«شي جين پينگ»، رئيسجمهوري خلق چين ميکوشد چين را به قدرتي بزرگ در درياها تبديل کند و البته براي اين کار نيز نقشه راه تعيين کرده است. نيروي دريايي چين در حال حاضر 350 کشتي جنگي در اختيار دارد، حال آنکه تعداد ناوهاي جنگي نيروي دريايي ايالات متحده تنها 293 فروند است. البته ايالات متحده باوجود آنکه کشتيهاي جنگي کمتري نسبت به چين در اختيار دارد، اما در زمينههاي ديگر از جمله فناروي و تجهيزات پيشرفتهتر دريايي نسبت به ساير رقبا داراي مزيت و برتري است. همچنين ايالات متحده در حال حاضر 11 ناو هواپيمابر هستهاي دارد که قادر به حمل صدها هواپيما از انواع مختلف هستند؛ حال آنکه پکن تنها دو فروند از اين نوع ناوهاي هواپيمابر دارد که از نظر کارايي و قابليت نسبت با ناوهاي آمريکايي در مرحله پايينتري قرار دارند. نکته ديگر اينکه چين نسبت به ايالات متحده از پايگاههاي دريايي کمتري در خارج از قلمروي ملي برخوردار است؛ در حالي که نيروي دريايي آمريکا در اروپا، آفريقا، غرب و شرق آسيا حضور گستردهاي دارد، پايگاه جيبوتي نخستين پايگاه نظامي خارجي چين است که در سال 2017 افتتاح شده و البته همچنان در حال توسعه است. بنابراين بايد گفت هر چند اين ابرقدرت شرقي هنوز نتوانسته در زمينه قدرت دريايي به طور کامل آمريکا را پشت سر بگذارد و به قدرتي بيبديل در عرصه درياها تبديل شود، اما در سالهاي اخير سياستها و تحرکاتي از سوي اين کشور ديده شده که نشان از خيز چين براي تبديل شدن به قدرت برتر دريايي و البته توسعه نفوذ سياسي و بينالمللي اين کشور در آيندهاي نزديک دارد. تحولات چند سال اخير در درياي چين جنوبي يعني تلاش چين براي افزايش قلمروي دريايي خود با احداث جزاير مصنوعي و ادعاي مالکيت برخي از جزاير واقع در اين دريا که موجب برخي مناقشات با کشورهاي همسايه از قبيل فيليپين، ويتنام، مالزي و امثال اينها شده، يکي از نخستين نشانهها در اين زمينه است. نيروي دريايي ارتش آزاديبخش خلق چين در سالهاي خير در حوزه اقيانوس هند و غرب آسيا نيز فعالتر شده و تأسيس پايگاه دريايي در جيبوتي يکي از اقدامات اين کشور در راستاي گسترش نفوذش در حوزه شاخ آفريقا است؛ جيبوتي بندري استراتژيک در دهانه درياي سرخ با دسترسي آسان به درياي عربي، خليجفارس و اقيانوس هند است. بسياري از کشتيهاي دخيل در ماموريتهاي مبارزه با راهزني دريايي و محافظت از نفتکشها در اين مکان توقف ميکنند. چين نيز در اين ماموريتها مشارکت دارد. اين پايگاه در صورت نياز از ظرفيت پذيرش چهار زيردريايي تهاجمي هستهاي چين برخوردار است، هر چند در حال حاضر اين دست عملياتها محدود است، اما به نظر ميرسد چين درصدد افزايش اسکلههاي اين پايگاه براي تقويت قدرت مانور خود است. چين علاوه بر داشتن ناوگان بزرگ دريايي، طي يک دهه گذشته تجربه قابلتوجهي در همراهي و تامين امنيت ترافيک تجاري دريايي به دست آورده و از سال 2008 بيش از 30 فروند ناوگان را براي محافظت از کشتيها در برابر دزدان دريايي سومالي اعزام کرده است. هر چند بسياري تحليلها از اين مساله حکايت دارد که چين احتمالا به پاکستان يا ميانمار به عنوان مقاصد بعدي پايگاههاي دريايي خود نظر دارد، اما در اقدامي عاجلتر، اين کشور در حال بررسي گزينهها براي همراهي کشتيهاي تجاري در خليجفارس است؛ اقدامي که امکان دستيابي به يک صحنه جديد حائز اهميت براي منافع انرژي آن را فراهم ميآورد. يکي از اين گزينهها، مشارکت احتمالي در ماموريتهاي ائتلافي به رهبري ايالات متحده است که با وجود چين ميتواند راهي کمهزينه براي گسترش عمليات دريايي خارجي و ايجاد مسيرهاي ورودي اوليه به منطقهاي باشد که از دهه 1970 ميلادي به بعد، تحت نفوذ و کنترل امنيتي ايالات متحده بوده است. چين منافع اقتصادي حياتي در منطقه خليج فارس دارد و با مشارکت در ائتلاف دريايي چندجانبه ميتواند از آنها محافظت کند. حدود 43 درصد کل واردات نفت خام چين از خليجفارس عبور ميکند و اين مساله، باز ماندن اين خطوط دريايي حياتي را براي چين به يک ضرورت تبديل ميسازد.