مناقشه ناگورنو قرهباغ از نظر شکل و ماهيت، جزو منازعات فريز شده، شناخته ميشود. منازعهاي که بر مبناي آتشبس پيشين، منجر به حل و فصل اختلافات نشده و طرفين، حل آن را به آينده موکول کردهاند. به اين ترتيب، اين منازعه از آتش بس در سال 1994 با باقيماندن اختلافات، پابرجا ماند. در برهههاي مختلف، زد و خوردهايي بين باکو و ايروان وجود داشت که از جمله آن، ميتوان به منازعات 2016، 2020(چندماه قبل) و وضعيت کنوني اشاره کرد. اين مناقشه، سابقه بيش از يک قرني داشته و به سال 1920 برميگردد. در جايي که روسها، سياستهايي را به طور کلي در مناطق قومي خود صورت ميدادند. روسها بر اساس اصل تفرقه بيانداز و حکومت کن، اين سياستها را در مناطقي مثل قفقاز، کشورهاي آذربايجان، گرجستان، ارمنستان و نواحي آسياي مرکزي با ايجاد واحدهاي قومي دنبال کرده و بعدها از منافع آن نيز بهرهمند شدند. روسها ترکيبات قومي منطقه را دستکاري کردند. روسها با استقرار ارامنه در منطقه ناگورنو قرهباغ، ترکيبات قومي منطقه را دستکاري کردند تا بعدها نيز بتوانند از اين مسأله در راستاي منافع خود استفاده کنند. قطعنامههاي شوراي امنيت سازمان ملل در زمينه تعلق قرهباغ و برخي ديگر از اراضي در تصرف ارمنستان به تماميت ارضي جمهوري آذربايجان، صراحت کامل دارد. در بحبوحه جنگ 1991 تا 1994، نه تنها قرهباغ کوهستاني که بخشي از خاک جمهوري آذربايجان نيز به تصرف ارمنستان در آمد. اين واقعيتي است که نميتوان آن را ناديده گرفت و برمبناي حقوق بينالملل؛ دولت ارمنستان بايد ميپذيرفت که خاک جمهوري آذربايجان را بازپس دهد. در اين زمينه، پيشنهادات صلح مختلفي وجود داشته و کشورهاي مختلف و سازمانهاي بينالمللي، سعي در ميانجيگري در اين زمينه داشتند. به عنوان نمونه، سازمان امنيت و همکاري اروپا(OSTE) و گروه مينسک در زمينه پيشبرد ابتکارات صلح در اين باره وارد عمل شدند که در اين تخاصم طولاني، حل و فصل نشد. ناگورنو قرهباغ بر مبناي تقسيمات سرزميني اتحاد جماهير شوروي نيز، جزوي از سرزمين جمهوري آذربايجان شناخته شده بود. ميتوان مناقشه قرهباغ را شکلي از جنگهاي نيابتي دانست. ميتوان به نوعي، منازعه قرهباغ را شکلي از جنگهاي نيابتي نيز فهم کرد. به اين معني که شاهد اين هستيم که کشورهايي در اين مناقشه حضور داشته و کشوري نظير ترکيه، بدون هيچ لکنتي، حمايت خود از باکو را صراحتا اعلام کرده است. همچنين کشورهاي ديگري هستند که به رغم دعوت طرفين به پايان تخاصم و مذاکره براي آتشبس، از طرف ديگر حمايت ميکنند. روسها در حمايت صريح از ارمنستان محافظهکارانه عمل ميکنند. روسيه داراي منافع چشمگيري در منطقه قفقاز و به طور خاص در ارمنستان بوده و پايگاههاي نظامي نيز در آن دارد. روسها يکي از بزرگترين حاميان ارمنستان شناخته ميشوند، اما به دليل منافعي که داشتهاند در بيان حمايت صريح خود از يکي از طرفين جنگ، محافظهکارانه عمل ميکنند. در سوي ديگر، اروپاييها نيز در اين زمينه بازيگر هستند و مثلا، فرانسه بنا بر منافع خود از ارمنستان حمايت ميکند و همچنين شاهد حمايت برخي از کشورهاي اسلامي از جمهوري آذربايجان هستيم. ارمنستان، آذربايجان، گرجستان و حتي منطقه قفقاز شمالي با ايران، پيوندهاي قديمي داشته و تهران بر مبناي علايق و نگرانيهاي خود، سعي در رعايت بيطرفي کرده و طرفين را به خويشتنداري و گفت وگو دعوت ميکند. يکي از ويژگيهاي منازعات منطقهاي اين است که ميتواند به ديگر واحدها سرايت کرده و درباره قرهباغ نيز همين مهم، صادق است. اين منازعه، ديگر منازعههايي که از قبل وجود داشته را نيز فعال کرده است. طرفين بايد به حاکميت ملي کشورهاي همسايه احترام گذاشته و اقداماتي انجام ندهند که به امنيت ملي ديگر کشورها آسيب برساند. نبايد انتظار داشت که تهران، منافع ملي خود را به مسائل کشور ديگر گره بزند ايران بايد بر مبناي منافع ملي خود در قبال اين مسائل موضعگيري کند و ما نبايد به هيچ وجه در مورد مسأله قرهباغ، احساسي عمل کنيم. نبايد انتظار داشت که تهران، منافع ملي خود را به مسائل کشور ديگر گره بزند.