بستن

پدرخوانده‌ها چگونه از راه مي‌رسند؟

پدرخوانده‌ها چگونه از راه مي‌رسند؟
محمد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ فاضلی استاد دانشگاه

فوکوياما نقل مي‌کند يکي از رؤساي جمهوري ماداگاسکار در مراسم آغاز رياست جمهوري از رئيس مافيا به‌دليل کمک به انتخاب شدنش تشکر مي‌کند. اين جور صاحبان ثروت‌هاي انبوه مافيايي در آمريکاي لاتين، آفريقا و ساير کشورهاي در حال توسعه، حتي نماينده مجلس و وزير هم مي‌شوند و سياست‌ها را تعيين مي‌کنند؛ اين‌را «تسخير حکومت» (State capture) مي‌گويند. چرا وقتي قيمت نفت در دهه 1970 ميلادي يک‌باره چهار برابر شد، کشوري نفتي مثل نروژ خيلي خوب از اين منابع براي توسعه استفاده کرد و کشورهاي ديگري نظير ايران، ونزوئلا، نيجريه و ساير اعضاي اوپک نتوانستند از اين ثروت هنگفت براي توسعه استفاده کنند؟ چرا برخي کشورها به قول خوان پابلو پرز آلفونسو بنيانگذار اوپک در نفت هم‌چون «مدفوع شيطان» غرق شدند؟ تري لين کارل در کتاب «معماي فراواني» (نشر ني، 1388) معتقد است اثر متفاوت افزايش قيمت نفت بر کشورهايي نظير نيجريه، اندونزي، ايران و ونزوئلا در مقايسه با نروژ از آن‌جا ناشي مي‌شد که نروژ پيش از کسب درآمد هنگفت نفت به دولت کارآمد مدرن رسيده بود، اما نفت در بقيه کشورها پيش از دولت کارآمد اثربخش وارد شد.

او معتقد است «توالي» متغير تعيين‌کننده است: اول دولت کارآمد بعد رسيدن درآمد نفت؟ يا برعکس؟ اين دو اثرات بسيار متفاوتي خواهد داشت؛ تفاوتي در حد نروژ تا ايران و ونزوئلا. درآمدهاي نفت - 700 تا 800‌ميليارد دلار - از آغاز دولت محمود احمدي‌نژاد وارد اقتصاد ايران شد. اين درآمد، وارد دولت کم‌ظرفيت، مستعد فساد و بدون توانمندي‌هاي دولتي نظير نروژ شد. نسخه غليظ‌تر افزايش قيمت نفت براي حکومت شاه تکرار شد: حيف‌وميل، افزايش فساد، تخريب ساختار برنامه‌ريزي و عقلانيت نيم‌بند دولت و پيدايش ثروت‌هاي افسانه‌اي. تحريم‌ها هم به تضعيف ساخت دولت و تشديد فساد کمک کرد. تضعيف دولت کم‌ظرفيت، ثروت‌هاي افسانه‌اي و انبوه تعارض منافع در حکمراني، حتي اجازه نمي‌داد که سلامت و کيفيت تصميم‌گيري به اندازه قبل از 1384 باشد. درآمدهاي نفتي و رانت از منابع ملي بعد از سال 1392 هم در قالب‌هاي مختلف (تداوم سرکوب نرخ ارز، ارز 4200، يارانه‌هاي سياه، فساد نظام بانکي و در نهايت از جهش بورس در سال‌هاي 1397 تا به امروز) بر ثروت‌هاي رانتي انبوه غيرمولد افزودند. دولت در ايران که پيش از سال 1384 هم ظرفيت تصميم‌سازي، تصميم‌گيري و اجراي بالايي نداشت و در سياست خارجي هم درگير بود، بر اثر تمرکز ثروت‌هاي انبوه در سال‌هاي 1384 تا 1399 اکنون با معضل بزرگ‌تري روبه‌روست. ظرفيت نيم‌بند قبل از محمود احمدي‌نژاد، تضعيف شده، نظام مالياتي اصلاح نشده، نظام بانکي انباشته از نابهنگام‌بودن در مقياس استانداردهاي جهاني است و مجموع سياست‌هاي اقتصادي به علاوه تنش در سياست خارجي مسبب رونق سوداگري شده است. ثروت‌هاي بزرگ در آمريکا، ژاپن يا اروپا که صاحب دولت‌هاي مقتدر و کارآمد هستند، کم‌وبيش قادرند سياست‌ها را با لابي، آدم خريدن، تبليغات رسانه‌اي و نفوذ در احزاب تحت تاثير قرار دهند. صاحبان ثروت‌هاي عظيم در ايران کار راحت‌تري دارند زيرا در فقدان حکمراني کارآمد، شفاف، بدون تعارض منافع، مجهز به نظام‌هاي کنترل جابه‌جايي پول و مالياتي دقيق، داراي سلامت نسبي و پاسخگو، قادرند منافع خود را ديکته کرده و سياستگذار را تسليم ظرفيت اجبار و نفوذشان کنند. انباشت ثروت‌هاي انبوه در جهان در حال توسعه که حکومت کارآمد، دموکراسي اثربخش، رسانه آزاد و قدرت سياسي پاسخگو ندارند، احتمال مافيايي شدن قدرت و ثروت و در نهايت در برخي کشورها «تسخير حکومت» و تحميل سياست‌هاي مطلوب صاحبان ثروت بر کل نظام سياسي را در پي دارد. ثروت‌هاي عظيم گذشته و چند برابر شدن‌شان در بورس امسال، در فقدان دولت توسعه‌يافته مدرن، سياستگذار را به تسليم وامي‌دارند و روند فساد قوت مي‌گيرد؛ اين‌ بار نيروي اجتماعي عظيم ده‌ها‌ميليون تازه‌وارد بورس را نيز همراه دارند. جدايي ثروت از قدرت از بنيان‌هاي دموکراسي است. ثروتمندان بزرگ و شهروندان عادي بايد هر کدام يک رأي داشته باشند. ثروتمندان اما در فقدان ابزارهاي حکمراني مدرن کارآمد، با نيروي پول حکومت را تسخير کرده و به اندازه پول‌شان - بسيار فراتر از يک رأي - بر سياست اثر مي‌گذارند. پدرخوانده هاي مافيايي واقعي اينگونه از راه مي‌رسند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی