بستن

15‌میلیون نفر در حاشیه

15‌میلیون نفر در حاشیه

آرمان ملي: افزايش بي‌سابقه و نجومي قيمت مسکن در اقصي نقاط کشور، زنگ خطر حاشيه‌نشيني، کپرنشيني، پشت‌بام خوابي را براي ميليون‌ها نفر به صدا در آورده و بسياري از کارشناسان و جامعه‌شناسان نسبت به همه‌گير شدن تبعات اين پديده‌هاي اجتماعي هشدار مي‌دهند. اين يک واقعيت است که به‌دليل شرايط سخت افتصادي و افزايش نرخ اجاره‌هاي منزل، مردمي که توان پرداخت اجاره خانه‌هاي‌ميليوني را در مرکز و جنوب شهرها ندارند به حاشيه‌هاي شهرها رانده شده‌اند و در اين بين ده‌ها‌هزار کارگري که براي کار به کلانشهرها مهاجرت کرده‌اند، براي اينکه سقفي بر روي سرشان باشد به پشت‌بام خوابي روي آورده‌اند. بعد از اينکه اخباري در اين رابطه در تهران منتشر شد و برخي از خانه‌ها، پشت‌بام‌ها را اجاره مي‌دادند و از مدت‌ها قبل پديده بام فروشي وجود داشته اما اخيرا به‌دليل افزايش چشمگير قيمت مسکن، اين پديده گسترش يافته است. چند روز پيش علي مرادزاده، رئيس اتحاديه املاک مشهد از «بام‌فروشي» در مناطق دو تا هفت مشهد خبر داد. او معتقد است که در اين مناطق هيچ‌کدام از خانه‌ها سند ندارد و به‌راحتي مي‌توانند يک طبقه کم و زياد کنند. شهرداري هم تا زماني که به خودش بيايد، اين افراد شبانه يک طبقه زياد مي‌کنند. وي همچنين گفت: «افرادي که بام‌فروشي مي‌کنند معمولا وضع مالي خوبي ندارند و قوانين سفت و سخت شهرداري بابت اخذ پروانه، اين افراد را به ساخت خانه‌هاي هوايي تشويق مي‌کند. مردم بابت هر واحد به شهرداري و نظام ‌مهندسي پول نمي‌دهند و با همان پول به‌طور شبانه خانه مي‌سازند. به‌عنوان مثال يک فرد پشت‌ بام خانه‌اي را 20‌ميليون تومان مي‌خرد و با 60‌ميليون هم يک خانه مي‌سازد اما اگر بخواهد پروانه بگيرد، هزينه‌هاي نظام ‌مهندسي را پرداخت کند و اصولي بسازد، 100‌ميليون هزينه دارد».

خطر ترويج فرهنگ حاشيه نشيني

در اين بين مهاجرت از روستاها به شهرها، در زماني که شهر مهيا‌کننده زندگي بهتر نباشد، فقر و حاشيه نشيني را ايجاد مي‌کند. از ديد جامعه شناسان، حاشيه نشيني يعني بزه، خشم و فقر. پديده مهاجرت روستاييان به شهرها از يک دهه قبل با شروع خشکسالي در ايران آغاز شده و هزاران نفر به اميد زندگي بهتر يا بهره بردن از حداقل‌هاي زندگي از روستاها به شهرها مهاجرت کرده‌اند، اما نتوانستند درآمد و موقعيت مناسبي پيدا کنند و درگير مشکلات و آسيب‌هاي اجتماعي شدند. در اين شرايط اميرمحمود حريرچي، جامعه‌شناس معتقد است که عمده مهاجرت‌هاي داخلي براي زندگي بهتر است. اين مهاجرت مربوط به کساني است که يا تحصيل کرده‌اند يا تصور زندگي بهتري را در شهر دارند. در دهه 40 ما 80‌درصد روستايي و 20‌درصد شهرنشين داشتيم ولي امروز درست عکس آن زمان 80‌درصد شهرنشين و 20‌درصد روستايي داريم. اگر آن زمان مهاجرت از روستا يک انتخاب بود، امروز اين مهاجرت تنها گزينه است. عوامل بسياري مانند خشکسالي زندگي روستايي را مختل کرده است.

15‌ميليون ايراني ساکن منطقه سياه

وي در ادامه مي‌افزايد: در کشور ما 20‌ميليون نفر در حاشيه شهرها بدون امکانات اوليه شهرنشيني زندگي مي‌کنند. 15‌ميليون اين قشر در حاشيه شهرها و 5‌ميليون در کپرهاي مناطق مرزنشين ساکن هستند. آنچه در ارتباط مستقيمي که از مواجهه با اين اقشار داشتم فهميدم، آنها هيچ‌نوري در انتهاي تونل زندگي نمي‌بينند. يک زماني به حاشيه شهر منطقه سياه مي‌گفتند. تمام آسيب‌هايي که مي‌شناسيد در اين اقشار آمار بالايي دارند. آنها هم آسيب‌پذيري بسيار بالايي دارند. خشونت خيلي بالايي در اين مناطق حاکم است. اينجا ديگر روستا نيست. اينجا خبري از حمايتي که روستاييان از هم دارند نيست. حاشيه يعني جايي که افراد از فرهنگ‌هاي مختلف در آنجا ساکن شده‌اند. آنها دائم در تضاد منافع و اعمال خشونت به يکديگر، فقر و تحقيرهاي عمومي از طريق مردم و حاکميت هستند. ما در رابطه با قشري صحبت مي‌کنيم که وضع آموزش، شغل و بهداشت و ... بغرنجي دارند. در حالي که در روستا در بدترين حالت هم همبستگي وجود دارد. آسيب در حاشيه از هرجاي ديگر غمبارتر است. يک زماني ما از کودک همسري صحبت مي‌کنيم، اما کودک همسري در يک طايفه با حاشيه قابل قياس نيست. در حاشيه افراد بچه خود را مي فروشند. اين بسيار متفاوت است از يک دختر روستايي که در ميان خانواده گسترده به عقد سنتي در مي آيد. مطالعات نشان مي دهد که بدترين نوع خشونت عليه کودکان در حاشيه شهرها رخ مي‌دهد. خشونت خانگي در حاشيه با خشونت خانگي در روستا زمين تا آسمان متفاوت است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی