واکنش ايران در قبال درخواست آمريکا براي مذاکره در خصوص مسائل افغانستان چه بايد باشد ؟
ايران همواره راه حل مشکلات افغانستان را مذاکره مي دانسته است و همواره دوري از خشونت و چالش هاي نظامي را ايران به طرفين درگيري ها در افغانستان يادآور شده است. در خصوص مذاکره آنچه که در اين ميان به عنوان يک مانع شناخته ميشود اين است که خود افغانستاني ها معمولا نقش کمرنگي در مذاکرات دارند و يا مذاکرات به صورت کامل و جامع انجام نميشود. ان موارد است که باعث ميشود تا مذاکرات به سرانجام نرسد. آمريکا در واقع اگر به فکر حل مشکل افغانستان است بايد زمينه گفت و گو ها را به شکلي مدون کند که زمينه ساز برتري طالبان بر دولت مرکزي افغانستان نشود. نمي توان حاکميت افغانستان را که دست آورد مردم اين کشور است را به فراموشي سپرد. موانع و چالش ها اين موارد هستند. ايران همواره در مذاکرات افغانستان نقش آفريني مثبت داشته است. به صورت مکرر احزاب افغانستان و دولت اين کشور با مقامات ايراني ديدار مي کنند و محور اصلي توصيه هاي ايران به اين افراد اين است که بايد با گفت و گو مشکلات را حل کرد و بايد اسلحه ها را کنار گذاشت و به صلح رسيد. نبايد کشورها بهگونهاي به دنبال حل مشکل افغانستان باشند که به نفع خودشان تمام شود.
آيا تلاش هاي چند ماه اخير ايالات متحده پيرامون صلح در افغانستان براي اهداف ديگري رقم خورده است ؟
آمريکا به نحوي با سرعت و شتاب مي خواهد به مسائل افغانستان سامان دهد که گويا قصد دارد از آن بهره برداري انتخاباتي کند. عملا سرعت مذاکرات افغانستان به آن صورت نيست که اين کشور تمايل دارد بلکه با زمان انتخابات آمريکا هماهنگ شده است. بايد مديريت مذاکرات نيز بر عهده افغانستاني ها باشد تا منافع اين کشور در نظر گرفته شود. آمريکايي ها هر روز در عرصه سياست خارجي دست به يک اقدام شتابزده مي زنند تا براي خود کارنامه سازي کنند. زماني که در خصوص کره شمالي و ايران به نتيجه نرسيدند، به دنبال يک موفقيت نمادين براي خود در افغانستان هستند تا از آن به نفع خود در انتخابات استفاده کنند.
واکنش ايران به صحبت هاي زلماي خليلزاد حاکي از چه مواردي است ؟
امروزه آمريکايي ها در روند صلح افغانستان به بن بست خورده اند و عملا تقصيرها را به گردن ساير کشورها مي اندازند که يکي از آن ها ايران است. واکنش ايران اشاره به نقص هاي گفت و گوهاي دوحه دارد و اينکه ايالات متحده نبايد از طرف دولت مرکزي به طالبان قول هايي مي داد و امروز که اين موارد به نتيجه نرسيده است ديگران را متهم کنند. ايالات متحده بايد در روش هاي خود بازنگري کند زيرا قطعا ايرادي در نحوه مذاکرات بوده است که پس از گذشت زماني طولاني نتيجه حاصل نشده است. سرزنش کردن ايران گره اي از مشکلات افغانستان حل نخواهد کرد. امروزه دولت مرکزي زير بار قول هاي يک طرفه اي که آمريکا به طالبان داده است نمي رود و همين امر موجب ناامني مجدد در افغانستان شده است. آمريکا از ابتدا يک انتظار غلط ايجاد کرد که بزودي مشکل افغانستان حل خواهد شد و با وجود گذر زمان با توجه به اينکه نتيجه اي حاصل نشده است يک دلسردي نيز در طرفين ايجاد شده است. آمريکا به نحوي عمل کرد که گويا از چالش هاي آمريکا همچون تعدد زياد قوميت ها و گروه ها در اين کشور آگاه نبود و تصور مي کرد بزودي به توافق خواهند رسيد در صورتي که حکمفرمايي آرامش در افغانستان نيازمند يک برنامه بلندمدت است. ايران نيز خواستار همين توجه به ملاحظات اين کشور است نه اينکه از خارج از اين کشور براي آن تصميم گيري شود.
