنها را بهعنوان نماد اصلي عقلانيت به نمايش گذاشتند، پيروي کنند. البته پايبندي به اين اصول، هرگز به اين معناي پيگيري رفع مشکلات مردم و مطالبات آنها نبوده و نيست. انتظار از نهاد قانونگذار که اين روزها خواسته يا ناخواسته با فاصله گرفتن از مسئوليت اصلي خود در قانونگذاري و تصويب لوايح و طرحهاي اولويتدار، به تريبوني براي ايجاد اختلافافکني تبديل شده، اين است که اگر فشار حداکثري ايالاتمتحده نتوانست آرزوهاي کاخ سفيد در مورد ايران را محقق کند، نگذارند اختلافافکنيها در جهت تحقق روياي دشمنان به اسب ترواي آنها بدل شود؛ در واقع، در اين شرايطي، تلاش براي حفظ انسجام ملي و دوري از پيشبرد منافع جناحي و گروهي، يک وظيفه همگاني است.