آرمان ملي- حميد شجاعي: روزي صحبت از محمدرضا عارف است؛ روز ديگر بحث حضور ظريف مطرح مي شود، عدهاي معتقد به حضور جهانگيرياند اما نام محسن هاشمي يا سيدحسن خميني مطرح ميشود. اين طبيعي است که هر چه به انتخابات 1400 نزديکتر شويم به سنت فصول انتخاباتي نامهاي زيادي هم براي کانديداتوري مطرح ميشود. اما قطع به يقين نحوه مشارکت اصلاحطلبان در انتخابات پيش رو در گرو رويکرد شوراي نگهبان خواهد بود و اصلاحطلبان بر اين اساس تصميم خواهند گرفت که با نامزد مستقل اصلاحطلب وارد شوند يا باز هم به ائتلاف اينبار با چهرهاي مانند لاريجاني تن در دهند.
اصلاحطلبان و 1400
انتخابات 1400 را ميتوان از معدود انتخاباتي دانست که همه چيز آن در هالهاي از ابهام قرار دارد. از نحوه حضور جريانات سياسي بهخصوص اصلاحطلبان تا نحوه مشارکت مردم و موضعگيري شوراي نگهبان در خصوص تاييد يا ردصلاحيت کانديداها؛ اما آنچه مسلم است نميتوان به دليل ابهامآلود بودن فضاي انتخابات پيشرو دست روي دست گذاشت و از کنش سياسي دست کشيد. همين مساله است که باعث شده اصلاحطلبان به جمعبندي دقيقي در خصوص چگونگي حضور در انتخابات نرسند. اينکه با توجه به تجربه ائتلاف با روحاني و نتايج آن اين بار ميتوانند با کانديداي مستقل اصلاحطلب وارد ميدان شوند يا باز هم به دليل برخي محدوديتها مجبور به ائتلاف مجدد اين بار با شخص مثل لاريجاني خواهند بود. آنچه مسلم است و اکثريت اصلاحطلبان نيز بدان قائلند اين است که به هر نحو ممکن اين بار بايد با هويت مستقل وارد صحنه انتخابات شوند و حتي به قيمت رد صلاحيت نامزدهاي خود نبايد به سمت ائتلاف بروند. البته اصلاحطلبان به اندازهاي کانديدا دارند که بخواهند به صورت مستقل نيز در انتخابات حاضر شوند. اين بستگي به آنها دارد که بخواهند با کانديدايي حداکثري وارد شوند يا نامزد حداقلي. چرا که اگر بخواهند با نامزد حداقلي وارد شوند که ردصلاحيت شوراي نگهبان نيز متوجه آنها نشود ميتوانند با چهرههايي چون محمدرضا عارف يا اسحاق جهانگيري وارد انتخابات شوند. اين در حالي است که حضور حداکثري آنها با نامزدهاي ديگري همراه خواهد بود. البته گمانهزنيهاي زيادي هم از احتمال مذاکره و حمايت اصلاحطلبان از شخصيتهايي چون حجتالاسلام سيدحسن خميني و محمدجواد ظريف وزير امور خارجه ميشود اما گذر زمان مشخص خواهد کرد که اين گمانهزنيها تا چه حد به واقعيت نزديک است. البته حدس و گمانها پيرامون محسن هاشمي رئيس شوراي شهر نيز بسيار است. با اين حال به نظر ميرسد گزينههاي اصلي زماني مشخص خواهد شد که رويکرد اصلاحطلبان نسبت به 1400 مشخص شود. چرا که مسلما کانديداهاي زمان ائتلاف با نامزدهاي حداقلي و حداکثري مستقل تفاوت خواهند داشت. مسلما در آينده از جهانگيري، هاشمي و ظريف بيشتر خواهيم شنيد.
حمايت از لاريجاني مشروط به ردصلاحيتها
يک فعال سياسي درباره احتمال حضور لاريجاني در صحنه انتخابات اظهار داشت: آقاي لاريجاني ويژگيهايي دارند که جز آقاي جهانگيري هيچيک از نامزدهايي که اکنون نامشان مطرح ميشود، همسنگ او نيستند. غلامعلي رجايي گفت: او خاستگاه اصولگرايي با تمايلات اعتدالي دارد اما واقعيت اين است که اصولگرايان بر او اجماع ندارند و حتي مقبوليت او بين اصلاحطلبان بيش از اصولگرايان است اما اصلاحطلبان در چندوقت اخير بر اين موضوع اصرار ميکنند که ديگر به دنبال نامزد اصولگرا نيستند و ميخواهند از گزينههاي خودشان استفاده کنند. وي ادامه داد: البته بحث کارگزاران سازندگي قدري با بدنه اصلي اصلاحطلبان متفاوت است و ممکن است آنها هنوز تمايل داشته باشند که از فردي مانند آقاي لاريجاني حمايت کنند اما قاطبه اصلاحطلبان در حال حاضر چنين نگاهي ندارند. وي افزود: اما ممکن است در شرايطي که نامزدهاي شاخص اصلاحطلب ردصلاحيت شوند و آنها به اين نتيجه برسند که نميتوانند چهره خاص اصلاحطلبي را معرفي کنند از آقاي لاريجاني حمايت کنند. در واقع حمايت يا عدم حمايت اصلاحطلبان از لاريجاني قدري بستگي به برخورد شوراي نگهبان با آنها دارد و اينکه اگر آقاي جهانگيري به صحنه بيايد شوراي نگهبان او را ردصلاحيت ميکند يا خير. وي درباره اينکه چقدر محتمل است که ظريف رقيب انتخاباتي لاريجاني باشد، عنوان کرد: با تمام احترامي که به آقاي ظريف و کارنامهاش ميگذارم اما باور دارم که اصلاحطلبان بر ظريف اجماع نميکنند؛ از سوي ديگر بعيد است که خودِ او هم به کارزار انتخابات وارد شود؛ بنابراين بسيار بعيد است که دوگانه ظريف-لاريجاني شکل بگيرد.
اقبال اجتماعي؛ قدرت چانهزني
يک فعال سياسي اصلاحطلب در خصوص رويکرد اصلاحطلبان در انتخابات پيش رو اظهار داشت: تصور من اين نيست که جريان اصلاحطلب - حتي کارگزاران- در دوره جديد سراغ فردي خارج از چارچوبهاي پذيرفتهشده اصلاحطلبي خواهد رفت. غلامرضا ظريفيان با تاکيد بر اينکه من فکر نميکنم که اصلاحطلبان بايد بين لاريجاني يا فرد ديگري تصميم بگيرند گفت: اصلاحطلبان از اين مسير عبور کردهاند. برخي از احزاب اصلاحطلب ممکن است که کانديداهاي معطوف به خود را داشته باشند و برخي ديگر اگر امکان حضور جدي فراهم شود، به مصداقي برسند که در درون اصلاحطلبي تعريف ميشود؛ بنابراين به نظر من دوگانه لاريجاني - ظريف صرفا يک گمانهاي است که امکان بروز و ظهور ندارد. وي بيان کرد: ظريف پايگاه اجتماعي گستردهتري خواهد داشت. او بهخاطر ويژگيهاي شخصيتي و مواضع سياسي به مضامين اصلاحطلبي نزديکتر است، اما اينکه بگوييم اصلاحطلبان چنين گزينهاي را انتخاب ميکنند، هنوز ممکن نيست. ظريفيان تاکيد کرد: نامزد 1400 بايد به يک بدنه اجتماعي قوي و قدرت چانهزني بالا برخوردار باشد.