نقش منفي کــشورهاي ديگر بر اوضــاع داخــلي افغانــستان چه تغييــراتي کرده است ؟
اين بار تا حدودي به نظر مي رسد که آمريکايي ها براي خروج تصميمي جدي دارند و طبق توافقنامه صلح با طالبان قرار است از خاک افغانستان خارج شوند. بر همين اساس نيروهاي باقي مانده نيز بر حسب توافق بايد تا آخر سال ميلادي از افغانستان خارج شوند. براي جمع بندي بايد گفت که عدم دستيابي به اهداف ترسيم شده طي 18 سال، تحميل هزينه هاي سنگين به ايالات متحده آمريکا در سايه حضور نظامي و نبود هيچ چشم اندازي روشن براي ادامه حضور از عمده ترين دلايل تصميم کاخ سفيد براي ترک افغانستان است. در بُعد داخلي نيز شاهد ادامه روند مذاکرات بين الافغاني هستيم. يکي از مقدمات اين مذاکرات آزادسازي بخشي از زندانيان دو طرف بوده است. در اين راستا برخي از زندانيان طالبان نزد دولت و همچنين برخي از زندانيان دولت نزد طالبان آزاد شدهاند اما روند بسيار زمان بر است و دولت افغانستان تعداد زيادي از زندانيان طالبان را در حبس دارد. به همين منظور دولت بايد اقداماتي در جهت طبقه بندي زندانيان، گرفتن تعهد براي عدم فعاليت هاي نظامي و ملحق شدن به گروه طالبان از زندانيان انجام مي داد. در مرحله بعد و پس از انجام اين روند موضوع ديگري که اولويت دارد برقراري آتش بس است تا در نتيجه آن از درجه خشونت ها عليه دولت کاسته شود و در نهايت با انجام مقدمات لازم مذاکرات بين الافغاني آغاز شود که در نهايت نمي توان چشم انداز کوتاه مدتي را براي حل اين مسائل متصور بود. امروزه همان افرادي که طالبان را ايجاد کرده اند همچنان نيز از آن حمايت مي کنند تا اين کشور همچنان در تنش باقي بماند. سه کشور افغانستان، امارات و عربستان در ابتداي تاسيس طالبان برخلاف نظر جهانيان آن را به رسميت شناختند و هنوز نيز از اين گروه حمايت مي کنند و نمي توان نقش آن ها را در اين ميان ناديده گرفت.
ايران بايد با چه سياستي در خصوص افغانستان گام بردارد تا هم ناامني در اطراف کشورمان کمتر شود و هم افغانستان روزهاي بهتري را مشاهده کند ؟
ايران مي داند آمريکا ميخواهد از اقـــــدامات هزينه بردار کنـــاره گيري کرده که نتيجه آن افزايش بي ثباتي در افغانستان و همسايگان اين کــشور از جمله ايران خواهد بود. بنابراين ايران اقــدامات و تحرکاتي را آغــاز کرده و بر تماسهايــش در اين باره افزوده است. مقامات کابل از حسن نيــت ايران به افغانستان آگـاه بوده و بي ميل به فـعال شدن تهران در اين باره نيستند، در اين چارچوب مشاهده مي کـــنيد تمــاسهاي تلفني وزير امور خارجه با مقامات منطقه و همچنين مسئولان عالي افغانستان انجام شده که براي به دست آوردن يک تصـوير واقعي و درسـت از شرايط افغانستان و جلوگيري از شيوع بيثباتي در منطقه است. ايران و آمريکا قدرت و نفوذشان در افغانستان بيش از هر کشور ديگري است. دليل اين رويکرد آمريکا هم آن است که ايالات متحده از اين طريق بهانه لازم براي کاهش هزينهها و کمکهايش به افغانستان را به دست آورد و مي خواهد در مرکز آتش نباشد. بنابراين با اين رويکرد، کمکهايش به افغانستان را هم کم کرده در حالي که مسائل مالي براي افغانستان حياتي است. تحريم هاي آمريکا و کاهش درآمدهاي ايران هم موجب شده تا تهران نتواند مانند قبل به افغانستان کمک کند بنابراين رهبران، احزاب و جريانهاي افغانستان خود براي کاهش بحران در کشورشان بايد پيشقدم شوند و صد البته ايران از اين رويکرد حمايت کرده و آن ها را ياري ميکند. پايان بخشيدن به بحران سياسي افغانستان نيازمند همدلي و همکاري تمامي جريانهاي سياسي بينالافغاني با يکديگر است. رايزنيهاي ديپلماتيک ايران هم براي جلوگيري از شکلگيري حاکميت دوگانه در افغانستان و ضربه خوردن به حاکميت، ثبات و امنيت اين کشور است. همسايگان افغانستان هم نگران وضعيت اين کشور هستند چرا که سرريز ناامني و بي ثباتي در افغانستان در آن کشورها هم خود را نشان مي دهد اما اکنون از ايفاي نقش مردد هستند چراکه آمريکا قبلا مانع از بازيگري هر کشوري در افغانستان ميشد.
ادبيات نماينده ويژه آمريکا در افغانستان بهگونهاي است که گويا ايران را مقصر مي داند و ايران را مقصر معرفي ميکند، اين ادعا اساسا در ابعاد کوچک مي تواند صحت داشته باشد ؟
خليلزاد به خوبي مي داند عامل ناامني در افغانستان چه کسي است و به خوبي مي داند اگر موفقيتي کسب کرده است ايران در آن نقش مثبتي داشته است. اساسا ايران کمک کرد تا گفت و گوها پايه ريزي شود. تلاش ايران همواره اين بوده است تا مواضع گروه هاي مختلف را در افغانستان به يکديگر نزديک کند و نقش آفريني صلح محور داشته است و آمريکا نيز از همين اقدامات ايران بهره برد و مذاکرات دوحه را شکل داد. خليلزاد به علت اينکه از يک برنامه جامع و کامل استفاده نکرده است امروزه در افغانستان به بن بست خورده است و با فرافکني تقصيرها را به گردن ايران مي اندازد. ايران هيچ گاه دولت طالبان در کابل را به رسميـــت نشناخت و آن کشورهاي محدود نيز که آن زمان حامي دولت طالبان بودند امروز نيز همچنان به حميات هاي خود ادامه مي دهند و طالبان را تقويت مي کـنند که مهــم ترين آن ها عربســتان سعودي است. براي رمزگشايي از اتفاقات امروز افغانستان بايد رديابي کرد که کدام گروه ها امروز عمليات تروريستي در افغانستان انجام مي دهند و اين گروه ها مثل داعش را چه کشورهايي به وجود آورده اند و چه کساني همچنان از آن ها حمايت مي کنند. اينکه نماينده ويژه آمريکا در امور افغانستان با طرح اين موضوع که پيشنهاد داده که با ايرانيان بر سر حل مشکل افغانستان ملاقات مي خواهد انجام دهد اما از سوي ديگر با ادبياتي تهديد آميز بيان ميکند که ايران مايل است که ما را در يک درگيري بدون برد يا باخت نگه دارد اما هزينه بالايي در افغانستان تا حصول توافقي ميان ايران و آمريکا را ايران متحمل خواهد شد بخاطر اين است که نمي خواهد واقعيت هاي افغانستان را پس از ناکامي در مذاکرات به خوبي مشاهده کند و به دنبال پيدا کردن مقصر است.