ادامه از صفحه 2/ رضايي هميشه خود را در قد و قامت يک دولت متضاد در برابر روحاني ميديد، يک رقيب. يک اپوزيسيون و يک منتقد تمامعيار. رضايي خيلي قبلتر از خروج ترامپ از برجام و بازگشت تحريمها و اينکه فشار اقتصادي اينچنين بر سر مردم بياورد عليه دولت ميگفت. فروردين 96 شروع شده بود که در دومين مجمع ملي جبهه نيروهاي انقلاب اسلامي، در لباس دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در پيامي ادامه دولت روحاني را برابر با تبديل شدن ايران به سودان دوم توصيف کرد، وي آن روز با صراحت بيان از هر تصميم جبهه اصولگراي نيروهاي انقلاب دفاع ميکرد. اين اظهارات رضايي در حالي مطرح شد که چندهفته قبل از آن در واپسين روزهاي سال 95 در نامهاي به رئيسجمهور، عملکرد او را به باد انتقاد گرفته بود، اينها نشان ميدهد که رضايي حتي در بهترين شرايط روحاني هم عليه او بوده چه برسد به اين روزها که نزديکترين دوستان حسن روحاني نيز عليه او سخن ميرانند. رضايي از ماجراي سيل تا پيشنهاد رفراندوم حسن روحاني هميشه عليه او ميتاخته تا بتواند خود را بهعنوان گزينه مطرح مخالف روحاني براي 1400 آماده کند. ناگفته نماند که رضايي ميرقائد از کساني بود که در بحث لوايح چهارگانه FATF Èå ãÞÇÈáå ÈÇ ÏæáÊ پÑÏÇÎÊ. Çæ íکí ÇÒ کÓÇäí ÈæÏ کå ÈÑÇí ÓäگÇäÏÇÒí Ìáæí ÑÇå ÍÓä ÑæÍÇäí کã äگÐÇÔÊ æ ÔÇíÏ ÇíäåÇ ÈÊæÇäÏ Çæ ÑÇ ÈåÚäæÇä گÒíäå ÇÕæáگÑÇ æ ÇáÈÊå äÙÇãí 1400 ÏÑ áíÓÊ ÞÑÇÑ ÏåÏ. ãÍãÏÈÇÞÑ ÞÇáíÈÇÝ åã کå ÏíگÑ äíÇÒí Èå گÝÊä äÏÇÑÏ. ÈåÎÕæÕ ÈåÎÇØÑ ÝÚÇáíÊåÇí ÇÎíÑÔ کå ÈÇ ÓÝÑåÇí ÇÓÊÇäí æ ÍÖæÑ ÏÑ Èíä ãÑÏã æ Ìáæí ÏæÑÈíä ÈæÏäåÇ، ÙÇåÑÇ äÔÇä ÏÇÏå کå ÈÏÔ äãíÂíÏ ÊÇ æÖÚíÊ ÑÇ ÈÑÇí 1400 åã ÂÒãæä æ ÎØÇ کäÏ؛ Èåæíژå Çíäکå ÍÇãíÇä Çæ ÝکÑ ãíکääÏ ÈÇ ÚÏã ãÔÇÑکÊ ãÑÏãí کå ãÚãæáÇ Èå ÌÑíÇä ÇÕáÇÍØáÈ ÑÇí ãíÏÇÏäÏ æ åãíäØæÑ åãÑÇåí æ åãگÇãí ÇÕæáگÑÇíÇä ÈÇ ÎæÏ ãíÊæÇäÏ ÑÆíÓ ÞæåãÌÑíå åã ÈÔæÏ. ÇÒ Óæí ÏíگÑ، ÚÏåÇí ÈÇ Úáã Èå Çíäکå äÈÇíÏ گÒíäååÇíí کå پíÔÊÑ ÇãÊÍÇä ÎæÏ ÑÇ ÏÑ ÌÇíگÇå ÑÞÇÈÊåÇí ÑíÇÓÊÌãåæÑí پÓ ÏÇÏåÇäÏ، ãØÑÍ ÔæäÏ æ Çíä ÍÑکÊ íک ÝÑÕÊÓæÒí ÈÑÇí ÌÑíÇä ÑÇÓÊ ÇÓÊ، ÈåÏäÈÇá چåÑååÇí ÌÏíÏÊÑ æ ÇáÈÊå ÏÑÚíäÍÇá ÈÇÓÇÈÞå äÙÇãí ãíÑæäÏ. íکí ÇÒ Çíä چåÑååÇ کå ÊÇ پíÔ ÇÒ Çíä کãÊÑ ÈåÚäæÇä گÒíäå ÑíÇÓÊÌãåæÑí ãØÑÍ ÈæÏ ÇãËÇá ÑÓÊã ÞÇÓãí ÇÓÊ. æÒíÑ äÝÊ ÏæÑÇä ÇÍãÏíäژÇÏ کå ÇáÈÊå åãå Çæ ÑÇ ÈÇ ÚäæÇä ÓÑÏÇÑ ãíÔäÇÎÊäÏ. Çíä ÇæÇÎÑ ÇãÇ ÇÒ گÒíäååÇíí کå ÇáÈÊå ÏÑ ÏæáÊ ÑæÍÇäí äíÒ ÕÇÍÈ ãäÕÈ æ ãÞÇã ÈæÏåÇäÏ äíÒ íÇÏ ãíÔæÏ äãæäå ÈÇÑÒ Âä ÓÑÏÇÑ ÍÓíä ÏåÞÇä ÇÓÊ کå Èå äÙÑ ãíÂíÏ ÏæáÊíåÇ ÈÏÔÇä äãíÂíÏ ÊÇ Çæ ÑÇ ÈÑ ÓÑ ÒÈÇäåÇ ÈíäÏÇÒäÏ، ÂäچäÇä کå ÍÓÇãÇáÏíä ÂÔäÇ ãÔÇæÑ ÝÑåäگí ÏæáÊ چäÏí پíÔ ÏÑ گÝÊæگæíí Çíä ãæÖæÚ ÑÇ ãØÑÍ کÑÏ æ گÝÊ: «ÇÒ ÏíگÑ کÓÇäí کå Èå äÙÑã ãíÊæÇäÏ ãÓÆæáíÊ ÑÆíÓÌãåæÑí ÑÇ ÈÑÚåÏå گíÑÏ، ÂÞÇí ÍÓíä ÏåÞÇä