بستن

اروپا و چين به بازار ايران می‌انديشند

اروپا و چين به بازار ايران می‌انديشند
آرمان ملی: طی یک ماه گذشته اتفاقات بسیاری در صحنه نظام‌ بین‌الملل به وقوع پیوسته که از جمله آن می‌توان به شکست‌های پی در پی آمریکا در شورای امنیت در مقابل ایران اشاره کرد. هر چند که آمریکایی‌ها هنوز هم دست از تلاش برنداشته‌اند و نمونه‌اش نیز بیانیه‌ آنها برای بازگشت تحریم‌های بین‌المللی ایران است که با مخالفت قاطع سایر کشورها مواجه شده است. در این راستا برای بررسی عملکرد کشورهای طرف برجام و بررسی تاثیر سخنان رئیس‌جمهور در سازمان ملل«آرمان ملی» با مهدی مطهرنیا آینده‌پژوه سیاسی و اجتماعی به گفت و گو پرداخته است که می‌خوانید.

تاثير سخنان رئيس‌جمهور در هفتاد و پنجمين مجمع عمومي سازمان ملل را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

سخنان حسن روحاني به عنوان رئيس‌جمهور نظام جمهوري اسلامي ايران مطرح مي‌شود. پرسش نخست اين است که سخنان رئيس‌جمهور ايران تا چه اندازه عمق نفوذ استراتژيک دارد؟ به‌نظر مي‌رسد که رئيس‌جمهور در جمهوري اسلامي، تنها در ساختار قدرت نفر دوم حساب مي‌شود. در ديد کشورهاي جهان، رئيس جمهور ايران به عنوان يک هماهنگ کننده دستگاه بروکراسي شناخته مي‌شود و صراحتا چه در حوزه بيان، چه در حوزه رفتار و چه در حوزه کنش‌هاي سياسي، اين معنا را مي‌توان رديابي کرد. ترامپ،‌ پمپئو و برايان هوک هر سه به صورت کاملا آشکار، رئيس‌جمهور ايران را تصميم‌گيرنده نهايي نمي‌دانند. در حوزه رفتار، رئيس‌جمهور در مجامع بين‌المللي به عنوان سخنگوي حکومت ايران در چارچوب دستگاه بروکراسي اداري و سياسي شناخته مي‌شود اما تصميم‌گيرنده و اقدام کننده نهايي به حساب نمي‌آيد. در حوزه کنش سياسي ملاحظه کرديد که نامه رئيس‌جمهور سابق آمريکا که مورد پذيرش نسبي ايران نيز قرار گرفت، نه به رئيس‌جمهور ايران که به رهبري نوشته مي‌شود و از سوي رهبري به او پاسخ داده مي‌شود. به همين علت از نظر بافت موضوعي، رئيس‌جمهور در دهه اخير جايگاه خود کاملا در اختيار ندارد. با شناسايي رفتار قدرت در ايران، اين ساختار ديگر چندان مدنظر نيست.

اساسا ميان مقام و جايگاه رئيس‌جمهور تفاوت و تمايزي قائل هستيد؟

بله؛ من معتقدم شخص رئيس‌جمهور شخصيتي سياسي است و به عنوان رجل سياسي شناخته مي‌شود. فردي باسابقه روحانيت و فقاهت، عضو مجلس خبرگان رهبري، دبير شوراي امنيت ملي، با سابقه چندين دهه فعاليت سياسي و اکنون دو دوره رياست‌جمهوري را براي خود انباشته داشته است. وي براي خود جايگاه قائل است. هواداران او و کساني که به او راي داده‌اند، اکنون چه موفق و چه ناموفق باشد، او را رئيس‌جمهور ايران مي‌دانند. فلذا امروز رئيس‌جمهور ايران بيش از هرکسي سخن مي‌گويد تا اين جايگاه را به نمايش بگذارد. همه سکوت کرده‌اند و رئيس‌جمهور ايران هرروز سخن مي‌گويد. بيانات او هرچه بيشتر مي‌شود، نقدها نيز به او افزايش پيدا مي‌کند، زيرا جايگاه و مقام او يکسان نيست. با اين حساب اگر جايگاه را تعريف فرد از خود در مجموعه پيراموني خويش بدانيم، مقام تعريفي است که ديگران از وي در سپهر پيراموني قائل هستند. تعارض ميان جايگاه و مقام ايجاد شده است. رئيس‌جمهور جايگاه دارد ولي مقام ندارد و چون مقام با جايگاه تعارض دارد، هرچه بيشتر صحبت مي‌کند، شکاف حرف با عمل بيشتر به نمايش گذاشته مي‌شود. به همين علت از حيث بافت موقعيتي او درباره اوضاع داخلي سخن مي‌گويد، وزير امور خارجه مساله اعدام را در چارچوب استقلال قوه‌قضائيه مي‌خواند ولي از آن سو آمادگي دولت را براي مذاکره در باب آزادي زندانيان دو تابعيتي رسما اعلام مي‌دارد. اين تضاد‌ها به واسطه شکاف بين جايگاه و مقام خود را به نمايش گذاشته است و آنچه رئيس‌جمهور بيان مي‌کرده است، تا حدود زيادي از منظر جايگاهي در جامعه مخاطب اهميت پيدا مي‌کند.

با توجه به تحولات اخير بين‌المللي وضعيت برجام و کشورهاي عضو آن را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

به عقيده من سطح تحليل ديگر به موضوعاتي بازمي‌گردد که در رابطه با پرونده ايران و آمريکا و برجام است. برجام يک دلالت ضمني، پيوست و يک توافق‌نامه است. اين توافق‌نامه وابسته به پرونده ايران و آمريکا و تهران و واشنگتن است. خود پرونده ايران و آمريکا و تهران و واشنگتن، اکنون در بافت موقعيتي نظام بين‌الملل قرار گرفته است که در آن، اتحاديه اروپا و چين، رقباي آمريکا محسوب مي‌شوند. آنها نيز رقباي آمريکا در شکل دادن به نظم آينده جهاني با شکل و محتواي جديد و هندسه بروني و بيروني‌ هست که آمريکايي‌ها، چيني‌ها و اتحاديه اروپا آن را دنبال مي‌کنند. اين رقابت در برجام خود را به نمايش مي‌گذارد. اتحاديه اروپا برجام را ميراث ديپلماتيک خود مي‌داند. روسيه و چين در جهت گسترش حضور خود در ايران به عنوان پل پيروزي بين شرق، غرب، شمال، جنوب درصدد استفاده از برگ ايران جهت گسترش قدرت خود در نظم آينده جهاني هستند. برجام به صحنه‌اي براي اصطکاک قدرت‌هاي بزرگ تبديل شده است که در آن نيز از آن حمايت عالي صورت نگرفته است. برجام را ترکمانچاي خوانده‌اند. پايگاه‌هاي اصلي قدرت بدون توجه به جايگاه و مقام رئيس‌جمهور و امضاکنندگان آن، ناديده‌اش گرفته و از متن به حاشيه برده‌اند. چوب سخت ترامپ مبني بر خروج از برجام و اقدام عملياتي در باب فعال کردن مکانيسم ماشه، زمينه‌هاي فشار حداکثري ايران را در زواياي مختلف فراهم ساخته‌اند.فلذا اکنون آنچه در باب برجام گفته مي‌شود، داراي واقعيت است. اتحاديه اروپا، روسيه و چين، هرکدام به دنبال منافع خود با حفظ برجام و استفاده از ايران در اين زمينه هستند. سخن آن است که آيا ايران از اين مساله بهره‌اي مي‌برد و در حمايت از ايران، اروپاي متحد و چين، تقابل در همه وجوه با ايالات متحده را خواهند پذيرفت؟ تجربه نشان داده است که اينگونه نيست. آن‌ها به (هردوانه) يعني هم بازار ايران و هم ارتباط با آمريکا مي‌انديشند. اگر قرار باشد اين کشورها بين ايران و آمريکا در دوراهي انتخاب قرار بگيرند، همواره با نرمش بسيار زيرکانه‌اي منافع خود را در ارتباط با آمريکا و حل و فصل مسائل خود با آمريکا ديده‌اند. در اينجا ايران بايد مراقب باشد که چگونه مي‌توان در اين مسير وارد عمل شد.

به نظر مي‌رسد يک فهم اشتراکي ميان ايران، روسيه و چين درباره اينکه زمان قلدرمآبي در نظام بين‌الملل به سر آمده به وجود آمده است و اين را مي‌توان در رويکرد چهار کشور عضو دائم در شوراي امنيت ديد؛ اين مساله را چگونه تحليل مي‌کنيد؟

اين فهم مشترک نيست، بلکه اشعار مشترک است. چين به مسلمانان اويغور حمله مي‌کند و به آنها فشار مي‌آورد. اين کشور در کره شمالي نفوذ کامل دارد و تلاش مي‌کند تا سياست‌هاي خود را اعمال کند. اعمال زور چه در صحنه سياست‌هاي داخلي چين و چه در سياست‌هاي خارجي آن قابل رديابي است. اين در خصوص اتحاديه اروپا نيز صادق است و جايي که منافع‌اش اقضا کند چه به صورت دولت کشورهاي موجود در اين اتحاديه چه مجموعه اين اتحاديه، مي‌توان اين معنا را يافت. اين شعار از سوي ايالات متحده آمريکا نيز داده مي‌شود. ايالات متحده امروز از زبان ترامپ مي‌گويد، من نمي‌توانم ژاندارم جهان باشم و هزينه‌هاي آن را پرداخت کنم، بلکه بايد کشورهاي بزرگ جهان نيز باشند. آمريکا مي‌گويد من نمي‌توانم نقش اعمال زور براي ايجاد امنيت بين‌المللي را به جاي متحدين خود ايفا کنم و اتحاديه اروپا از منافع آن بهره‌مند شود. پس بيش از فهم مشترک بين اتحاديه اروپا و چين، يک شعار مشترک به وجود آمده است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی