وضعيت بازار سهام نسبت به گذشته، تغيير خاصي نداشته است. تعدادي مولفههاي تاثيرگذار بر روي سودآوري يکسري از شرکتها همچون قيمتهاي جهاني و رشد دلار، پيش ذهنيتي را ايجاد کرده بود که بعضي گروهها با اصلاح قيمت اخير، ارزنده شدهاند؛ به علاوه ديديم که اين گروهها در روزهاي گذشته با تقاضا روبهرو شدند، اما نکته اصلي آن است که اين امر براي کليت بازار اتفاق نيفتاد و کماکان نمادهايي را مشاهده ميکنيم که با صف فروش کار خود را دنبال ميکنند، به طوريکه يا حمايت خاصي از آنها نميشود يا از ديد خريداران حقيقي هنوز به قيمتهاي جذابي نرسيدهاند. اين نشاندهنده آن است که بازار سهام در قسمت محدودي با تقاضا همراه است و در بخش عمده ديگر شرايط متفاوتي دارد و رها شده است. گرچه مصوبات و دستورالعملهاي زيادي در روزهاي اخير به تصويب رسيده است، اما هنوز خيلي از آنها به مرحله اجرا نرسيده است. به طور مثال خريد سهام خزانه از دو سه روز آينده شروع ميشود، موضوع فروش اوراق تبعي با اينکه اجرا شده، اما در حال حاضر براي همه نمادها نيست و تعدادي زيادي از نمادها اوراق تبعي ندارند. همچنين بازارگرداني در بازار هم قرار است از اواسط مهرماه اجرا شود. گفتني است زمانبر شدن تصويبها تا اجرا، منجر به بلاتکليفي در روند معاملات ميشود که اکنون شاهد آن هستيم. در برخي از گروهها هم با توجه به شرايط معاملات روز دوشنبه و حمايت از آنها انتظار ميرود در روزهاي آتي، روند معاملات متعادلتر شود. از سوي ديگر انتظار ميرود دامنه حمايتها مشموليت حداکثري پيدا کند و تعداد نمادهاي بيشتري را مورد پوشش قرار دهد؛ اينکه حمايتها به صرف چهار گروه فولادي، سنگآهني، بانکي و پتروشيمي ختم شود، براي عامه سهامداران قابل قبول نيست و انتظار معاملهگران خرد آن است که طيف حمايت بيشتر به سمت گروههاي کوچکتر سوق پيدا کند. در خصوص تاثير اخبار سياسي چند روز اخير بر روند معاملات هم بايد اشاه کرد، واضح است بازاري که اعتماد خود را از دست داده، به کوچکترين خبر واکنش نشان ميدهد. شايد اگر در زمان مثبت بودن بازار و خريدهاي سنگين چنين اخباري منتشر ميشد، به هيچ عنوان کانون توجه قرار نميگرفتند. به طوريکه حدود دو ماه پيش هم چنين اخباري مطرح ميشد اما تاثيري در روند مثبت بازار سهام نداشت، اما در دو روز گذشته با وجود اينکه ميدانستيم مکانيزم ماشه فعال نميشود، خبر مذکور اثرگذاري منفي بر معاملات داشت و همانگونه که اشاره شد، تاثير اين اخبار بيش از هر مورد ديگري به سبب ترس و بياعتمادي فعلي است. نکته مهم ديگري که بايد به آن پرداخت آن است که، دولت نميتواند به شکل مستقيم در بازار سرمايه فعاليت کند، اما به طور حتم رشد بورس براي دولت سودآور است و اکنون شائبهاي پيش ميآيد که شايد براي مدتي کار دولت بازار سرمايه تمام شده است که نميتوان به طور قطع در اين خصوص اظهار نظر کرد.