ÇÓÊ. ÇíÔÇä åã ãÏíÑ ÈÓíÇÑ ÊæÇäãäÏí ÇÓÊ æ ÇÞÊÏÇÑí کÇÑíÒãÇÊíک ÏÇÑÏ æ ÇÒ ÊæÇä ÊÚÇãá ÈÇ ÑåÈÑí æ ÞæÇí ÏíگÑ æ äíÑæåÇí ãÓáÍ åã ÈÑÎæÑÏÇÑ ÇÓÊ æ ãÚØæÝ Èå Íá ãÓÇáå کÇÑ ãíکäÏ.» åãíä ÌãáÇÊ کÇÝí ÇÓÊ ÊÇ äÔÇä ÏåÏ کå Çíä ÝÞØ ÌÑíÇä ÇÕæáگÑÇ äíÓÊ کå ÈåÏäÈÇá íک گÒíäå äÙÇãí ãíگÑÏÏ Èáکå ÇãËÇá کÓÇäí کå ãÇ ÂäåÇ ÑÇ Èå äÇã ÇÚÊÏÇáíæä ãíÔäÇÎÊíã äíÒ گæÔåچÔãí Èå چåÑååÇí äÙÇãí ÇÒ Çíä ÏÓÊ ÏÇÑäÏ.
پديده 1400
در ميان همه اينها شخصي است که به شکلي عجيب بهعنوان پديده انتخاباتي 1400 از او ياد ميشود؛ پديدهاي که نه مثل رضايي و قاليباف براي نامزدي رياستجمهوري قبلا آمده و به قول معروف گزينه سوخته به شمار ميآيد و نه مثل کساني مثل سردار دهقان گزينه دولتي و نه مثل سردار شهيد قاسم سليماني و رستم قاسمي چهرهاي شناختهشده است. نام سعيد محمد را اين روزها خيليها با پديده احمدينژاد در 1384 مقايسه ميکنند. زماني که شهردار سابق تهران، گمنام و بيادعا در مقابل رقبايي نامي ناگهان به پيروزي رسيد. اتفاقي که حتي خوشبينترين طرفداران او هم باور نميکردند، احمدينژاد 84 از جمله نامزدهايي بود که بارها از وي درخواست شد تا به نفع ساير کانديداهاي اصولگرا کنار بکشد، اما چنين نشد. خيليها ميگويند همين ناشناخته بودن و البته نااميدي و لجبازي سياسي مردم با چهرههاي شناختهشده، او را رئيسجمهوري کرد که بعدها به وي لقب معجزه هزاره سوم دادند (!) سعيد محمد هم در اوج نااميدي مردم ميتواند در سال 1400 شانس رياستجمهوري داشته باشد چون کسي او را نميشناسد و نفرت از چهرههاي شناختهشده عرصه سياست ميتواند يک ناشناخته را بر مسند قدرت بنشاند. سعيد محمد (زاده 1347 در تهران)، فرمانده قرارگاه سازندگي خاتمالانبياء از مهر 1397 است که جايگزين عبادا... عبداللهي شده است و اين روزها در رسانهها فعاليتهايش زير ذرهبين است و بهعنوان گزينه رياستجمهوري سال آينده مطرح ميشود.
چند دليل
بهطورکلي آنچه از ظواهر امر پيداست دلايل مختلفي براي تلاش براي مطرح کردن يک نظامي براي انتخابات 1400 وجود دارد. يکي از آنها اقدام اخير مجلس در تعريف رجال سياسي است که در آن چهرههاي لشکري و کشوري و نظامي با صراحت بهعنوان رجال سياسي مطرح شدهاند، از سوي ديگر خيليها معتقدند که وجود يک نامزد نظامي براي رياستجمهوري باعث ايجاد جو خاص و ترغيب مردم براي مشارکت در پاي صندوقهاي راي نيز هست؛ به اين معنا که مخالفان حضور يک نظامي در قوه مقننه را هم به پاي صندوق بکشاند و همين دوقطبي «گزينه نظامي آري يا نه» ميزان مشارکت در رياستجمهوري 1400 را نيز بالا ميبرد، البته برخي نظريههاي افراطي هم وجود دارد که ميگويد در شرايط کنوني تنها يک رئيسجمهور نظامي است که ميتواند با همان سبک و سياق نظامي شرايط کشور را کنترل کند، با نگاهي به اين دلايل ديده شدن ردپاي نظاميان در انتخابات آتي خيلي هم عجيب نيست.