با توجه با اتفاقات خوبي که در عرصه بينالمللي براي ايران رقم خورد آيا ميتوان اميد داشت که گزارش آژانس اين سلسله موفقيتها را تکميل کند؟
بايد منتظر ماند و مشاهده کرد که آژانس در خصوص فعاليتهاي هستهاي ايران چه نظري ميدهد و چه گزارشي به 35 کشور عضو شوراي حکام ارسال ميکند. ايران با حسن نيت و صلابت تمام با آژانس بينالمللي انرژي اتمي برخورد کرد و اين رويکرد هميشگي ايران بوده است. بايد منتظر ماند و ديد که آيا آژانس تحتتاثير سياستهاي آمريکا قرار خواهد گرفت يا خير. اين مرتبه کاملا مسأله متفاوت است و اگر باز هم گزارش آژانس سياست زده باشد با وجود اينکه ايران با آژانس همکاري کرده است اساسا اعتبار اين نهاد خدشهدار خواهد شد و ارزش خود را در نگاه بسياري از دست خواهد داد.
در راستاي همين همکاريهاي ايران و آژانس شاهد بوديم که ايران در ساير عرصههاي بينالمللي نيز توافقات خوبي را بدست آورده است تا جايي که روسيه امروز از عضويت دائم ايران در پيمان شانگهاي حمايت کرده است، مجموعه اين اتفاقات ميتواند حلقه محاصره ايران را از بين ببرد؟
منطقي که جمهوري اسلامي ايران در پيش گرفته است به علت اينکه حرمت و تماميت ارضي تمامي کشورها را مورد تاکيد قرار ميدهد و نسبت به هيچکشوري بياحترامي نميکند و مبارزه با تروريسم را سرلوحه امور خود قرار ميدهد و در مقابل ائتلافهاي زورگو همچون ائتلاف سعودي در حمله به يمن مقابله ميکند و از سوي ديگر با ديپلماسي هوشمندانه خود در مقابل يک جانبهگرايي ايالات متحده ميايستد، سـبب شده است تا پرده از روي سياستها دوگانه و خصمانه ايالات متحده و همپيمانان اين کشور برداشته شود. پردهاي که سالها ظاهر متخاصم آمريکا را پوشانده بود و آن را خوب جلوه ميداد. امروزه آمريکا صرفا با ايران در تقابل نيست و سياست يکجانبه گــرايانه آمريکا گريبان جهانيان را گرفته است. به علت اينکه ايران در عرصه سياست و اقتصاد بسياري منطقي است ساير کشورها نيز از راهبرد ايران حمايت ميکنند و از ايران حمايت ميکنند و در مقابل ائتلافهاي اشتباه صعودي و آمريکا، ائتلافهاي صحيح و منطقي شکل ميگيرد که منطبق بر حقوق بينالملل و ارزشهاي اخلاقي است. در اين ميان ديگر هم پيمانان آمريکا نيز با ترامپ همراهي نميکنند به اين علت که ديگر امروزه آنها نيز متضرر شدهاند. در اين ميان ايران جز معدود کشورهايي بوده که همواره بر قدرت آسيا تاکيد داشته است. امروزه کشورهاي آسيايي ميتوانند آينده جهان را رقم بزنند و بهصورت مستقل از قدرتهاي غرب به توسعه و پيشرفت خود کمک کنند. آمريکا در گذشته با اختلاف افکني ميان کشورهاي آسيايي به سياستها و اهداف خود ميرسيد و اين سياست را در ساير قارهها نيز اجرايي ميکرد اما امروزه دست آنها رو شده است و ديگر فريب آمريکا را نميخورند. در همين راستا پيمان شانگهاي رقم خورد که ميتواند به يکي از قدرتمندترين پيمانهاي جهاني بدل شود. امروزه کشورهاي حاضر در پيمان شانگهاي اقتصادهاي مکملي دارند. در راستاي همان سياستهاي منطقي ايران است که امروزه از ايران دعوت ميشود در اين پيمان به عضويت دائم درآيد که ميتواند يک امتياز بسيار بزرگ براي ايران باشد.
آيا تلاش روسيه براي ميانجيگري ميان ايران و آمريکا نيز يک گام ديگر از سوي روسيه است تا ايران را به عرصه بينالمللي بازگرداند؟
مقوله مذاکره ميان ايران و آمريکا اين روزها بيشتر از جانب ترامپ شنيده ميشود و ترامپ نياز به مذاکره و گرفتن عکس يادگاري با مقامات ايران دارد. در ايران همگان بر اين باور هستند که نميتوان به آمريکا اعتماد کرد. اين امر بسيار مهم است که ايران يک بار در قالب برجام با آمريکا مذاکره کرد و به توافق رسيد و آمريکا نيز آن را امضا کرد و تمامي کشورهاي جهان را ملزم به اجراي آن کرد اما از آن خارج شد و با اين اقدام در وهله اول خود را منزوي کرد. آنها هيچگاه تصور نميکردند خروج از برجام براي آنها تا اين ميزان گران تمام شود. با تمام اين وجود ديگر هيچ ايراني به آمريکا اعتماد ندارد و اين باور تمامي احزاب ايراني است. روسيه از روي حسن نيت بهدنبال ميانجيگري است، اما پاسخ ايران همانند گذشته است و آمريکا به برجام بازگردد و تحريمها را عليه ايران لغو کند، در چارچوب برجام ايران در کنار کشورهاي ديگر برجام با آمريکا گفتوگو خواهد کرد.
تـــحريم جــــديد شرکتهاي نفتي از سوي آمــريکا آيا ميتواند اين کشور را و دولت ترامپ را در ماههاي آينده به اهداف خود برساند؟
اين يک جنگ رواني جديد است. بارها اعلام شده که آمريکا هرچه ميتوانسته است را انجام داده است و تحريم ديگري باقي نمانده است که آن ها عليه ايران انجام نداده باشند. هرچه ممکن بوده است انجام دادهاند تا جايي که بسياري از کشورها نيز از دادن غذا و دارو نيز به ايران امتناع ميکنند. اين صحبتها بيشتر جنبه تبليغاتي دارد زيرا امروزه با توجه به نزديک شدن به انتخابات حزب دموکرات تلاش ميکند که جمهوري خواهان را با بيان صحبتهايي تحت فشار قرار دهند. دموکراتها بارها عنوان کردهاند که تحريمهاي ترامپ بيفايده بوده و نتيجهاي نداشته و آنها نيز اساسا جوابي ندارند زيرا ايران تسليم نشده است. تحريمهاي جديد آمريکا عليه 6 شرکت نفتي نيز در اين راستا است که بگويند همچنان ميتوانند تحريم کنند در صورتي که اين ادعا صحت ندارد و هرچه موثر بوده است در گذشته انجام دادهاند. آمريکا با اين هدف اين کار را انجام داده تا از سياست اعمالي گذشته خود دفاع کند در حالي که منجر به انزواي خود آمريکا شده بود و اعتبار اين کشور را در جهان از بين برده است. اين تقابل خصمانه و کم سابقه است و در سالهاي اخير کمتر کشوري به اين شکل بر يک ملت فشار وارد کرده است که البته به نتيجه نخواهد رسيد و اين اتفاق به يک درس تاريخي در روابط بينالملل بدل خواهد شد. در اين ميان با توجه به نزديکتر شدن به انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده، افکار عمومي اين کشور در حال پايش رفتارهاي دولت ترامپ هستند و تا اين لحظه بسياري از شهروندان اين کشور به اين نتيجه رسيدهاند که سياستهاي ترامپ اشتباه و شکست خورده است به خصوص زماني که مشاهده ميکنند خروج از برجام اين کشور را به شدت بدنام کرده است. ترامپ بر اين تصور بود که با خروج از برجام ايران نيز بلافاصله از برجام خارج ميشود و به اهداف خود مي رسد اما ايران با مقاومت در مقابل ترامپ مانع رسيدن او به اهدافش شد و در آينده نيز نتيجه مثبت اين مقاومت را خواهد گرفت. ترامپ رزومه اي براي ارائه در انتخابات آتي ندارد. به همين علت به جلسه آتي شوراي حکام دلخوش کرده است که آن نيز با توجه به توافقي که ميان ايران و آژانس رقم خورد به احتمال زياد به شکست منجر خواهد شد.
آيا در اين ميان افراد يا کشورهايي وجود دارند که دولت ترامپ را تحريک کرده تا اين قبيل تحريمها را بر ايران وضع کند؟
تمامي اين اقدامات با دسيسهچيني رژيم صهيونيستي صورت ميگيرد و نخستوزير اين رژيم در حال تلاش است تا حرف خود را در شوراي حکام عليه ايران به کرسي بنشاند و يک قطعنامه عليه ايران صادر کنند تا بار ديگر پرونده ايران به شوراي امنيت ارجاع داده شود تا بيشتر ايران را در تنگنا قرار دهند. بهنظر ميرسد مجموعه اقدامات و تحريمهاي آمريکا در خصوص ايران به نتيجهاي نخواهد رسيد زيرا اساسا شناختي از ايران ندارد و به واسطه نخستوزير رژيم صهيونيستي گامهاي خود را عليه ايران برميدارند. آمريکا عملا ديگر برنامهاي عليه ايران ندارد و همان اقدامات گذشته را تکرار ميکند تا شايد در اين ميانه بهانهاي به دست آورد تا از آن سوءاستفاده کند. آنقدر در اين عرصه پشت ايالات متحده خالي شده است که براي همگان مسجل شده که تلاشهاي آمريکا براي کشاندن پرونده ايران به شوراي امنيت بيفايده خواهد ماند و مکانيزم ماشه فعال نخواهد شد.
چه عللي سبب شده تا ايالات متحده با ابزارهاي فراواني که در اختيار دارد نتواند در عرصه سياست عليه ايران اقدامي جدي انجام دهد؟
گامهاي ايالات متحده در اين راستا بسيار سست و بيمنطق بوده است. امروزه هر کسي ميداند وقتي يک شخص از يک معاهده خارج ميشود ديگر نميتواند از طريق آن اقدامي انجام دهد، اما آنها به اين دلايل بياساس خود متوسل ميشوند و از راههاي غيرحقوقي و غيرعلمي بهدنبال به کرسي نشاندن حرف خود هستند که مورد پذيرش هيچکس و حتي همپيمانان آنها نيست. قطعا کمتر کشوري از کمپين دولت ترامپ بر عليه ايران حمايت ميکند. ايران نيز در اين عرصه با اقتدار به مسير خود ادامه ميدهد و به آنها امتياز نخواهد داد. ترامپ ميخواهد ايران را به دستاوردي براي خود در انتخابات بدل کند که قطعا در اجراي آن شکست خواهد خورد و نتيجهاي جز شکست براي او حاصل نخواهد شد. اين نگرش ايالات متحده قطعا محکوم به شکست است و در راستاي فرار از اين شکستها است که آمريکا بهدنبال بازيچه کردن شوراي امنيت رفت و واکنش کشورها نيز در همين راستا عليه آمريکا بود. واکنشي که منجر به تحقير آمريکا شد. اگر قطعنامه 2231 لغو ميشد يک بــــدعت رقم ميخورد و اساسا عاليترين رکن بينالمللي از اين پس اســاسا زير سوال رفته و هيــــچکشوري براي تصميمات آن اهميتي قائل نميشد و در ادامه نيز در مقابل افکار عمومي بهصورت کامل زير ســوال ميرفت و بيشترين ضرر را نيز اعضاي دائم شوراي امنيت متحمل ميشــــدند. امروزه پرده از روي سياستها دوگانه و خصمانه ايالات متحده آمريکا برداشته شده است. پردهاي که سالها ظاهر غيرمنطقهاي و دوجانبه آمريکا را پوشانده بود و آن را خيرخواهانه جلوه ميداد.