آخر هفتهاي که گذشت کره سهميهبندي شد! راستش را بخواهيد ما فکر ميکرديم اگر چيزي پتانسيل سهميهبندي شدن را دارد وقتي روي زمين ميريزد، آدم از بويش لذت ميبرد يا اينکه آن چيز فقط ميتواند ماست يا شير باشد نه کره!
دليلش هم اين است که ما ايرانيها تنها از روي ارادت به لبنيات و اطرافيان- نه چيز ديگري- مدام در مکالمات روزمرهمان از واژههاي شير و ماست استفاده ميکنيم و بالاخره هر چيزي که زياد از آن استفاده شود، کم ميآيد. حتي اگر بيشتر دقت کنيم در حال حاضر پتانسيل ماست بيشتر از شير است، چون در اينستاگرام همه «سس ماست» مصرف ميکنند.
اما مسئولين در کمال تعجب کره را سهميهبندي کردند تا کرهخورها مجبور شوند براي اينکه نيازشان را برطرف کنند، به گُل روي بياورند! اين تنها گوشهاي از تبعات اين تصميم بود، از فردا با يک خروار ايده استارتاپي از طرف ساقيهاي ناسا يا پيرمردي که يک عمر کره حيواني مصرف کرده و حالا وسط اتوبان قفلي زده چکار کنيم؟! تازه گاوهاي دست پرورده ژن خوب کشور که روي دستمان سنگيني خواهد کرد را در نظر نگرفتيم!
ما از مسئولين محترم ميخواهيم ضمن سرلوحه قرار دادن ضربالمثل «يه من ماست چقد کره داره»، ماست را سهميهبندي کنند. اصلا ما پيشنهاد ميکنيم به جاي اين چيزها آلودگي هوا را سهميه بندي کنيد تا به همه برسد، مگر با اين کرونا قرار است چقدره ديگر زندگي کنيم و از آلودگي هوا بهرهمند شويم؟! سهميه بندي تورم و گراني هم ميتواند خيلي چيز خوب و هوشمندانهاي باشد، چون اينگونه همه مردم ميتوانند از گراني و تورم رنج ببرند و فقط روي يک قشر خاص فشار نميآيد.
حالا که صحبت از سهميه شد ما از مسئولين درخواست ديگري نيز داريم. دل ما به يک باز گذاشتن شير آب هنگام مسواک زدن و شستن ماشين با فشار بالاي آب زير آفتاب تابستان خوش است، سمت هر چيزي که ميرويد لطفا آب را سهميهبندي نکنيد!