آرمان ملی- امید کاجیان: اظهارنظرهای چند روز پیش حجتالاسلام پناهیان این روزها در شبکههای اجتماعی جنجال تازهای به پا کرده است. بخشهای متفاوتی از گفتههای او در سخنرانی اخیرش دست به دست میچرخد. اظهارنظرهایی مملو از موضعگیریهای سیاسی و البته برخی بیانات مذهبی، به زعم برخی عجیب. پناهیان دائما تلاش میکند تا زمان فعلی را با دوران خاص مقایسه کند. مثلا او در بخشی به روایت از زکات میپردازد و میگوید: «الان مراحل اولیه و راحتی هستیم و کار به کار کسی نداریم، در زمان امام زمان(عج) کسی زکات ندهد گردنش را میزنند.» اظهاراتی از او که بدون استناد روایت شده و رسانهای شدنش در خارج از کشور صرفا باعث دادن سوژه به بدخواهان میشود. اظهارات پناهیان اما ابعاد دیگری هم داشت. ابعادی سیاسی که مطمئنا نگاه جناحی ویژه وی را به نمایش میگذارد. نکته جالبتوجه در اظهارات پناهیان آن است که ضمن انجام اینگونه قیاسهای معالفارق، یکی پس از دیگری حکم هم صادر میکند. او در سخنرانی که باید مرتبط با فرهنگ عاشورا باشد به مسائلی مانند نامگذاری خیابانی به نام مهندس بازرگان نیز واکنش نشان میدهد و در بیاناتی عجیب میگوید: «جنگ تحمیلی
بهخاطر بازرگان بود، ۱۷هزار شهید ترور هم همینطور؛ این عدالت است که اسمش را میگذارید روی خیابان؟» خوب معلوم است که پناهیان از اقدام اخیر شورای شهر اصلاحطلب تهران در این نامگذاری دل خونی دارد و تاب این نامگذاری را نیز ندارد. پناهیان به حمله به دولت و شورای شهر تهران بسنده نمیکند و حتی مرحوم هاشمیرفسنجانی را هم هدف قرار میدهد و میگوید: «رگباری فحش میبندند که فلانی عدالتخواهی را محدود کرد به دزدیها؛ شعار عدالتخواهی الان فایدهای ندارد. اولین کسی که از عدالتخواهی صحبت کرد هاشمیرفسنجانی با طرحهای لیبرالی بود؛ بچه که نیستم هرکس از عدالتخواهی بگوید غش کنم براش، مثل برخی از این جوانانی که اخیرا آمدند.» حملات پناهیان و اظهارنظرهای سیاسیاش در قالب تهدید مردم و البته تم جناحی اظهارنظرهایش در حالی است که مخالفان این نوع طرز تفکر طی سالهای گذشته کمترین تریبون از نوع تریبونهای پناهیان داشتهاند یا اساسا اجازه اظهارنظر پیدا نمیکردند.
خودزنی
حجتالاسلام سید ناصر قوامی درباره اظهارنظرهای سیاسی تریبونداران مراسم مذهبی به «آرمانملی» میگوید: اکثر روحانیونی که به قدرت نزدیک هستند، سعی میکنند که مسائل مختلف را سیاسی کرده و راجع به آن صحبت کنند. درهمین شب عاشورا هم برنامههای مذهبی که تم سیاسی در درونشان بود از سوی صداو سیما پخش شد. اما قاعدتا برخی اظهارنظرها باید حد و مرزی هم داشته باشد. وی اضافه میکند: مثلا آقای پناهیان از گردن زدن کسانی که زکات نمیدهند در روزگار امام زمان سخن میگوید. پرسش اینجاست مگر ما قطعا میدانیم که دست به چه کارهایی میخواهد بزنند؟ دلیل محکمی برای این جمله وجود دارد؟ از طرفی فرضا هرکس زکات ندهد گردنش را هم بزنند مگر با زکات میشود کشور را اداره کرد؟ قوامی ادامه میدهد: تناقض گفتاری از این دست در اظهارنظرهای امثال پناهیان زیاد است. مثلا او در جایی دیگر به هاشمیرفسنجانی حمله کرده و او را پیرو اندیشه لیبرالی معرفی میکند. چه این حرف را قبول کنیم چه نه، نباید از یاد ببریم که هاشمی از معماران انقلاب 57 است. اگر به حرف پناهیان استناد کنیم پس اساسا بخش عمدهای از ساختار انقلاب را هم باید برپایه اندیشههای لیبرالی بدانیم و
اگر نپذیریم پس نباید هاشمی را هم پیرو این نگرش تعریف کنیم. مطمئنا همه چهرههای سیاسی از تمامی جناحها اشتباهاتی دارند اما وقتی ایرادات ساختاری مثلا به آغاز جنگ و بازرگان میشود یا هاشمی و لیبرالیستی اساسا افرادی که آن زمان پشت این چهرهها بودند نیز زیر سوال خواهند رفت و این ساختار فعلی کشور و انقلاب را زیر سوال میبرد و این خود یک تناقض دیگر است. قوامی اظهار کرد: تناقضهای دیگر پناهیان زمانی است که اشاره به قیاس شرایط فعلی ایران با دوران امام حسین و یارانش ارائه میکند. حکومتدار را با حکومتدار مقایسه میکنند. اساسا برخی از این اظهارات یک خودزنی است. تریبونهای مذهبی نمادند؛ نمادهای تفکر ساختار موجود. تریبونهایی که تبدیل میشوند به سنجش عیار آنچه در ایران میگذرد. موضوعی که خود اساس قضاوت میشود و همین امر است که اهمیت حفظ حرمت چنین مکانهایی را دوچندان میکند. به همین دلیل است که صاحبان این تریبونها باید بدانند که هر سخن آنها و جملاتشان در آینده میتواند چه تبعاتی به همراه داشته باشد؟ بیتردید در چنین شرایط حساسی که ایران از هرجهت تحت فشار است، گفتههای پناهیان نمونه بارز گلبهخودیهای صاحبان تربیون
است. کسانی که حتی در مقابل دوربینهای تلویزیونی نیز نمیتوانند نقش افراد نسبتا متعادل را بازی کنند و ازهمین رو بهگونهای سخن میرانند که تیشه به ریشه خودشان میزند و گاهی برخی اوقات پا را از این فراتر گذاشته و برخی مسلمات را هم به زیر سوال میبرند.