آرمان ملي - اميد کاجيان: گفتوگوهاي محمود احمدينژاد و اظهارنظرهايش قطعا موضوع تازهاي نيست و هربار هم سوژهاي براي رسانههاست تا در مورد آن سخن بگويند يا لااقل در مورد بخشي از گفتههاي او تحليل و نقد بنويسند. از سويي هم رئيسجمهور سابق همواره تلاش ميکند تا در گفتوگو و اظهارنظرهايش با عبور از خطقرمزها نظر گروهي از مردم را در کنار رسانههاي اصلاحطلب و اصولگرا به خود جلب کند. مثلا او پيشتر در گفتوگويي هنري با سخن گفتن از هنرمندان لسآنجلسي، جنجالي شد و اظهارنظرهايش راجع به آنان، نقل محافل. وي حالا در گفتوگويي سياسي نه به واسطه نوع گفتوگو بلکه به واسطه نوع انتخاب رسانه جنجالآفريني کرده است. رئيس دولت سابق و البته يکي از اعضاي تشخيص مصلحت نظام، با خبرنگار راديو فردا به گفتوگويي البته نه چندان بلند- با توجه به نوع سوال و جوابهاي رد و بدلشده- مينشيند. همين چند وقت پيش بود که ديگر عضو مجمع تشخيص مصلحت يعني سيدمصطفي ميرسليم بهخاطر گفتوگو با بيبيسي آماج حملات و بدوبيراههاي حتي خوديهاي اصولگرا قرار گرفت، آنگونه که مجبور به عذرخواهي شد.
آنچه به دنبال اثبات آن است
مطمئنا گفتوگوي وي با اين رسانه خيلي بيشتر از اظهارنظرهايش راجع به لباس ورزشي سرنا ويليامز، تنيسور زن آمريکايي و ياد کردن از توپاک شاکوررپر مشهور يا حتي تعاريف و تمجيدهايش از استاد شجريان عجيب است. اين عجيب بودن فقط بهخاطر اينکه راديو فردا يک رسانه خارجنشين داراي زاويه با نظام است، نيست.به نظر ميآيد رئيس دولت سابق با گفتوگو با راديو فردا تفاوتش با ساير چهرههاي سياسي را به رخ ميکشد تا ثابت کند از هجمههاي اصولگرايان و اصلاحطلبان بعد از اين گفتوگو نميهراسد و البته که آنقدر هم عزتنفس دارد تا مثل امثال ميرسليم بعد از فشارها و پيغام پسغامها وادار به عذرخواهي نشود. احمدينژاد که چندي پيش با نوشتن نامهاي به بنسلمان وليعهد عربستان از صلح گفته بود و مودت کشورها با يکديگر، اکنون در نمايشي ديگر ميخواهد ثابت کند براي او صلح، مرز و محدوده نميشناسد و آماده مباحثه با هر کسي است و ازهمينرو به گفتوگو با راديو فردا پرداخته است .
نگاه متفاوت
از سويي احمدينژاد اينبار در مقام گفتوگوشونده با يک خانم بيحجاب ايراني و بهصورت تصويري سخن ميگويد که اين خود سراسر معناست. هرچند نحوه مکالمه دوطرف در مورد ساير مسائل نشان ميدهد که آنها به يک جدال لفظي در قالب سوال و جواب ميپردازند، اما احمدينژاد گفتوگو با گفتوگوکننده خانم ايراني را که روسري هم بر سر ندارد، نهتنها مانعي نميداند بلکه خيلي راحت و برخلاف برخي از سياستمداران که در موقع گفتوگو با حتي زنان خارجي در ساير کشورها سرشان را پايين مياندازند و پاسخ ميدهند، پذيرفته است و با وي بهعنوان يک خبرنگار ايراني و عادي گفتوگو ميکند. بيترديد خود اين موضوع نيز بيانگر پالسهايي از سوي احمدينژاد است. او که در گفتوگوي قبلياش نيز درمورد موضوع خوانندگي زنان و حجابشان سخنهايي جنجالي و پرچالش مطرح کرده بود و مثلا خوانندگي زنان را خلاف قانون ندانسته بود، اکنون گامي ديگر در اين عرصه برميدارد و بهصورت رسمي با يک خبرنگار زن ايراني بيحجاب به گفتوگو مينشيند. گفتوگوي رئيس دولت سابق از يک نگاه ديگر نيز قابل توجه است، آن هم جايي که گفتوگوکننده ميگويد چگونه است که با راديو فردا صحبت ميکند؟ و ميپرسد چرا زماني که رئيسجمهور بوديد ما را دعوت نميکرديد و از تيم شما بودند کساني که اجازه ورود را به ما- زماني که در سازمان ملل بوديد - نميدادند و او بيان ميکند: «از تيم ما کي بوده؟ ما که آزاد بوديم با همه صحبت ميکرديم ديگر.» البته قبلا نيز بارها فراموشي در اين مواقع به سراغ او آمده است وگرنه احمدينژاد بايد به خاطر داشته باشد در دوران رياستجمهوري خود وقتي مثلا خبرنگار بيبيسي از او سوال کرد با يکي دو کلمه آنها را وابسته به جاهايي دانست و عدم تمايلش براي پاسخ به آنها را نشان داد. مطمئنا که اين گفتوگوي اختصاصي با راديو فردا با آن روزگار قابل مقايسه نيست، اما بههرروي اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام اصرار دارد بر اينکه او همان محمود سابق است، با همان نقطه نظرات.
ترجيح به رسانههاي داخلي
گفتوگوي احمدينژاد با راديو فردا يک مطلب ديگر را هم نشان ميدهد، اينکه او اين روزها تقاضاي گفتوگوي فعالان شبکههاي اجتماعي داخلي که بهصورت آزاد فعاليت دارند و رسانههاي آنورآبي را به درخواست گفتوگو رسانههاي رسمي کشور ترجيح ميدهد؛ البته شايد دليل آن نيز مشخص باشد اينکه او خوب ميداند قطعا برخي گفتههاي بيپردهاش را هيچ رسانه داخلي يا نميتواند منتشر کند يا اجازه انتشارش را ندارد يا تمايلش را. گرايش احمدينژاد از همين رو به گفتوگو با راديو فردا يا فلان کانال مجازي قابل توجيه است.
باز هم سوال از سوال
البته اين را هم بايد گفت احمدينژاد در اين گفتوگو با توجه به نوع سوالات تلاش داشت تا به آنها طولاني پاسخ ندهد و با يکي دو جمله پاسخهاي تلگرافي، به کوشش گفتوگوکننده در چالش کشيدن او، بدل زده و درواقع، او گفتوگوکننده را به چالش بکشد. براي همين است که باز هم شاهد شنيدن پاسخهاي غيرصريح، سوالاتي که با سوال خود احمدينژاد از گفتوگوکننده مواجه ميشوند يا جملاتي خطاب به گفتوگوکننده مانند اينکه «سوالات تکراري است و قبلا پاسخ داده شده است»، «شما از حيطه گفتوگوگري خارج شدهايد» و «اطلاعاتتان را بايد بروز کنيد»، «از اين سوالات فهميدم بهروز نيستيد» و... ازسوي او مواجه بوديم تا وي گفتوگو را مديريت کند. همين موضوع باعث شد تا اينبار احمدينژاد آن خطابههاي بلند را ادا نکند و به نوعي بيسروته گفتوگو را ببندد. نوع برخوردي که نشان ميدهد اگر هم او در طرز تفکرات تغيير کرده هنوز در شگردهاي پاسخ به گفتوگوکنندگان تغيير نکرده است. محمود احمدينژاد هنوز که هنوز است در جواب به سوالات خاص دوران رياستجمهوري خودش طفره ميرود، سخناني را بيان ميکند که منظور دقيق آن را نميشود فهميد. به انکار برخي مسائل ميپردازد و البته از بسياري وقايع تلخ يا سوالاتي که احتمالا نميخواهد پاسخ دهد يا نميداند چه پاسخ دهد هم با اين جمله که «اطلاعي ندارم» ميگذرد. اما همه اين کارها را در نهايت آرامش و به دور از دستپاچگي انجام ميدهد، مهارتي بينظير براي گريز از جوابهاي صريح البته در پاسخ به بعضي سوالات و نه همه آنها. البته در جايي از گفتوگوي احمدينژاد نشان ميدهد همچنان هم براي ورود به انتخابات رياستجمهوري يا نامزدي دوباره ولو با ردصلاحيت دوباره نيمنگاههايي دارد. آنجا که وقتي در مورد انتخابات رياستجمهوري از او ميپرسند ميگويد: «هنوز در اين مورد نظري ندارم.» او چندي پيشتر هم در پاسخ به اين سوال گفته بود حاضر است براي مردم هر کاري بکند.
در نهايت...
محمود احمدينژاد با گفتوگويش با راديو فردا تلاش دارد چهرهاي دموکراتيک که با اپوزيسيون هم به گفتوگو مينشيند از خود نشان دهد. احتمالا احمدينژاد با خود ميانديشد چه بسا بخشي از مردم دلسرد از اصولگرا و اصلاحطلب و البته بدنه کلي حاکميت يا حتي گروهي از اپوزيسيون خارج و داخل که اميدي به توان جريانات مخالف، براي پيروزي و تغيير سيستم کنوني کشور ندارند، روي ديوار او نامه بنويسند و وي بتواند بخشي از آنها را جذب کند؛ البته اين جذب نه الزاما به معناي هدف انتخاباتي بلکه به منظور جريانسازي متفاوتي در کشور است که جريان احمدينژاديها متفاوت با گذشته بايد شکل بگيرد. جمعيتي که ميتواند هم اصولگراي سابق هم اصلاحطلب سابق و هم اپوزيسيون سابق را در خود جاي دهد. احمدينژاد امروز ديگر نه اصولگراست، نه اصلاحطلب، چيزي ميان سيستم فعلي کشور و اپوزيسيون و همين ويژگيهاست که ميتواند بخشي از سرخوردگان تغيير در ساختار کشور يا ساير جريانات را بهعنوان يک جريان يا رهبر، به او دلخوش کند؛ چيزي که احمدينژاد هم با گفتوگويش با راديو فردا يا اظهاراتش در مورد خوانندگي زنان و نامهنويسي به بنسلمان و دنبال کردن رپرهاي آمريکايي و... به دنبال آن است.