«استوار» يکي از شخصيتهاي محوري سريال «زمينگرم» است که اين شبها قصه حولمحور و حضور او ميچرخد و با آمدنش به زندگي «علييار» او و خانوادهاش را دچار تشويش کرده است. نادر فلاح قبلتر نقشهاي شاخصي براي تلويزيون بازي کرده بود، از «جوادسرپرست» در سريال «عقيق» گرفته تا «اسکندر» سريال «زيرخاکي» و.... اما او اين شبها در قالب يکي از نقشهاي بحث برانگيز و جنجالي دوران کارياش قرار قرار گرفته است. شخصيتي که او در اين سريال بازي ميکند براي مخاطب سريال «زمينگرم»، حرفهاي زيادي براي گفتن دارد. «فارس»، با نادر فلاح درباره اين سريال گفتوگويي انجام داده که در ادامه ميخوانيد.
اين روزها همچنان مشغول تصويربرداري هستيد؟
بله کماکان مشغوليم.
بازخوردها تا الان به چه صورت بوده است؟
بهنظرم بد نبوده. وضعيت «استوار» طوري است که مردم هم از او خشمگين ميشوند و منزجرند بهخاطر رفتارهايي که با عروس و پسرش دارد و ديکتاتورياي که در رفتارش بوده و از طرفي هم بعداز جنون و ديوانگياش و ناتوانياي که از او ميبينند و تحت حمايت پسر کوچکش قرار ميگيرد، برايش دلسوزي ميکنند. در هر صورت بين بازخوردهايي که تا به حال دريافت کردم تناقضي به اين شکل وجود دارد و يکجايي مردم از «استوار» ميترسند و يکجايي هم دلشان برايش ميسوزد و از او بدشان ميآيد.
بازي شما در اين سريال بهگونهاي است که انگار در دو نقش بازي کرديد. اين موضوع کار شما را سختتر نکرد؟
بله در هرحال وضعيت اين آدم تناقض دارد و ميتوان گفت که دو نقش را در اين سريال بازي کردم. چونکه «استوار» بعداز جنون به آدم ديگري تبديل ميشود و اينها در نوع رفتار، تکلم، چهره و... مشخص است و تغييرات اساسي در اينها ميبينيم. اما هر دوي اين نقشها ويژگيهاي مشترکي دارند و من بهعنوان بازيگر بايد اينها را حفظ ميکردم و اميدوارم توانسته باشم حفظشان کنم.
براي ايفاي نقش «استوار» قطعا با سختيهايي مواجه بوديد؟
تا زماني که ديوانه نشده بود چالشها و درگيريهايي دارد و سختترين بخش بازي من تفکيک و مهندسي اين دو وضعيت سالم و ديوانه بودنش است. اينکه چطور نگاه و صدا و رفتارش را قبل و بعداز جنون طراحي کنم. از اينها که بگذريم ميرسيم به سختي کار در بخش فيزيکي که شامل چالهکندنهايش زيرباران، اسيري و فرار و... ميشود.
بههرحال شخصيت «استوار» از شخصيتهايي است که تا چند قسمت ابتدايي سريال زورگويي و خشونت خاص خود را در برخورد با اطرافيانش دارد و از نيمه به بعد سريال اين آدم تغيير ميکند و اين تغيير تا جايي پيش ميرود که حتي نميتواند کارهاي شخصي خود را نيز به تنهايي انجام دهد. شما براي ايفاي اين نقش با اين قبيل افراد معاشرت داشتيد؟
از اين افراد در اطرافم زياد ديدم. اغلب آدمها در جواني و زماني که سالم هستند و انرژي دارند با تکيه بر قدرت بدنيشان زورگويي ميکنند و براي آدمهاي ضعيفتر از خودشان شاخوشانه ميکشند. حتي يکي از نزديکان ما فردي بود که تا وقتي جوانتر و سالمتر بود، به همين شکل رفتار ميکرد و صداي بلندي داشت و داد ميزد و فرزند و همسرش را کتک ميزد و دست به زن داشت اما به روزي افتاد که فرزند و همسرش او را ترک کردند و او به وضعيتي افتاد که حتي به سختي راه ميرفت و نيازمند به اين بود که حتما کسي کنارش باشد و او را حمايت کند، اما الان دوران پيري را با تنهايي ميگذراند.
يعني در اصل يکي از اهداف سريال «زمينگرم» در مورد شخصيت «استوار» اين است که تا زمانيکه قدرت دستت است، قدرتنمايي نکن.
بله دقيقا درست است و هيچکس نبايد به قدرت امروزش اعتماد کند چونکه فردايي هم در راه است و معلوم نيست سرنوشت انسان به چه صورت ميشود.
بهصورت کلي فيلمنامه «زمينگرم» چقدر براي شما جذابيت داشت و زمانيکه آن را خوانديد قصه کار درگيرتان کرد؟
اين سريال قصه خوبي دارد و روابط خانوادگي را بهخوبي نشان ميدهد. افرادي که در روابطشان دچار اختلافنظر، عقيده، شيوه زندگي ميشوند در اين قصه برايم جذاب بود. پيچيدگي روابط انساني را در قصه اين سريال خيلي دوست داشتم.
در حالت کلي فکر ميکنيد چه اتفاقي ميافتد که يک بازيگر در يک نقش موفق و ماندگار ميشود؟
سالها رنج هنرکشيدن و کسب تجربه و دانشاندوزي به داد يک بازيگر ميرسد. البته در هر حرفهاي به همين شکل است. اينکه چقدر شما نسبت به حرفهتان دانش داشته باشيد و چقدر براي رسيدن به جايگاهي که داريد تلاش کرده باشيد مهم است.