رنج؛ کلمهاي است که با بارِ معنايي وسيع خود، از بدو تولد با آدمي به دنيا ميآيد و تا زمان مرگ با آدمي هست. براي آدم مُرده به شکلي و براي بازماندگان به نحوي ديگر. شايد از همين منظر است که بودا بيشتر تمرکز فلسفياش را روي همين کلمه گذاشته و انسان ميرا را با همين يک کلمه تعريف ميکند. رنج نهتنها با مرگ خود را عيان ميکند، که در زندگي روزمره ما نيز خود را به شکلهاي مختلف آشکار ميسازد. رنج با هر التيام، به شکل ديگري نمودار ميشود... زندگي انسان بهنوعي به زنجيرهاي از رنجها و التيامها استوار است که هرگز به طور مطلق از آن رهايي نيست، و مرگ شايد دردناکتريشان. در قرن حاضر، با گسترش روزبهروز تکنولوژيها و دسترسي راحت و آزاد به خبرها، رنج به شکلي سرخط خبرها شده و ما به صورت لحظهاي آن را ميشنويم و ميخوانيم و ميبينم: نهتنها در رسانهها که در خيابان و اداره و مدرسه و دانشگاه و اتوبوس و مترو... قرن ما بهنوعي با تکثير رنج به انحاي مختلف روبهرو است و گريزي از آن هم نيست. در اين ناگزيري، شايد مرگ فلسفىترين موضوع در ذهن آدميان باشد و مُردن عزيزان احتمالا عميقترين تأثير بر ذهن و احساس فرد. در مرحله يادگيرى دوران كودكى، مرگ ديگران در ذهن ما نخستين مثالِ مفهوم «براى ابد» است. با فاصلهگرفتن زندگى شخصى از روابط اجتماعى در روند گسترش جوامع، سوگوارى نيز در قالبى متناسب با فضا و محيط، و وقت و امكانهاى شهروندِ امروزى ريخته مىشود. اما نيازهاى روحىِ تکتک ما ممكن است دقيقا همپاى دگرگونىهاى اجتماعي- فرهنگى تغيير نكند و آن نوع و مقدار از سوگوارى كه در عرف محيطهاى پرمشغله تجويز مىكنند شايد براى آرامش روحى برخى افراد كافى نباشد. از اينرو، ماتمهايى انگار خاتمه نمىيابد، ماتمهايى پس از سالها در موقعيتى ديگر بيرون مىزند، و ماتمهايى بهشكل دردهاى مبهم جسمى، افسردگى مزمن، خشم بهدرون ريختهشده و ملامتِ خويش، و بىخوابى يا كابوس، گريبان سوگوار را رها نمىكند.
پس چه بايد کرد؟
ج. ويليام وُردن در کتاب «رنج و التيام در سوگواري و داغديدگي» که با ترجمه محمد قائم انجام شده، سعي ميکند به اين پرسش پاسخ بدهد يا به بياني ديگر سعي ميکند راههاي بهتري براي عبور از رنجهاي تمامناشدني بشر پيشروي ما بگذارد. کتاب شامل نُه فصل و دو ضميمه است: «دلبستگي، فقدان و تکاليف سوگواري»، «واکنشهاي بهنجار در برابر ماتم: سوگواري بيمساله»، «مشاوره ماتم: آسانکردن ماتم غيرپيچيده»، «واکنش نابهنجار در برابر ماتم: سوگواري پيچيده»، «ماتمدرماني: گرهگشايي از ماتم بيمارگونه»، «ماتم بر انواع خاص ضايعه»، «ماتم و سازمان خانواده»، «ماتم شخصي مشاور» و «آموزش براي مشاوره ماتم» عناوين فصلهاي کتاب است و «مرگ در خانواده» و «دست راست پدر» هم عناوين ضميمهها. ويليام وردن استاد روانشناسي دانشگاه هاروارد است و در اين کتاب به احوال زندگان و واکنش آنها در قبال مرگ ديگران ميپردازد؛ و آنطور که محمد قائد در مقدمه مينويسد، کتابي است همهفهم براي همه: «سالها پيش طي سفري درگير رويدادي حزنانگيز شدم. بانويي که همراه پدر خانواده براي گردش و ديدار دو دخترشان از ايران به اروپا آمده بود، ناگهان در شب عيد نوروز درگذشت. حلقه دوستان و معاشران آن دو دانشجو از هيچ کمک مخلصانهاي به بازماندگان کوتاهي نميکردند و اعتقاد جمع بر اين بود که از نظر عاطفي، آسيبپذيرترين فرد از اين سه نفر، جوانترين آنهاست که تازه به خارج از ايران سفر کرده و تا همين چند وقت پيش در پناه مادر بوده است. در هرحال، اين پرسش شايد در ذهن ديگران هم وجود داشت که آيا آسيبديدهترين فرد آن خانواده مرد سالمندي نيست که همراه همسرش خرم و خندان براي گذراندن تعطيلات نوروز و ديدار فرزندانش به کشوري ديگر سفر کرده است و اکنون بايد همسفر ديرين خويش را در جعبهاي چوبي به قسمت بار فرودگاه تحويل دهد؟ در چنين مواردي گاه اين سوال پيش ميآيد که در يک ضايعه، کدام فرد بيشترين ضربه را خورده است؛ آيا ميتوان صدمهديدهترين فرد را مشخص کرد و اساسا چنين تشخيصي لازم است؟ در هر حال، گاه سوگواري به دلايل متعدد ناتمام ميماند، ازجمله به اين دليل که فرد گمان ميکند بعدا در شرايط مساعدتر، بهتر خواهد توانست که ماتم بگيرد. تجربه نشان ميدهد که ماتمِ فيصلهنيافته با گذشت زمان پيچيدهتر ميشود. در زندگي سنتي، از سر گذراندن چنين دورههاي مصيبتباري همراه با ديگران و با کمک ديگران انجام ميپذيرد. اما با پيچيدهتر شدن روابط اجتماعي، ازدياد فواصل اجتماعي، خانوادگي و عاطفي و تفکيک هرچه بيشتر حيطه خصوصي از زندگي اجتماعي، مسائلي جديد در سوگواري و ماتمداري پديد ميآيد.»
نام کتاب: رنج و التيام در سوگواري
نويسنده: ج. ويليام وُردن
مترجم: محمد قائد
ناشر: نشر نو