بستن

جریان چپ به فکر معرفی گمنام‌ترین کاندیداها باشد

جریان چپ به فکر معرفی گمنام‌ترین کاندیداها باشد

آرمان ملي- اميد کاجيان: زمان به‌سرعت براي جريان اصلاح‌طلب مي‌گذرد؛ جرياني که زخم‌خورده از شکست انتخابات مجلس يازدهم و عدم مشارکت مردم در آن، اکنون 1400 و عرصه رياست‌جمهوري را نيز ازدست‌رفته مي‌بيند. چند ماهي بيشتر باقي نمانده است. کمتر از يکسال به انتخابات سال آينده باقي است و اصلاح‌طلبان اما همچنان سردرگم در آزمون و خطا، براي معرفي يک شخص براي اين انتخابات.

چند سد

آنها براي ورود به جريان انتخابات 1400 چندين سد را پيش روي خود مي‌بينند. سازوکار انتخاباتي آنان به نام شوراي‌عالي سياستگذاري با حواشي زيادي روبه‌رو بود. استعفاي نايب‌رئيس و سپس رئيس شورا يعني موسوي‌لاري و عارف بيانگر اين است که اين سازوکار ديگر نمي‌تواند کمافي‌السابق قابل اعتماد و راهکار خوبي براي انتخابات باشد. از سويي ديگر، خود جريان‌ها و احزاب اصلاح‌طلب تاکنون به يک استراتژي مناسب درباره انتخابات نرسيده‌اند؛ احزابي هستند که بر هويت اصلاح‌طلبي کانديداي آينده‌شان تاکيد دارند و ورود هرگونه چهره ميانه يا بينابين اصولگرا- اصلاح‌طلب مانند آنچه در سال 92 با ائتلاف بر سر حسن روحاني روي داد را يک اشتباه تاريخي مي‌دانند. احزابي هم همچنان تنها راهکار را در ائتلاف با اصولگرايان ميانه دانسته و ازاين‌رو باز هم بر فرمولي مشابه با سال 92 تاکيد دارند. سومين موضوعي که جريان چپ با آن دست به گريبان است، اظهارات اخير کدخدايي سخنگوي شوراي نگهبان است. او گفته به کساني که پيشتر نامزد انتخابات رياست‌جمهوري شده و ردصلاحيت شدند توصيه مي‌کنم که ديگر ثبت‌نام نکنند. سخناني که هرچند خيلي‌ها خطاب آن را محمود احمدي‌نژاد رئيس دولت سابق مي‌دانستند، اما در حقيقت به‌غير از اين، توصيه‌اي معنادار به بسياري از چهره‌هاي اصلي جريان اصلاح‌طلب هم بود. آب پاکي که کدخدايي روي دست اصلاح‌طلبان ريخت باعث شد تا آنها از همين الان بدانند گزينه‌هاي شاخصي مثل مصطفي معين يا مسعود پزشکيان -از کساني که احتمال تاييد صلاحيتشان مي‌رفت- اما در انتخابات پيشين ردصلاحيت شدند، شانسي براي حضور دوباره ندارند. اين اتفاق اما در حالي رخ مي‌دهد که اصلاح‌طلبان به گزينه‌هايي که احتمال ردصلاحيتشان به مراتب بيشتر از معين و پزشکيان بود هم دل بسته بودند؛ کساني مثل محمدرضا خاتمي و صفايي‌فراهاني. گزينه‌هايي که حالا حتي خوش‌بين‌ترين اصلاح‌طلبان نيز به تاييدصلاحيت شدنشان اميدي ندارد.

شانس‌هاي بالاي تاييدصلاحيت هم چنگي به دل نمي‌زنند

در اين ميان اما گزينه‌هاي مختلف ديگر اصلاح‌طلبان که دغدغه رد صلاحيت ندارند، نيز چنگي به دل نمي‌زنند. آنها يا سابقا امتحان خود را پس دادند يا روزگار به نحوي با آنها تا کرد که محبوبيتشان از بين برود. آن دسته از جريان اصلاح‌طلبي که همچنان به روي ائتلاف و انتخاب گزينه‌هاي نيمه اصولگرا - نيمه اصلاح‌طلب تاکيد دارند به چند چهره دل بسته‌اند.يکي از آن چهره‌ها کسي نيست جز آذري‌جهرمي وزير جواني که چند ماه بعد از وزارت، اقدامات و برنامه‌هاي تبليغاتي‌اش براي 1400 را هم شروع کرد. از عکس گرفتن با شلوار جين گرفته تا فعاليت در شبکه‌هاي اجتماعي با هشتگ‌هاي عامه‌پسند و دوستانه تا به اصطلاح افشاگري‌هايي با تم مبارزه با فساد مالي و ... اما ناگهان چند اتفاق پشت سرهم جايگاه او را تنزل داد و رفتارهاي پوپوليستي‌اش را بي‌ثمر کرد. وقايع آبان‌ماه و قطع اينترنت، موضوع فيلترينگ و پهناي باند و قيمت بسته‌هاي اينترنت و شکست در پرتاب ماهواره، ادعاي مطرح شدن حقوق 69ميليوني خواهرزن آذري‌جهرمي از سوي يکي از نمايندگان مجلس دهم، ادعاهاي مديرعامل مستعفي رايتل از کارشکني‌هاي آذري‌جهرمي و ... برخي از اين دلايل بودند تا وزير جوان، امروز برنامه‌هاي قبلي خود را نقش برآب ببيند. علي لاريجاني از ديگر چهره‌هايي است که به‌ويژه بعضي از کارگزاراني‌ها علاقه خاصي به معرفي او داشتند، چهره‌اي که البته از سويي خودش اذعان داشته که براي انتخابات 1400 نمي‌آيد و از طرفي شرايط امروزش به‌گونه‌اي است که نه جريان اصولگرا او را مي‌پذيرد و نه جريان اصلاح‌طلب هيچگاه توانست به او اعتماد کند به‌ويژه آنکه او نيز مانند خيلي‌هاي ديگر از جمله کساني بود که در مجلس دهم با ليست اميد به پارلمان رفت و بعد هم به همين ليست و فراکسيون اميد پشت کرد و در واقعيت خود و جريان حامي‌اش به سخت‌ترين رقيب اصلاح‌طلبان مجلس تبديل شدند. از همين روست که اصلاح‌طلبان هيچ تمايلي براي سرمايه‌گذاري روي چنين شخصي از خود نشان نمي‌دهند. اين اواخر حاميان اين تفکر که براي کم شدن حساسيت‌ها بهتر است گزينه‌اي غيرسياسي به عنوان نامزد اصلاح‌طلبان معرفي شود، روي عبدالناصر همتي رئيس کل بانک مرکزي نيز حساب ويژه‌اي کرده بودند، حضور 12ساله در بيمه مرکزي و اين چندماهه و مديريت بانک مرکزي در بدترين شرايط و کنترل بازار ارز يک اتفاق خوب براي همتي به شمار مي‌آمد. مشکلات شديد اقتصادي کشور اين تئوري را که براي 1400 نياز به يک شخصيت تمام‌قد اقتصادي مثل همتي داريم فراگير کرده بود. اما همتي نيز روزهاي بدش رسيد، حالا يکبار مخالفان سامانه ارزي نيما و مال‌باختگان جلوي بانک مرکزي تجمع مي‌کنند و شعار «همتي همتي استعفا استعفا» مي‌دهند و يکبار هم قيمت ارز در زمان او، روي دوران سيف رئيس کل بانک مرکزي سابق را سفيد مي‌کند. با دلاري که قيمتش به بيش از بيست‌هزار تومان عادت کرده (!) بايد نام همتي را براي رياست‌جمهوري خط زد.

با هويت اصلاح‌طلبي

با اين اوصاف تنها چند گزينه مي‌ماند که هم هويت اصلاح‌طلبي دارند و هم شانس تاييدصلاحيت شدن. اسحاق جهانگيري يکي از همان چهره‌هاست، معاون اول رئيس‌جمهور. جايگاه جهانگيري را که زماني در مناظره‌هاي انتخاباتي 96 از بعد محبوبيت حتي گوي سبقت از خود حسن روحاني ربوده بود تا جايي است که عده‌اي مي‌گفتند به جاي جهانگيري بايد روحاني به نفع وي کناره‌گيري کند تنزل داده است. اما محمدرضا عارف هنوز هم از جمله کساني است که سوداي رياست‌جمهوري در سر دارد. کسي که در سال 92 براي خود يک محبوبيت خريده بود با ورودش به انتخابات 94 و مجلس بدترين چهره‌اي را که مي‌توانست از خود به جاي گذاشت. شخصيتي هميشه ساکت که حتي به طنز ميان محافل تبديل شد. همچنين عملکرد ضعيف وي چه در فراکسيون اميد و چه در شوراي عالي سياستگذاري اصلاح‌طلبان از جمله مسائل ديگري است که اساسا رياست‌جمهوري‌اش در ميان اصلاح‌طلبان را به خواب و خيال بدل کرده است. به‌ويژه اينکه بسياري از احزاب و گروه‌هاي جريان چپ رياست وي بر شوراي عالي سياستگذاري را هم قبول نداشتند، چه برسد به رياستش بر قوه اجرايي کشور. مطمئنا عارف اگرچه به دليل همان انفعال و محافظه‌کاري بالاترين شانس را براي تاييدصلاحيت شدن در ميان چهره‌هاي اصلاح‌طلب دارد اما کمترين شانس براي راي‌آوري را هم.

ظريف محبوب است؟

يکي ديگر از گزينه‌هايي که اين روزها از وي به عنوان گزينه اصلاح‌طلبي براي رياست‌جمهوري ياد مي‌کنند، کسي نيست جز محمدجواد ظريف، چهره‌اي که مطمئنا در چهار ساله اول رياست‌جمهوري حسن روحاني به محبوب‌ترين نزد مردم و اصلاح‌طلبان تبديل شده بود تا حدي که رسانه‌هاي جريان چپ تصاوير وي را با شمايل اميرکبير و آرش کمانگير و مصدق و ... مقايسه کرده و منتشر مي‌کردند. در کشوري که 40 سال بود ديگر کسي به عنوان وزير امور خارجه(!) به انگليسي مقابل دوربين‌ها صحبت نمي‌کرد، او شخصيتي باسواد و تحصيلکرده جلوه کرد که بهترين است. بايد پذيرفت ظريف محبوبيت خود را نزد مردم دارد و هرچند اوضاع خوب اقتصادي وعده داده‌شده محقق نشده است؛ نکته‌اي که قطعا شانس او را هم براي رياست‌جمهوري پايين مي‌آورد. با مروري به اين چهره‌ها خيلي خوب مي‌توان به اين نکته پي برد که هيچ يک از اين گزينه‌ها براي جريان چپ شانسي ندارند و از همين رو اصلاح‌طلبان دو راهکار خواهند داشت؛ نخست نگاهي به برخي چهره‌هاي تازه‌تر و البته گمنام‌تر که نه آزمون پس داده‌اند و نه خشم مردم را برانگيخته‌اند يا سياسيون شناخته‌شده‌اي که کمتر کسي به عنوان گزينه‌هاي رياست‌جمهوري پيشتر به آنها فکر مي‌کردند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی