درباره آيتا... موسويخوئينيها بهعنوان يک فعال سياسي باسابقه که البته قبلا بيشتر ساکت بودند و چندان حضور رسانهاي نداشتند. بايد گفت ايشان چهره اثرگذاري است و در سال جاري دو پيام از جانب ايشان منتشر شده است. البته نخستين پيام در تيرماه گذشته بود که نامهاي خطاب به مقام معظم رهبري نوشتند و اکنون نيز درمورد انتخابات رياستجمهوري بود که به نظر نشانگر دغدغههاي فردي با سابقههاي انقلابي نسبتبه سرنوشت انقلاب و جمهوري اسلامي است. به نظر ميرسد که آقاي موسويخوئينيها با توجه به جو فراگيري که در سطح جامعه نسبت به انتخابات وجود دارد که خود را در انتخابات مجلس يازدهم در اسفند 98 با کاهش بيسابقه مشارکت مردم خود را نشان داد، اين نگراني را دارد که اين فضا در انتخابات 1400 نيز تکرار شود و خيلي از فعالان سياسي نيز همراه با مردم شايد چندان رغبتي براي حضور در انتخابات پيش رو نداشته باشند. لذا به نظر ميرسد پيام ايشان اين بود که مردم و بهخصوص اصلاحطلبان نبايد نسبت به سرنوشت سياسي کشور بيتفاوت باشند. از اين جهت هشداري به همه دادند و تقريبا اتمامحجتي نيز با دستاندرکاران امر انتخابات و تصميمگيرندگان صورت گرفت که ما اصلا تحريم نيستيم و اين برعهده متوليان انتخابات است که راه را نبندند و زمينه مشارکت همه را فراهم کنند. از طرفي، هنوز بين اصلاحطلبان راهبرد مورد اجماعي تعريف نشده و بحثها در احزاب، گروهها و محافل در جريان است و راهبردهاي بديل مختلفي در حال بحث است. اما آنچه نگراني اصلي اصلاحطلبان در انتخابات را شکل ميدهد تداوم قهر انتخاباتي مردم است. يعني حتي بيش از آنکه نگران مقوله ردصلاحيتها باشند نگران عدم حضور مردم هستند. لذا بايد فضاي ياس و نااميدي را که در جامعه وجود دارد علاج کرد که از ديدگاه اصلاحطلبان يکي از راههاي اين مساله رفع مشکلاتي است که در قالب ردصلاحيتهاست؛ البته شايد به همين ميزان و حتي بيشتر از آن حرکتهايي است که نهادهاي برآمده از راي مردم را روزبهروز کمخاصيت کرده است. به عبارت ديگر، بيخاصيتسازي نهادهايي مثل مجلس، شوراها، رياستجمهوري و به نوعي محدود کردن آنها که يکي از عوامل موثر در عدم رغبت مردم به حضور در انتخابات به شمار ميآيد. اين حرکت از دو جهت به اعتماد مردم ضربه زده است؛ يکي اينکه مردم ميگويند ما با اتکا به وعدههايي که کانديداهاي مجلس يا رياستجمهوري ميدهند راي ميدهيم منتها پس از انتخاب؛ آن منتخب نميتواند آنطور که بايد به وعدههاي خود عمل کند. عذري هم که ميآورد به تداخل قوا، اعمال فشار و محدوديتهاي بيروني از جانب نهادهاي موازي بازميگردد. از جهت ديگر اينکه اين وضعيت بهگونهاي باعث عدم پذيرش مسئولان و پاسخگويي در بين منتخبان خواهد شد. يعني کمتر مسئولي در کشور وجود دارد که پاسخگو باشد و علت عدم پاسخگويي وي نيز مداخله نهادهاي ديگر در حوزه مسئوليت اوست. لذا مردم از اين دو جهت نسبت به حضور در انتخابات مايوس، بيرغبت و بياعتماد هستند. نگراني عمده اصلاحطلبان نيز همين است والا همه اصلاحطلبان دغدغه حفظ و پويايي نظام و شور و نشاط بيشتر در انتخابات و تاثيرگذاري در سرنوشت سياسي کشور را دارند.