بستن

وابستگی به ارز مشکل اقتصاد است

وابستگی به ارز
مشکل اقتصاد است

آرمان ‌ملي- محمد سياح: نرخ ارز روز گذشته در صرافي رسمي به 29‌هزار و 900 تومان رسيد، نرخي بي‌سابقه در تاريخ اقتصاد ايران، اما قابل پيش‌بيني. از ابتداي امسال، وضعيت اقتصادي ايران اصلا خوب پيش نرفته و يکي از دلايل آن وابستگي شديد اقتصاد کشور به ارز و به‌ويژه دلار است. با شدت گرفتن تحريم‌ها و شيوع کرونا ميزان صادرات نفتي و غيرنفتي به طرز کاملا محسوسي کاهش يافت و اين اتفاقات سبب شد سد بزرگي جلوي تامين ارز مورد نياز کشور به‌ويژه واردات کالاهاي اساسي و مواد اوليه درست شود. البته برخي از کارشناسان اقتصادي به اين نکته هم اشاره دارند که نپيوستن ايران به FATF هم بي‌اثر در کاهش مبادلات ارزي ايران و ساير بانک‌هاي جهان نيست. با اين حال برخي کارشناسان اقتصادي به انتخابات آينده آمريکا چشم دوخته‌اند و باور دارند که اگر «جو بايدن»‌ رقيب «دونالد ترامپ» با توجه به اينکه گفته به برجام برمي‌گردد، در انتخابات اين کشور راي بياورد، ممکن است تاثيرات مثبتي را در اقتصاد ايران ببينيم. با اين حال بايدن و ترامپ از يک نوع سياست رونمايي کردند که آن حفظ فشار بر ايران از طريق تحريم‌ها است. در همين زمينه «آرمان‌ملي» گفت‌وگويي با جمشيد عدالتيان شهرياري داشته که در ادامه مي‌خوانيد.

دلار به مرز 30‌هزار تومان رسيده و برخي از کارشناسان معتقدند با توجه به اينکه جو بايدن گفته در صورت رئيس‌جمهور شدن به برجام برمي‌گردد، نرخ دلار سير نزولي خواهد گرفت، اين باور چقدر مي‌تواند درست باشد؟

اگر جو بايدن به‌عنوان رئيس‌جمهور انتخاب شود در بهمن‌ماه دولت تعويض خواهد شد و تا آن زمان هم کاري نمي‌تواند انجام دهد، بعد از آن هم بايد کابينه را تشکيل دهد که به اسفند و فروردين مي‌رسيم که زمان پايان دولت فعلي ماست. اگر انتخابات ايران هم خرداد برگزار شود، مردادماه بايد دولت جديد تشکيل شود و تا شهريور هم طول خواهد کشيد. يعني در خوشبينانه‌ترين حالت با انتخاب بايدن امکان مذاکره يا هر نوع اقدامي تا شهريور سال‌ آينده وجود ندارد. فکر نمي‌کنم بايدن هم بدون هيچ‌پيش شرطي اقدام به مذاکره يا برداشتن تحريم‌ها کند. حتي در خوشبينانه‌ترين حالت هم اگر مذاکراتي شهريور سال آينده شروع شود رسيدن به نتيجه احتمالا يک سال بعد از آن هم طول بکشد. يعني حداقل دو سال اين موضوع زمان مي‌برد. با اين حال انتخاب بايدن به‌عنوان رئيس جمهور آمريکا شوکي به بازار وارد خواهد کرد. با اين وجود اگر ترامپ به‌عنوان رئيس‌جمهور آمريکا انتخاب شود در صورت آماده‌بودن دولت ما براي مذاکره، سريع‌تر از بايدن مي‌توان با آن مذاکره کرد. اگر اين انعطاف وجود داشته باشد و ترامپ هم انعطاف داشته و گفته‌هايش را درباره ارائه پيشنهادات عالي در عرض يک ماه بعد از رياست جمهوري دوباره‌اش، عملي کند،‌ به‌نظرم سريع‌تر از دولت به رياست‌جمهوري بايدن به نتيجه برسيم. بايد ببينيم که شرايط به چه صورتي پيش خواهد رفت.

نپيوستن ايران به FATF و تحريم 18 بانک ايران، چقدر در افزايش نرخ ارز اثرگذار بوده است؟

همين امروز هم مي‌توان اثر اين اتفاق را هم از نظر رواني و هم از نظر عملي در بازار ديد، اين اتفاقات هزينه مبادلات را افزايش داده است ولي به‌نظرم FATF بي‌فايده است، با پيوستن به اين معاهده بايد شفاف عمل کنيم در حالي که ما نمي‌توانيم شفاف عمل کنيم، براي اينکه نمي‌توانيم براي جابه‌جايي ارز مسيرهاي مشخصي را تعيين کنيم. وقتي تمامي مسيرهاي مبادلات ارزي کشور بسته و تحريم شده‌ايم پيوستن ما به FATF چه مزيتي دارد؟ جز اينکه جلوي کار صرافي‌هايي هم که ارز جابجا مي‌کنند گرفته خواهد شد. دولت موافق پيوستن است، اما از طرف ديگر واقعيت اين است که در شرايط تحريم هستيم و نمي‌توانيم شفاف عمل کنيم، اين مساله‌اي است که بايد هزينه فايده آن مشخص شود و به‌نظرم مقامات اين کار را انجام دادند. وقتي بانک‌هاي جهان با ما کار نمي‌کنند و بانک‌هاي ما هم تحريم هستند پيوستن ايران به FATF چه کمکي مي‌تواند به اقتصاد ما کند؟ تنها در صورتي که ايران بايد به FATF بپيوندد که تحريم‌ها برداشته شوند.

گفته مي‌شود تحريم‌هاي جديد بانکي از نظر عملي در بازار تاثير زيادي ندارد و لي از جنبه رواني اثرگذار بوده است،‌ اثرات اين تحريم‌ها را چطور تحليل مي‌کنيد؟

مدت‌ها است که از جنبه رواني اين موضوع عبور کرده‌ايم. اوايل سال نرخ مبادله دلار حدود 15‌هزار تومان بود و الان به 30‌هزار تومان يعني دو برابر و اين ميزان ارتباطي به جنبه رواني ندارد و نشان‌دهنده کمبود ارز در بازار، ‌مشکلات مبادله ارزي، کمبود بودجه دولت و ... است. جنبه رواني تا يک مدتي طول مي‌کشد و واقعيت‌هاي بازار هميشه جنبه رواني را خنثي مي‌کند و دو برابر شدن نرخ ارز نمي‌تواند به‌دليل جنبه رواني باشد بلکه به‌دليل جنبه اقتصادي دارد و به عرضه و تقاضاي دلار در بازار و مبادلات ارزي ما مربوط مي‌شود. مشکل ما در واقع ارز نيست بلکه وابستگي اقتصاد به ارز است و چون تدبير ديگري نداريم نرخ ارز در تورم اثرگذار مي‌شود. زمانيکه ريگان رئيس جمهور آمريکا بود ارزش مارک(واحد پول آلمان) آلمان در مقابل دلار 100‌درصد کاهش يافت. يعني يک دلار 1/1 مارک بود که بعد به 4/3 رسيد يعني حدود 100‌درصد ولي هيچ‌نوع آثار تورمي که در اقتصاد آلمان نداشت هيچ، باعث شده افزايش صادرات آلمان به آمريکا و ساير کشورها شد چراکه اجناس آلماني ارزان شده بود. کشوري که از نظر اقتصادي و توليد وابستگي کمتري دارد و مي‌تواند کالاي جانشيني داشته باشد، در اقتصادي که متغيرهايش درست عمل مي‌کنند و شرايط تحريمي و غيره وجود ندارد، چنين کاهشي بايد باعث دو برابر شدن صادرات شود ولي مي‌بينيم که صادرات غيرنفتي در کشور ما کاهش هم يافته است و اين اتفاقات هيچ‌کدام از معادلات اقتصادي را دربر نمي‌گيرد و به‌نظر هم نمي‌آيد که جنبه رواني موضوع تا اين حد بتواند موثر باشد. مشکل افزايش يا کاهش‌هزار يا دو‌هزار تومان در 30‌هزار تومان يعني حدود دو يا سه‌درصد نيست،‌ مشکل اين است که الان توليدکننده به سرمايه در گردش وحشتناکي نياز دارد چراکه تمام مواد اوليه تقريبا دوبرابر شده است.

کرونا چقدر در شدت گرفتن اين وضعيت موثر است؟

در اين شرايط تقاضا کاهش يافته و مردم سعي مي‌کنند کالاهاي اساسي خود را تهيه مي‌کنند و ما با معضل و بحران عجيبي در اقتصاد ايران مواجه هستيم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی