کشور ايران فارغ از هر نوع نگاه سياسي شرايط خاصي را سپري ميکند. اغلب همه ما ويروس سرماخوردگي از نوع آنفلوآنزا را در اطراف خويش تجربه کردهايم اما ويروس کرونا تمام مرزهاي جغرافيايي را درنورديده و کشور ايران را در شرايط خاص و سخت قرار داده است. کارشناسان امر بهداشت و درمان بر اين باورند که اين ويروس فعلا دارو و واکسن براي کنترل و درمان آن وجود ندارد و بهترين درمان راه پيشگيري است. اصطلاح «زندگي در شرايط سخت» بيشتر در ادبيات نظاميان مطرح است و سربازان يا دانشجويان نظامي اين شرايط را در دوره آموزشي طي ميکنند. زندگي در شرايط سخت ممکن است براي غيرنظاميها هم اتفاق بيفتد. در وضعيت نظامي که روابط مکانيکي و عمودي يا رئيس و مرئوسي حاکم است زندگي در اين شرايط غيرقابل اجتناب است، اما در وضعيت غيرنظامي کدام سازوکار موثر است؟ آيا با دستور و فرمان يا خواهش و التماس امکانپذير است؟ گرچه تلاش، فداکاري و احساس مسئوليت کادر پزشکي و بهداشتي در مقابله با ويروس کرونا قابل تحسين است اما جنبههاي اجتماعي و رواني ويروس کرونا از اهميت بيشتري برخوردار شده است. تجربه نشان داده عامل همبستگي و پيوندهاي اجتماعي در مقابله با بلاياي طبيعي و انساني و تحمل کمبودها، عنصر اعتماد است؛ بر همين اساس حيات و بقا هر نظام سياسي بستگي به وجود اعتماد دارد که اصطلاحا به رابطه افقي مشهور است. وجود نظم سياسي پايه اعتماد عمومي است، در اين حالت هر کس در جاي خودش قرار ميگيرد و قانون، ملاک و معيار ميشود. آنگاه خصوصياتي مانند جوانمردي و همکاري و تعامل بين اجزاي جامعه در شرايط سخت معني واقعي پيدا ميکند. در سالهاي گذشته تاکيد بر حفظ ظاهر و دادن امتياز به مناسک که از مختصات نگرش ابزاري و تقليدي است نشان داد به جاي اينکه فرهنگ و ارزشهاي انساني را قوي کنند، جامعه را به پوستهاي بدون محتوا تبديل کردهاند که با کوچکترين تنش، نظم آن به هم ميخورد. توزيع نامناسب قدرت که حکايت از فقدان نظم سياسي (رقابت و پاسخگويي) است باعث شده بيانضباطي مالي در حد زياد شکل گرفته و کساني فربه شدهاند که فقط به جيب عميق خود مينگرند و اثر وضعي رفتارهاي فراقانوني باعث شده، نيازهاي فيزيولوژيک جامعه مانند بهداشت و درمان و امنيت غذايي و توزيع خدمات، سريعا در وضعيت بحراني و قرمز قرار بگيرد.
بنابراين، جامعه پادگان نيست که با يک فرمان همه به خط شوند، بلکه اين اعتماد متقابل بين دولت و جامعه است که پيامها و توصيههاي اخلاقي و بهداشتي و سياسي و فرهنگي و … را جدي ميگيرند! علاوه بر اين در اين شرايط سخت، عدم برگزاري مراسمهاي جشن و عزا و مسافرت به ديگر مناطق و استفاده نکردن از خدمات و وسايل حملونقل عمومي و… نياز به دستور و داغ و درفش ندارد اما رعايت توصيهها و دستورات مقامات و نهادهاي رسمي براي شهروندان يک ضرورت اجتماعي است. نصب بنر روي خودروي آبپاش يادآور رفتارهاي سرکوبگرانه است که همدلانه نيست. برخي هم با نصب آرم به بازو بهدنبال صيد ماهي خود هستند درحاليکه کادر درماني فداکار پوشيده و پزشک و پرستار و خدماتي قابل تشخيص نيست! با اين وصف، اعلام ديرهنگام و سپس گسترش ويروس در بسياري از استانها نشان داد ساختارهاي دولتي بهتنهايي قادر به مديريت تبعات فراگير رواني و اجتماعي و حتي پزشکي اين پديده نيستند، بلکه بايد ظرفيتهاي اجتماعي را با ديد مثبت ديد تا در شرايط سخت به ساختارهاي دولتي براي حيات جامعه کمک کنند. عدم شفافيت و از سوي ديگر سودجويي آدمهاي زيادهخواه اين روزها مانند ويروس کرونا به جان جامعه افتاده است و پيوندهاي اجتماعي را تحت تاثير قرار داده و ضريب زندگي در شرايط سخت و تابآوري جامعه، کم و آسيبديده است.