تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، کودکان قبل از شروع تحصيل در مراکز و اماکني بهنام کودکستان اوقات خود را سپري ميکردند. فرزندان والدين شاغل و يا والديني که کودکستانها را مقدمه جامعهپذيري کودکان ميدانستند معمولا در زمره بهربرداران از کودکستانها قرار داشتند. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي کودکستانها نيز در تحولات انقلابي به مهد کودک تغيير نام داد و در بخش آموزش قبل از دبستان طبقهبندي شدند. علاوه بر تغييرات ظاهري و اسمي تحولات محتوايي و اساسي نيز در اين مراکز صورت پذيرفت. تعداد مهدها افزايش چشمگيري پيدا کرد و سازمان بهزيستي توليت نظارت و مديريت عالي اينگونه مراکز را بر اساس وظيفه ذاتي بهعهده گرفت. در سالهاي 58و59 صدور مجوز و ارزيابي صلاحيت و نظارت کيفي مهدها بين آموزش و پرورش و بهزيستي جريان داشت.از آنجا که مراکز نگهداري ايتام و کودکان بيسرپرست در حوزه اختيارات بهزيستي قرار داشت و بودجه وکمکهاي مردمي نيز براي مقاصد ياد شده در اختيار اين سازمان قرار ميگرفت، بهطور اخص صدور مجوز تمديد يا ابطال پروانهها نيز در حوزه اختيارات سازمان بهزيستي قرار گرفت. رشد چشمگير کودکان و اهميت چشمگير مهدهاي کودک در پيريزي و شالوده شخصيت و رشد اجتماعي کودکان بهعنوان سرمايههاي اصلي کشور اهميت خاص اين مراکز را هر روز بيشتر از روز قبل آشکار کرد. صادقانه بايد پذيرفت که وزارت آموزش و پرورش با داشتن حدود 14مليون دانش آموز در مقاطع مختلف آموزشي و چند صدهزار نفر شاغلين در قالب آموزگار و دبير و ساير کارکنان سطوح مختلف اداري، يکي از بزرگترين و گستردهترين سازمانهاي کشور بهحساب ميآيد. تصميمات خام و نسنجيده در چنين تشکيلات گسترده، تاثير مستقيم بر سرنوشت سرمايههاي اصلي کشور خواهد داشت. حال با اين همه سازمانها و واحدهاي وابسته و دشواريهاي برنامهريزي و کنترل اين تشکيلات صحبت از افزودن مهدهاي کودک به آموزش و پرورش به ميان آمده. تخصيص نيروهاي صف مقدم بهعنوان مربيان در رشتههاي مختلف در کنار بودجه قابل توجه نکات قابل توجهي هستند که بايد در تغييرات تشکيلاتي در نظر گرفته شود. شايد گفته شود نيروهاي موجود به تشکيلات جديد منتقل ميگردد، در تطبيق الگوهاي استخدامي و رعايت مباني تعيين حقوق بايد به موضوع طبقه بندي مشاغل و همطرازي توجه خاص نمود. فقط بيان يک نکته مثل انتقال مهدهاي کودک از بهزيستي به آموزش و پرورش، بدون مطالعات اوليه و اساسي و برنامهريزيهاي فني فقط بياني احساسي و حساب نشده، است. يقين دارم اين حرکت نيز مثل بسياري ار حرکات نسنجيده موجب اتلاف بخش قابل توجهي از بيتالمال و انرژي انساني خواهد شد. باتوجه به اشارات موثر و پدرانه مقام معظم رهبري در ضرورت برنامهريزيهاي آموزشي و تربيتي براي کودکان و نوجوانان و دقت لازم کارشناسان در تنظيم برنامهها براي آنها، اميدوارم در اين محورهاي اساسي اسير دوباره کاريها و بدسليقگيها نگرديم. مهدهاي کودک همان بهتر که تحت مديريت سازمان بهزيستي بماند و آموزش و پرورش به بقيه مقاطع تحصيلي بپردازد که اين روزها مشکلاتشان سر به فلک کشيده است. سازمان بهزيستي با دعوت از نخبگان امورتربيتي از حوزههاي علميه، روانشناسان، رفتارشناسان به تعيين و تبين مفاد آموزشي مطابق با شرايط و نيازهاي سني براي گروههاي دو تا چهارساله و چهار تا ششساله از دختران و پسران با عنايت به شرايط روز اقدام بنمايد، تا در کنار بازيهاي لازم براي رشد جسمي و روحي بتواند رسالت تاريخي خود را بهتر ايفا نمايد.