آرمان ملی- نسترن فراهانی: شرایطی که در انتخابات اسفند 98 تجربه کردیم بیش از پیش به این فرضیه قدرت بخشید که بازگشت اصلاحطلبان به ارکان قدرت چندان هم ساده نیست چراکه با روشهای حذفی بهطور تقریبی تمام کاندیداهای اصلاحطلب امکان حضور در انتخابات را نداشتند امروز اما این پیشبینی که سناریوی انتخابات 98 در انتخابات 1400 تکرار شود اخیرا بارها توسط سیاسیون مطرح شده است، محمد عطریانفر فعال سیاسی اصلاحطلب و عضو حزب کارگزاران هم به این موضوع اشاره کرده و تاکید دارد کاندیداهایی که از سوی حزب کارگزاران معرفی میشوند امکان حضور در انتخابات را پیدا نخواهند کرد. در همین رابطه فرزانه ترکان با «آرمان ملی» به گفتوگو پرداخته که در ادامه میخوانید.
روند فعالیت احزاب در سالهای اخیر را چگونه ارزیابی میکنید؟ با توجه به نزدیکی به انتخابات 1400 چه تفاوتی باید در نحوه برخورد با احزاب صورت بگیرد؟
در سالهای اخیر هر چه به زمان انتخابات نزدیک شدهایم ضرورت بازتر شدن فضا برای فعالیت سیاسی بیشتر میشد اما ما شاهد روندی برعکس بودهایم در واقع باید زمینه کار برای احزاب سیاسی بازتر میشد اما متاسفانه برخلاف روال معمول جوامع دیگر، محدودیتها در ایران تشدید میشود و ردصلاحیتها امکان بروز و ظهور افکار متفاوتی از آنچه را در نظام حاکم است به ما ندادهاند. اگر ما این اصل را بپذیریم که احزاب موجود در نظام چه اصلاحطلب و چه اصولگرا بر مواضع و اصول جمهوری اسلامی متفقالقول هستند و خودشان از انقلابیون قدیمی و از وفاداران به جمهوری اسلامی هستند و تفاوت در سلیقهها و نظرات و اتفاقنظر در بحثهای سیاسی و عرصه اجتماعی وجود دارد باید بپذیریم که اجازه فعالیت سیاسی و امکان بیان نظارت متفاوت به احزاب داده شود. ولی متاسفانه هرچه که از ابتدای انقلاب گذشته است با تشدید محدودیتها ریزش نیروهای معتقد به نظام تشدید شده و امکان فعالیت سیاسی برای احزاب فقط به شکل محدودی میسر است. درنهایت اینکه نزدیک به انتخابات فراخوان بدهند و احزاب بیایند و مردم را راهنمایی کنند و به انتخابات تشویق و ترغیب کنند و از طرفی در انتخاب کاندیداها
بسیار سختگیرانه عمل شود، به نوعی که حتی احزاب شناسنامهداری مثل کارگزاران تعداد اندکی از افراد خود را تاییدصلاحیتشده ببیند این دوگانگی است و نه احزاب و نه مردم با این شرایط در صحنه سیاسی کشور فعال نمیشوند.
باتوجه به انتخابات گذشته در اسفند 98 ازسوی برخی سیاسیون پیشبینی شده است که کاندیدای اصلاحطلب بهخصوص کاندیدای حزب کارگزاران ردصلاحیت خواهند شد، چقدر این دیدگاه را دقیق میدانید؟
تمامی این موارد پیشبینیهای فردی است و افراد در این موضوع متفقالقول نیستند، هر چه به انتخابات 1400 نزدیکتر شویم بهتر میتوانیم شرایط را ارزیابی کنیم. ولی در اینکه حزب کارگزاران به جمهوری اسلامی پشت نکرده و نمیکند و با شعار براندازان همسو نمیشود شکی نیست؛ تلاش حزب کارگزاران همچنان اصلاحات است و بهعنوان حزبی که خودش را از زمان شروع ریاستجمهوری آقای هاشمی مدعی شروع اصلاحات میداند مصمم است برای ترمیم و اصلاح سیستم و مشکلات بهوجودآمده به عنوان محوری بین احزاب اصلاحطلب در صحنه سیاسی کشور بماند؛ در نهایت تلاش ما این است که بتوانیم با وحدت رویه با دیگر احزاب کاندیدای مشخصی را که از نظر فکری و مبانی سیاسی و اجتماعی با احزاب اصلاحطلب همرویه باشد مشخص کرده و در انتخابات شرکت کنیم.
آقای عطریانفر اخیرا مطرح کردند کرباسچی، محسن هاشمی و آقای جهانگیری به عنوان کاندیدای اصلاحطلبان مطرح هستند، این گزینهها از نظر شما چقدر جدی است؟
آقای عطریانفر گمانهزنیهای خود را مطرح کرده است. هنوز حزب به مرحله تصمیمگیری در مورد افراد و اولویتبندی آنها نرسیده و فعلا هدف این است که در درجه اول بین احزاب اصلاحطلب وحدت رویه پیشبینی کنیم و در مسیر دوم برنامه داشته باشیم و طبق برنامهای که میخواهیم کاندیدای خود را مشخص و معرفی کنیم. فعلا در تمام صحبتها و پیشبینیها در حد گمانهزنی است و مشخص نیست این افراد به حضور در انتخابات و کاندیداتوری تمایل داشته باشند یا نه به نظر من برای این تصمیمگیریها و گمانهزنیها زود است.
در حال حاضر عــدهای حـرف زدن در مورد انتخابات را در این زمان بسیار زود میدانند ولی این تصور وجود دارد که انتخابات 1400 با توجه به نارضایتی عموم جامعه از وضع موجود نباید در دقایق 90 برنامهریزی شود دیدگاه شما چیست؟
من فکر میکنم باید این موضوع به مردم گفته شود که برای تغییر و اصلاح هیچ راهی جز صندوق رای وجود ندارد. قطعا دیگر احزاب اصلاحطلب نیز متفقالقول هستند که ما براندازی و شورش و اعتراضات خیابانی را محکوم و از آن دفاع نمیکنیم، تنها هدف ما اصلاح و تنها راه ما صندوق رای است. باید از این دریچه با مردم صحبت کرد. باید دید به فرض رایآوری منتخبان آنها با چه برنامههایی به عمل میرسند باید شعار را کنار بگذاریم. اینکه مثل انتخابات قبلی فردی بیاید و حرفهای قشنگی بزند و مردم را امیدوار کند بدون اینکه حیطه ریاستجمهوری و محدودیتهای این بخش را بشناسد درست نیست. مردم باید در حوزه اختیارات ریاستجمهوری برنامهها را ببینند و انتخاب کنند و مشارکت داشته باشند.
آیا شرایط احزاب در انتخابات آینده تغییری ایجاد میکنند؟
در درجه اول نظام باید نسبت به همصدایی همه احزاب تغییر روش داشته باشد و بپذیرد که این صحیح نیست و تنوع آرا و اختلافنظری را که از کف جامعه شروع میشود و در احزاب متجلی است بپذیرد. مجلس نیز باید با نظرات عامه جامعه به بروز و ظهور افکار سیاسی متفاوت اجازه بدهد. اینها اتفاقاتی هستند که در آنسو باید رخ بدهد در اینسو احزاب باید هر چه زودتر خودشان را جمع و جور کنند و به وحدت رویه برسند. عدم تصمیمگیری در شورای عالی اصلاحطلبان ضعفی بزرگ در جبهه اصلاحات است. باید هرچه زودتر مسئولیت شورا مشخص شود و احزاب دور هم جمع بشوند و با برنامه مشخصی تصمیمگیری کنند.