چند روز پيش، روزنامهاي از افزايش پديده شوگردَدي و شوگرمامي(يعني کسي که تمکن مالي دارد و با يک نفر کوچکتر از خودش ازدواج ميکند) در ايران خبر داد. متاسفانه اين آمار غلط است، چون ما از قديمالايام شوگرددي داشتيم! مثلا پدربزرگ خودم، چند ماه بعد از فوت مادربزرگم بود که عمهام را صدا کرد و به او گفت: «ميخوام فصل جديدي از خاندانمونرو رقم بزنم». چند روز بعد هم رفت و با يک خانم جوان آمد طوري که تجديد فراش، فراش ريخت.
بعدها که من براي اولين بار اصطلاح شوگردَدي را شنيدم فکر کردم اين يک نوع جديد ديابت است که جديدا شيوع پيدا کرده، اما بعدا که عکسهاي کمتر ديده شده يکسري از هنرمندان را ديدم و قضيه برايم روشن شد، ياد پدربزرگم افتادم و با خودم گفتم: «شوگرددي در خانه و ما گرد گوگل ميگرديم!»
از لحاظ تاريخي هم که بخواهيم به اين قضيه نگاه کنيم ميبينيم که اولين شوگرددي تاريخ ناصرالدين شاه بوده. البته از آنجايي که در اين زمينه بين او و پدرش رقابت تنگاتنگي وجود داشته، بهتر است از مظفرالدين شاه هم يادي بکنيم!
اما قضيه شوگرمامي کاملا فرق ميکند! اگر به نمودار شوگرماميها نگاه کنيد متوجه ميشويد بعد از پخش سريال «مانکن»، اين پديده پيک انداخت؛ وگرنه پسر ايراني شوگر ميخورد که با يک خانم پولدار مسن ازدواج کند. جالبتر اينجاست که وقتي هذلولي اين نمودار را رسم ميکنيم، به خانواده نيمار ميرسيم!
به هرحال، با توجه به اينکه جمعيت ايران در حال پير شدن است روزي ميرسد که ما با پديده «نيني ددي» و «نيني مامي» مواجه ميشويم و اين شوگر موگرها برايمان عادي ميشود.