بستن

نقصان مهارت کارگروهی در فوتبال

نقصان مهارت کارگروهی در فوتبال
صادق درودگر رئیس سازمان اقتصادی فوتبال

یکی از مواردی که در فوتبال ما بسیار به چشم می‌آید و موجب پراکندگی و جدایی افراد جامعه فوتبال از یکدیگر شده است؛ نقصان توانایی و مهارت کارگروهی است. از مهمترین ویژگی‌های افراد حاضر در مسئولیت‌های مختلف فوتبال در دنیا، جمع‌گرابودن آنهاست. وقتی به تاریخچه فیفا، باشگاه‌های جهان و فدراسیون‌ها دقت می‌کنیم متوجه می‌شویم که تشکیل آنها حاصل کارجمعی است، در کشور ما متاسفانه برخلاف کشورهای توسعه‌یافته فوتبال، در حال‌حاضر تاثیر فرد مسئول بر جمع بیشتر از تاثیر جامعه بر فرد مسئول است. یکی از مسائلی که با ذات کارگروهی در جامعه ما در تضاد است، تمایل افراد این جامعه به داشتن چندین نقش، شغل و تخصص به‌طور همزمان است. گویی غالبا ما می‌خواهیم همه‌فن‌حریف باشیم. بازیکن در کار داوری دخالت دارد، مدیر در امورفنی تصمیم‌گیری می‌کند، سرمربی در امورمدیریتی دخالت می‌کند، بازیکنان نیز گاهی جای هر دو را می‌گیرند. نمونه‌هایی از این اتفاق مانند اتفاقات باشگاه خونه‌به‌خونه دقیقا این تداخل‌ها را به‌وضوح نمایش می‌دهد. ما غالبا کار انفرادی را به‌کار گروهی ترجیح می‌دهیم شاید دلیل آن عدم اطمینان به نتیجه کار افراد دیگر، وسواس، کمال‌گرایی، خودشیفتگی و ضعف مهارت کارگروهی باشد. بسیاری از افراد علاقه‌مند در جامعه فوتبال فکر می‌کنند کار و اثر خودشان از همه بهتر است، بنابراین، اجازه مشارکت به دیگران را نمی‌دهند و ترجیح می‌دهند همه کار‌ها را خود انجام دهند، وقتی مسئولیت نداریم همه افراد مسئول را بی‌رحمانه به‌صورت یک‌جانبه مورد خطاب با حمله‌های غیرمنصفانه قرار می‌دهیم. . نیاز به تحسین و تشویق‌شدن نیز گاهی یکی از علل این ماجراست. برخی‌ها دوست دارند که فقط خودشان برنده و انجام‌دهنده کار‌ها باشند. شدت نیاز به تحسین و شناخته شدن در ما به‌حدی است که اگر وارد کارگروهی شویم انگیزه خود را از دست داده و احساس محدودیت می‌کنیم، از این دست روحیات در جامعه فوتبال به‌وفور یافت می‌شود. از عوامل دیگر این عدم علاقه به کارگروهی در فوتبال خودرأیی و خودمحوری ماست برخی از ما تمایلی به شنیدن و به‌کار بردن نظرات دیگران نداریم و نظر خود را ارجح بر دیگران می‌دانیم. اگر با این روحیات بتوانیم کنترل فوتبال را به‌دست بگیریم، دیکتاتوری اعمال خواهیم نمود که این اتفاق بارهاوبارها در فوتبال ما رخ داده است و مدیران فوتبال با هر تغییر در مسئولیت با هرگونه تجربه و پیشینه‌ای این روحیه را نیز بر جای گذاشته‌اند. اصولا برای اغلب ما افراد فوتبالی تبعیت از یک گروه تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز و قوانین مصوب شده در آن دشوار است، برخی از ما فکر می‌کنیم که قوانین و هنجار‌ها باید فقط برای دیگران باشد و ما می‌توانیم آن‌طور که نظر شخصی خودمان است، رفتار کنیم . ظاهرا در بین فعالان جامعه فوتبال از یکدیگر بابت ضربات احتمالی که تهدیدمان می‌کند ترس داریم و یکدیگر گریزی در همه اجزا و عناصر فوتبال ما حاکم است، بارها گفته‌ام و می‌گویم، مشکل فوتبال ما نبود روحیه کارگروهی و عدم وجود نهادهای مردمی، مستقل، قدرتمند، واقعی و همچنین وظیفه‌مند است و باز اعتقاد دارم ما در فوتبالمان هنوز هیچ نهاد مردمی واقعی متشکل نداریم و برای تشکیل آن نیز تلاش نمی‌کنیم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی