مهمترين شاخصه آيتا... صانعي تمايز فکري و سلوکي ايشان در سه دهه اخير است. مخصوصا آنگاه که از دايره حجابآفرين حکومت دورتر ميشوند و با کنار زدن پردهها به نداي وجدان بيدارشان و فکر پويايشان آزادهتر پاسخ ميدهند. شيفتگي به اهل بيت عليهمالسلام، هوش و تحليل قوي، تکاپوي علمي، زهد و سادهزيستي و مردمداري از ويژگيهاي مهم آيتا... بوده است. اما شايد آنچه ايشان را متمايز ميساخته آزادمنشي، آزادانديشي، شجاعت و تعلقخاطر به مظلومان و ستمديدگان و به طور کلي نگرش خاص و بنيادي به حقوق انسان بوده است. تعلقخاطر خاص به مکتب اجتهادي امام خميني و ادراک ايشان از پويايي زمان و مکان به ايشان اين توانايي را داده بود تا راههاي تازهاي را بگشايد. آيتا... در عين سبک زندگي سنتي، شرايط مقلدان با ساير سبکهاي زندگي يا در ساير کشورها و تنگناهاي ايشان را به خوبي درک مينمود و با نگراني از دين و دنياي مردم در جستوجوي فتاوي و راهحلهايي بودند تا الفت مردم با اساس دين و منزلت دينداري در جوامع امروزي محفوظ بماند. شايد به همين دليل باشد که هم ايشان منزلت ويژهاي براي دانشگاهيان و زنان قائل بودند و هم آنکه خود به مرجع بسياري از جوانان، زنان و دانشگاهيان به عنوان نمونههايي از اقشار پوياي جامعه تبديل شده بودند و موجبات اشتراک گفتماني مرجعيت با دانشگاه را فراهم آورده بود. تمايز ديگر ايشان را ميتوان در بازتعريف از نسبتشان با حکومت و مردم نيز ديد؛ انتقاد با حفظ اصول. بازتعريفي که نگاه فقيهانه را با نگاه منتقدانه در کنار هم نگاه ميداشت؛ نه به کنج عزلت خزيدند و نه در سياست به سبک رايج غلتيدند؛ در حد فاصلي ايستادند که بتوانند صداي مردم در قبال قدرت باشند و معناي فقيه پشتيبان مردم را زنده نگه دارند.تمايزهاي فتوايي ايشان، شايد مورد قبول همه نباشد و درباره هر کدام اهل خبره ميتوانند نظر تاييدي يا انتقادي داشته باشند، اما کسي نميتواند منکر باشد که بابهاي جديدي براي بحثهاي علمي گشوده شد. باور داشته باشيم، وجود تمايز با حفظ اصول بهويژه از شخصيتهاي خوشبنياد و اهل فکر براي هر جامعهاي موهبت و براي توسعه هر ملتي حياتي است. تمايز و در پي آن اتباع احسن زيربناي رشد است و اساسا بدون تمايز اصولي، اتباع احسن معنا نمي يابد و جامعه به رشد و تعالي نخواهد رسيد. البته مساله بسياري از مخالفان ايشان، بيشتر تمايزات سياسي بود تا فتوايي. آنها تحمل منتقدي نظير آيتا... صانعي را که اهل عقبنشيني هم نبود، نداشتند. آنها تمايزهاي تکاملبخش انديشهاي و سياسي را مخل حيات خود دانسته و گويي «شبيهسازي» را وجه همت خود قرار دادهاند، غافل از آنکه جامعه بشري کارخانه «شبيه سازي» نيست.آيتا... صانعي از مظلومترين نخبگان و مراجع زمانه ما بود. مظلومانه و بيتشريفات زيست و مظلومانه و بيتشريفات از گوشه يک بيمارستان محروم دولتي به ناگهان از ميان ما پر کشيد و شيوه وفاتشان گوياي سبک زندگي ايشان بود. آيتا... صانعي با درک اين واقعيت و نگراني از خطرات آينده، از هراسي که بر جريان فکر و بسياري از بزرگان مستولي کردند، فرياد برآورد و رنج تنها ماندن و تنها مردن را به جان خريد. او گوهر آزادگي را شناخت، با حفظ اصول، انتقاد کرد و با پذيرش تمام هزينههاي تمايز فکري، در مظلوميتي آگاهيبخش از ميان ما رفت، اما هم نگاه متمايزش و هم شجاعت و صراحتش و هم صفا و صداقتش و هم پايدارياش و هم حمايتش از مظلومان و ستمديدگان و هم اجتهاد نوآورانهاش در ميان ما باقي ماند.