يــکي از نــقــدهــايي که طي ساليان اخــير به جــريان اصلاحطلب و عــمــلکرد آنـها طــي انــتخابات 96 وارد شده بود معطوف به حمايت آنها از يـک کانديداي غيراصلاحطلب ميشود، چنانکه که سياسيون بارها با اشاره به آن در اين خصوص اظهارنظر کردند. روحاني تنها گزينه اصلاحطلبان در انتخابات پيشين رياستجمهوري بود اما اين گزينه امروز به يکي از دلايل نااميدي مردم از اصلاحات تبديل شده است. به همين دليل اصلاحطلبان درصدند که خطاي گذشته را تکرار نکنند و تا حد ممکن با کانديداي مستقل اصلاحطلب وارد انتخابات شوند. بااينحال هر رويکردي ازسوي اصلاحطلبان درخصوص انتخابات اتخاذ شود نبايد اين مساله را ناديده بگيرند که موفقيتشان منوط به ترغيب مردم به حضور پاي صندوقهاي راي است. براي بررسي عملکرد اصلاحطلبان در حمايت از روحاني، لزوم بازگشت اميد به جامعه و رويکرد اصلاحطلبان به انتخابات 1400
«آرمان ملي» با هدايتا... آقايي فعال سياسي اصلاحطلب به گفتوگو پرداخته است که ميخوانيد.
تاثير برخي عملکردها را بر اعتماد مردم و پديد آمدن شرايط فعلي چگونه تحليل ميکنيد؟
با وضعي که بهوجودآمده ديگر بهراحتي نميتوان اعتماد مردم را برگردانند. مردم بازيچه نيستند تا به هر شکلي بتوان آنها را بازي داد. در سال 92 وقتي اصلاحطلبان از آقاي روحاني حمايت کردند اميد بر اين بود که اين رئيسجمهور اختياراتي داشته و بتواند درباره تصميمگيريهاي کلان موثر باشد و از اين منظر به راي مردم احترام گذاشته شود اما به نظر ميرسد جريانهايي در داخل کشور هستند که نميخواهند راي مردم به کرسي بنشيند و درصدند با روشهاي اقتدارگرايانه رفتار کنند. از طرفي درخصوص اختيارات رئيسجمهور به نظر ميرسد شايد اصلاحطلبان در سال 92 درباره اين محک زدن دچار خطا و اشتباه شدند و بايد در همان زمان اين مسائل را مطرح ميکردند و اعلام ميشد که رئيسجمهوري با اين ميزان اختيارات ميخواهند و نظام ميپذيرفت يا قبول نميکرد. بههرحال اصلاحطلبان از وقوع بياعتمادي جلوگيري نکردند و وضع امروز پيش آمد که اگر آگاهانه رخ داده بسيار ناپسند است و اگر غيرآگاهانه روي داده است يا مردم اصلاحطلبان را ميبخشند يا نميبخشند اما اين اعتمادي که از دست رفت بهراحتي برنميگردد و در انتخابات آينده شاهد آثار آن خواهيم بود.
با توجه به مشکلات موجود آيا رئيسجـمهور آتي بهتنهايي ميتواند گرهگشاي مشکلات مردم باشد؟
ما در اين دوره چه ميتوانيم بگوييم؟! حتي اگر رئيس دولت اصلاحات نيز به ميدان بيايد شايد در بسياري زمينهها از جمله چينش دولت، انتخاب افراد و برخي تصميمگيريها تغييري حاصل نشود. ولي اين مسائل درصد کمي از نقش دولت را دربرميگيرد. چه رئيس دولت اصلاحات و چه نخستوزير دولت دفاع مقدس و چه هر شخصيت ديگري که در مقام رياستجمهوري باشد اگر رئيسجمهور به حاشيه برود و تصميمات کلان در ساير نهادها و ارکان قدرت رقم بخورد و نهادهاي موازي در تصميمگيري دخالت کنند کاري از پيش نميرود. ما ميبينيم که روسايجمهور رفتهرفته به چرخ پنجم نظام تبديل ميشوند و تصميمگيريها در نهادهايي جز دولت است. من فکر ميکنم امروز براي جلب اعتماد دير شده است. امروز مساله اعتماد نيست بلکه بحث اميد مطرح است و برگرداندن اميد به جامعه در گرو تلاش جمعي از بزرگان نظام است. مردم ما لجوج نيستند و چشمبسته حرفي نميزنند؛ اين مردم بزرگوارند، متوجه تمام فشارها و مشکلات بينالمللي هستند و به دنبال کشوري آزاد و آباد هستند که در آن زندگي کنند. مردم ما چيزي بيش از اين نميخواهند.
