شايد براي شيعيان که فرصت اربعين، فرصت يک طي طريق بود ويروس کرونا يادآور همه سالهايي باشد که صدامحسين و حزب بعث مانع از راهپيمايي اربعين شده بود اما واقعيت اين است که موقعيت زيرساختهاي سلامت و خدمات پزشکي در عراق بهشدت نامناسب است. در گزارشي که اوايل شهريور در گاردين و آسوشيتدپرس منتشر شده بود، به اين موضوع اشاره شد که «عراق نزديک به 4هزار مورد تازه به ثبت رسانده است که تعداد کل مبتلايان در اين کشور را به بيش از 200هزار نفر ميرساند.» در اين گزارش به آمار وزارت بهداشت عراق هم اشاره شده بود که حاکي از مرگ بيش از 6هزار و 300 نفر از مبتلايان از آغاز شيوع است. حالا با مرور اين اطلاعات ميتوان خبري که ايرج مسجدي سفير ايران در عراق داده را بهتر درک کرد.
لغو مراسمي با 22ميليون نفر
17 تير امسال بود که ايرج مسجدي، سفير ايران در عراق در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه با توجه به شيوع ويروس کرونا در نقاط مختلف جهان آيا امسال مراسم راهپيمايي اربعين در عراق برگزار خواهد شد يا نه؟ گفت: «پيشبيني من اين است که امسال عراق اجازه ندهد که زوار خارجي از جمله زوار ايراني براي شرکت در مراسم اربعين به عراق سفر کنند و به احتمال زياد دولت عراق براي خود زوار عراقي نيز محدوديتهاي زيادي را در اين ارتباط ايجاد ميکند ». با اين حال در آخرين اظهار نظر سفير کشورمان در عراق به ايرنا گفته است: «پرونده اربعين در عراق بسته شده است و اين کشور به هيچ زائر خارجي از جمله ايراني اجازه ورود به عراق براي انجام آيين اربعين را نميدهد». در 17 سالي که پشت سر گذاشتيم چه مسيري طي شد که رويداد اربعين به رويدادي خبري و مثالزدني تبديل شد. ابتدا در سالهاي 1382 و 1383 جمعيتي حدود دو تا سهميليون نفر راهي کربلا و نجف شد. بسياري از زائران گاه حتي بهصورت غيرقانوني قدم در اين راه ميگذاشتند و اتفاقا سختيهاي بيشتر را به جان ميخريدند زيرا معتقد بودند که در سختي ثواب بيشتري نصيبشان ميشود. آن هم در سالهايي که بهطور مستمر خبر انفجار و اقدامات تروريستي در عراق خبري عادي تلقي ميشد. رفتهرفته اين حرکت علاقهمندان به قيام حسيني بيشتر و بيشتر شد و نياز به سامان يافتن و تامين امنيت و همينطور تدارکات و پشتيباني پيدا کرد تا اينکه در سه سال اخير ميزان تردد در فاصله روزهاي مانده به اربعين حسيني به ثبت اعدادي بالاي 22ميليون زائر رسيد. رسانههايي چون بي.بي.سي و روزنامههايي چون لوموند اين رويداد را رصد ميکردند. براي مثال گفته شده است شمار شرکتکنندگان ايراني در گردهمايي اربعين در سالهاي 89 تا 95 از چهلهزار نفر به دوميليون و دويستهزار نفر رسيده است که نشاندهنده افزايش 55 برابري زائران در مدت شش سال است که هرساله افزايش بيش از 130درصدي يافته است و در سال 96 بيش از سهميليون زائر از ايران در اين مراسم شرکت کردند. اين حرکت سبب شد مرزهاي غربي ايران بهويژه خسروي و شلمچه شاهد حضور و تکاپوي بسياري باشد و شهرهاي همجوار با اين مرزها ميهمانان بسياري، بسيار بيشتر از توان خود داشته باشند. همين سبب شد تا از يکسو دولت و از سوي ديگر شهرداري تهران هم وارد صحنه شود. براي نمونه شهرهايي چون مهران حتي ظرفيت پارکينگ مناسب براي ميزباني از خودروهاي زائران را نداشتند. زائراني که قصد ميکردند اربعين را در کربلا باشند بايد از 16 صفر پيادهروي خود را آغاز ميکردند. رفتهرفته با برپايي موکبها طي طريق در مسير کربلا حال و هواي ديگري يافت. ايرانيها عموما فاصله نجف تا کربلا را براي اين طي طريق برميگزيدند. تجربه زائران نشان از آن داشت که 80 کيلومتر فاصله ميان اين دو شهر حدود 20 تا 25 ساعت زمان ميبرد. در فاصله نجف تا کربلا يکهزار و 452 ستون کار گذاشته شده است که راهنماي زائران است و فاصله بين هر دو ستون نيز 50 متر است. در اين مسير آداب و رسومي خاص نيز به اجرا گذاشته ميشود که از جمله آن ميتوان به هوسهخواني يعني خواندن قصايد ويژه قبايل عرب در وصف شجاعت و قهرماني اشاره کرد. توسعه اين رويداد تا به آنجا پيش رفت که در سالهاي گذشته تعداد موکبهايي که در مسير راهپيمايي زائران برپا شد به بيش از 7هزار رسيد.