چراغ آرايشگاه را که روشن کردم بلافاصله رئيس سازمان غذا و دارو وارد شد و گفت: وقت داري؟!
طبيعتا وقت داشتم، يعني اين ساعت از شبانهروز که ساعت اداري هم است تنها مسئولان مشتري اول و آخر آرايشگاه هستند و ميخواهند اصلاح شود.
ايشان را روي صندلي نشاندم، پيشبند را بستم.
من: چه مدلي بزنم؟
رئيس سازمان غذا و دارو: همون هميشگي!
مشغول اصلاح بودم که رئيس سازمان غذا و دارو انگار چيزي به ذهنش برسد ناگهان به سمتي خيره شد و لبخند زد.
رئيس سازمان غذا و دارو: يه خبر خوش براي شما و بقيه مردم کشور دارم.
من: اي بابا، ميخوايد آب و برقو قطع کنيد؟
رئيس سازمان غذا و دارو: نه اون که خيلي خبر بزرگيه، عمرا اگه بدون مشتلق اعلامش کنم.
من: خب پس خبر خوشتون چيه؟
اين را پرسيدم و مشغول کوتاه کردن چتريهاي ايشان شدم.رئيس سازمان غذا و دارو چشمهايش را بسته بود که مو داخلشان نرود و لبخند ميزد.
رئيس سازمان غذا و دارو: به زودي واکسن آنفلوآنزا به مردم عرضه ميشه!
من: به همه مردم؟
رئيس سازمان غذا و دارو: نه ديگه! روتو زياد نکن.سه نوع قيمت داريم.
من: بازم اصلاح کنم؟
رئيس سازمان غذا و دارو: آره... ببين سه نوع قيمت داريم. گروه اول به صورت رايگانه.
من: جسارتا گروه اول کيا هستن؟!
رئيس سازمان غذا و دارو: خودمون!
من: ما و شما؟
رئيس سازمان غذا و دارو: نه! فقط ما! گروه دوم سالمندان بالاي 65 سال حدود 42 هزار تومنه!
من: که ما جزوشون نيستيم.
رئيس سازمان غذا و دارو: براي کودکان زير 5 سال هم واکسن سه ظرفيتي توزيع ميشه.
من: بيشتر اصلاح بکنم؟
رئيس سازمان غذا و دارو: اگه صلاح ميدوني که آره!