چند سال است که مفهوم تازهاي با عنوان «فساد» آمده است. اغلب تصور ميکنند، اين فساد همان فساد سابق است که مثلا اذا فسد العالم فسد العالم؛ بنده اينطور فکر نميکنم. اين فساد هم از نظامات سياسي جديد دنياست. ما براي اينکه کارمان را در درک مفاهيم ساده کنيم، اينها را به داشتههاي قبلي برميگردانيم. مثلا يکي از مهمترين مصاديق فساد، رانت است. ممکن است بگوييم قديم هم نوعي رانت بوده، اما بگذاريد عرض کنم، دوره اين تطبيقها گذشته و ما از اين خلطها نتيجهاي جز سردرگمي نگرفتهايم. بهتر است اجازه دهيم وقتي مثلا از شفافيت مالي سخن ميگوييم، وقتي از انحصار در توليد سخن ميگوييم و همينطور وقتي از فساد مالي ميگوييم، تاکيد کنيم که اينها ربطي به آن فساد قديم ندارد. اينها در نظامات اقتصادي امروز دنيا معنا ميدهد. بسياري از قواعد حقوقي هم همين سرنوشت را دارد و ما لاجرم به آنها تن ميدهيم و بر حقوق سابق تبصره ميزنيم. امروز در خبرها از فساد سياسي هم سخن به ميان آمده و اينکه آن هم بايد ريشهکن شود. عزيزاني که با نگرانيهاي مختصر بنده آشنا هستند، ميدانند بيش از همه به توسعه علمي علاقهمند هستم. بقيه هم براي کساني مهم است و باشد، من انکار نميکنم، اما فکر ميکنم اين يکي از کليدهاي اصلي نجات ماست، اگر نجاتي در کار باشد. اينجا بايد حواسمان جمع باشد که چهاندازه به اسم علم، شبهعلم به خورد ما ميدهند. به اسم سنتگرايي و بوميگرايي، انديشههاي پوسيده قديمي را بزک کرده و راهي کتابهاي درسي و متنهاي دانشگاهي و رشتههاي جعلي ميکنند. عدهاي سادهنگر، با همان معلومات سابق، ميخواهند پنبه همه علوم نوين را که قرنهاست بشر براي آن زحمت کشيده، بر باد فنا دهند. فهم علمي، هر روز در برابر گردش روزانه خرافات بياعتبارتر ميشود. انواع تبليغها عليه علم ميشود و نتيجه آنکه ما از توسعه علمي بيبهره ماندهايم و دقيقا در فساد علميکه شايد بشود نامش را توهمات و خيالات شبه علم ناميد، گرفتاريم. فساد علمي همين است که همه مفاهيم را تحريف شده بفهميم. فساد علمي اين است که سعي کنيم دين و مظاهر و شعائر آن مانند عاشورا را هر روز با اصطلاحات برگرفته از انديشههايي بيروني تفسير کنيم. فساد علمي اين است که علوم انساني جعلکنيم و به نام علم به مردم عرضه کنيم. تاريخ بسازيم و به اسم تاريخ واقعي، تحويل مردم بدهيم. فساد علمي اين است که افرادي با اين ويژگيها هر روز فرصت ظهور در رسانههاي عمومي را بيابند و درک علميمردم را نابود کنند. حيات علمي، به سختگيري بيشتر علمي و دقت و صبوري در فهم و پرهيز از سادهنگري در علم است. اينکه فکر کنيم تمام پزشکي معاصر، با همه سوابق، هنوز نميداند جوش شيرين به کار کرونا ميآيد يا نه و ما در مقام مثلا يک پزشک سنتي از وزارت بهداشت بخواهيم لطفا دراين باره تحقيق کنيد! اين مبتني بر يک نگاه سادهانگارانه است که فکر ميکنيم برخي از داشتههاي سنتياش، پاسخ تمام مشکلات علمي اولين و آخرين پزشکي را دارد و اما نکته مهم اينکه، حيات علم، به حفظ و تربيت نيروهاي مستعد در ميان دانشآموزان است که بسياري از دست ميروند. گاه يکي از آنها، فقط يکي از آنها ممکن است با کارهاي علميخود عالمي را تغيير دهد. حيات علم، به جلوگيري از نگارش دههاهزار پاياننامه بيخاصيت در رشتههاي مندرآوردي است که انباني از جهل را برابر مردم ميگذارد. تا وقتي ما عقلمان را اصلاح نکنيم، تا وقتي به فساد علميپايان ندهيم، تا وقتي فاتحه شبهعلم را نخوانيم، نميتوانيم به توسعه علمي برسيم؛ توسعهاي که اساس استقلال ماست. اگر قرار بر خودکفايي است اين دانش است که ما را خودکفا ميکند. اگر بناست وابسته به بيگانگان نباشيم اين توسعه علمي است که ما را به آن نقطه خواهد رساند. البته که توسعه علمي، راههاي خاص خود را دارد و يکي همين است که بتوانيم از علم بشري يعني از نتايج کارهاي علميساير ملتها نيز استفاده کنيم و اين قدر خود را عقل کل نپنداريم.