آرمان ملي- حميد شجاعي: جريانات سياسي همواره در انتخاباتهاي مختلف درصدد بودهاند تا با اقناع مردم و حمايت آنها از نامزد يا نامزدهاي مدنظرشان به نهادهاي انتخابي مثل مجلس يا رياستجمهوري برسند. اما طي 11 دوره از انتخابات مجلس و 12 دوره انتخابات رياستجمهوري اين مهم در جامعه ساري و جاري بوده اما انتخابات مجلس 98 نشان داد که رويکرد جامعه نسبت به کارکرد صندوق راي و انتخابات تغيير کرده است. از اين جهت است که بسياري انتخابات1400 و مشارکت مردم را در هالهاي از ابهام ميبينند. چراکه معتقدند مردم در هر انتخاباتي براي تغيير وضع کنوني و انتخاب چهرهاي که بتواند شرايط را عوض کند راي ميدهند. اما حال اين پرسش مطرح است که اساسا قرار است تغييري به نفع مردم اتفاق بيفتد يا اينکه رئيسجمهور بعدي نيز با برخي شعارها ميآيد و پس از انتخابات به شيوه خود عمل خواهد کرد. پاسخ به اين پرسش است که ميتواند ميزان حضور مردم در انتخابات را مشخص کند. اصلاحطلبان و اصولگرايان بايد با ارائه برنامه و صحبت صادقانه با مردم به اين نکته اشاره کنند.
انتخابات مسير تغيير
انتخابات يکي از ارکان دموکراسي و مردمسالاري ديني است که به واسطه آن مقامات و مسئولان کشور از سوي مردم براي مدتي معين انتخابات ميشوند. اين در حالي است که به اذعان قاطبه کارشناسان و صاحبنظران هر گونه تغييري در روندهاي موجود در جامعه از راه انتخابات و صندوق راي امکانپذير است و راه ديگري متصور نيست. بر همين اساس بوده که جامعه در مقاطع مختلف همواره براي تغيير به پاي صندوقهاي راي رفته است. در پايان دولت سازندگي رئيس دولت اصلاحات با شعارهاي جذابي همچون آزادي انديشه، جامعه مدني و قانونگرايي توانست جامعه را به اين تغيير راضي کند تا به پاي صندوقهاي راي بيايند و وي را با بيست ميليون راي به رياستجمهوري برسانند. هرچند که آن زمان نيز بستر اصلي تغيير در جامعه مساله اقتصاد و معيشت بود و اساسا جامعه به آن دليل به سمتوسوي تغيير با اصلاحطلبان حرکت کرد. عملکرد مثبت اقتصادي اصلاحطلبان نيز سبب شد تا رئيس دولت اصلاحات در دور دوم با رايي بالاتر از دور اول دولت دوم خود را شروع کند. اما در پايان دولت دوم اصلاحات و بهواسطه عدم اجماع اصلاحطلبان براي معرفي يک کانديدا؛ محمود احمدينژاد با گفتمان عدالت و مهرورزي پاي به گردونه رقابت گذاشت و نگاه جامعه را به سمت دوقطبي فقير و غني تغيير داد و خود را نماينده قشر ضعيف جامعه معرفي کرد و اصلاحطلبان را حامي قشر غني و از همين رو بود که توانست با تغيير نگاه جامعه راي مردم را به سمتوسوي خود بکشد. عدالت و مهرورزي کليدواژههايي بود که احمدينژاد از آنها استفاده و 8 سال با همين رويه رياستجمهوري کرد. هرچند که شرايط جامعه برخلاف گفتههاي وي در حوزه اقتصادي و معيشتي بسيار بدتر از دورههاي قبل شد و همين موضوع بود که موجب شد جامعه بازهم براي تغيير به پاي صندوقهاي راي برود. در همين راستا حسن روحاني با شعار تدبير و اميد و تغيير به ميدان انتخابات آمد و توانست با طرح شعارهاي مختلف اقتصادي، سياسي و اجتماعي جامعه را با خود همراه کند. وي در دولت اول نيز به وعدههاي خود تاحد زيادي عمل کرد و همين مساله باعث شد تا جامعه وي را براي دومين بار با رايي بالاتر از دور اول انتخاب کنند. اما روحاني و دولتش بنا به شرايط بينالمللي، تحريمها و البته برخي عملکردهاي انتقادآميز و ناکارآمديها در حوزه اقتصادي و مطالبات معيشتي مردم نتوانستند آنطور که بايد رضايت مردم را جلب کنند. همين مساله است که بسياري را از ماهها پيش از انتخابات به فکر انتخابات 1400 و تغييري ديگر انداخته است.
اصلاحطلبان؛ اصولگرايان يا مردم؟
انتخابات 1400 ميتواند تغيير ديگري را رقم زند و رئيسجمهور سيزدهم با رويکردهايي مشخص در حوزههاي داراي اهميت براي مردم و شعارهاي دهنپرکن وارد ميدان شود. اما پرسش اينجاست که با کاهش مشارکت مردم در انتخابات 98 آيا اساسا جامعه اميدي به تغيير دارد؟ به عبارت ديگر چه تضميني خواهد بود که رئيسجمهور بعدي نيز با شعار پيگيري مطالبات مردم به صحنه بيايد و پس از انتخابات بدانها عمل کند؟ بااينحال در ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان هستند چهرههايي که با حضور در انتخابات پيشرو خود را محور اين تغييرات قرار دهند. در اين راستا به نظر ميرسد اصلاحطلبان بهسراغ گزينههايي چون اسحاق جهانگيري و محمدجواد ظريف خواهند رفت تا هم خيالشان از تاييد صلاحيت شوراي نگهبان راحت باشد و هم بتوانند بدون ائتلاف از کانديداهاي مستقل خود حمايت کنند. گرچه در اين ميان برخي نام محمدرضا عارف را نيز به ميان ميآورند اما آنچه مسلم است نسبت به عارف چندان نگرش مثبت و اجماعي در جريان اصلاحات وجود ندارد. کمااينکه اگر بنا بر ائتلاف هم باشد ائتلاف با علي لاريجاني نيز محتمل به نظر ميرسد. از طرف ديگر اصولگرايان که با تعدد کانديدا مواجهاند عطاي وحدت را به لقايش بخشيده و در انتخابات پيش رو مسلما با چند گزينه وارد انتخابات خواهند شد. يکي از اين گزينهها سعيد جليلي است که به اذعان برخي از هماکنون فعاليتهاي انتخاباتي خود را آغاز کرده است. محمدباقر قاليباف نيز با وجود حضور بر کرسي رياست مجلس هنوز يکي از گزينههاست و اين احتمال وجود دارد که در دقيقه نود وارد عرصه شود. هرچند که شايد شاهد حضور چهرههايي چون علي نيکزاد، مهرداد بذرپاش، پرويز فتاح و حتي عزتا... ضرغامي هم باشيم. بايد ديد تغييرات 1400 به نفع مردم رقم خواهد خورد يا جريانات سياسي.