درمورد کانديداي اجارهاي و غيراصلاحطلب چه نظري داريد؟ اين احتمال وجود دارد که اصلاحطلبان مجددا به اين سبک در انتخابات حاضر شوند يا اينکه با چهرههايي چون عارف و جهانگيري به ميدان بيايند؟
اين شيوه محکوم به شکست است و نتيجهاي نخواهد داشت. هر جريان فکري بايد به شکل و شيوه شفاف و روشني منويات خود را اعلام کند و کانديداهايي که معرفي ميکند نماينده خود آن جريان باشند. در غير اين صورت، کانديداي اجارهاي و صوري پنهانشدني نيست و افشا ميشود و آن جريان و مردم ضربه ميخورند. آقاي عارف و جهانگيري هم تفاوت چنداني با هم ندارند، هر کدام در بين جريانات سياسي پايگاه خود را دارند ولي اگر اساس کار حل شود هر يک از اين چهرهها در آن فضا کار ميکنند و موثر خواهند بود. در غير اين صورت هر يک صرفا بيش از يک اسم نيستند. اگر فضاي سياسي بانشاطي در کشور ايجاد شود، اميد به جامعه برگردد و حدود اختيارات رئيسجمهور در حوزه اجرائي مشخص شود ميتوان گفت آقاي جهانگيري با توجه به سوابق کاري طولاني خود يک سر و گردن از آقاي عارف بالاتر است يا اشخاص ديگري ميتوانند حضور پيدا کنند که قويتر باشند ولي در شرايط فعلي اولا در چنين فضايي آقايان راي نميآورند و ثانيا بدون اختيارات فرقي نميکند چه کسي رئيسجمهور باشد.
وراي موضـوع اعـتماد مردم و بحرانهاي امروز کشور فکر ميکنيد از نظر شکلي انتخابات رياستجمهوري چه تفاوتي با ديگر انتخاباتها طي 4 دهه اخير خواهد داشت؟
به عقيده من، تفاوتي اساسي وجود دارد و تفاوت شکلي چندان مورد توجه قرار نميگيرد اما به دليل همزماني با انتخابات شوراي شهر وابستگان کانديداهاي شوراهاي شهر پاي صندوقها ميآيند و از نظر تعداد اگر افتي وجود داشته باشد، اين افت چندان قابلتوجه نخواهد بود. ولي از نظر محتوا در بين آرا خاکستري و در ميان فعالان سياسي و نخبگان شاهد افت خواهيم بود و اين براي کشور فاجعه است. شايد در کميت تفاوتي وجود نداشته باشد ولي در کيفيت فاصله بسيار خواهد بود.
به نظر ميرسد مــجلس يــازدهم با توجه به عملکردي که تا امروز نشان داده در انتخابات 1400 نقش داشته باشد و اکنون نيز فعاليتهاي آنها در مجلس عملا حول محور انتخابات ميچرخد؛ ارزيابي شما چگونه است؟
وقتي مجلس با اين گستردگي انرژي خود را براي انتخابات رياستجمهوري صرف کند، قطعا منتخب از بين طيف اصولگرا انتخاب ميشود و بهعنوان رئيس دستگاه اجرائي شروع به کار ميکند، اتفاقي که در مجلس يازدهم هم شاهد آن بوديم.