در آستانه هفته دولت و به پايان رسيدن هفتمين سال رياستجمهوري آقاي روحاني هستيم و کمتر از يک سال به پايان دور دوم رياست جمهوري وي باقي مانده است. در اين راستا ميتوان در خصوص مسائل اقتصادي، سياسي، اجتماعي، بينالملل، سياست خارجي و بسياري از مسائل مهم داوري کرد که آيا ظرف اين 7سال کارنامه دولت آقاي روحاني موفق بوده يا خير؟ اما يکي از مهمترين و جديترين مسائلي که بدون ترديد بيشترين حجم انتقادات نسبت به دولت آقاي روحاني در اين هفتساله وارد است بيتوجهي وي به مطالبات مردم است. به هر حال 24ميليوني که 3 سال پيش به آقاي روحاني راي دادند خواستهها، انتظارات و توقعاتي داشتند اما متاسفانه آقاي روحاني به هيچوجه پاسخگوي اين مطالبات و خواستهها نبود. البته همه در عالم واقعيات زندگي ميکنيم و در رويا و خيالپردازي نيستيم و ميدانيم که اختيارات آقاي روحاني و اساسا هر رئيسجمهور ديگري چه مقدار است. بنابراين اينگونه نيست که انتظار داشتيم وي بعد از 29 ارديبهشت 96 به کليه مطالبات، انتظارات و خواستههاي رايدهندگان به خود پاسخگو باشد. همه ميدانيم که تعديل روابط با همسايگانمان يا تغييرات در سياست خارجي صرفا در اختيار آقاي روحاني نبود. اما آنچه باعث ريزش محبوبيت دولت و به دنبال اين اتفاق ريزش محبوبيت اصلاحطلبان و کساني که نقش فعالي در کشاندن مردم به پاي صندوقهاي راي شد و آنچه غير قابلقبول است کمتوجهي به همه اين مطالبات بود. ميدانيم که آقاي روحاني نميتوانست رفع حصر را به ثمر برساند اما آن 24ميليون اين انتظار را از رئيسجمهور داشتند که براي يکبار هم که شده بگويد که تلاش خواهم کرد که با هماهنگي با ساير قوا بتوانيم تصميم مشخصي در مورد رفع حصر اتخاذ کنيم. ميدانيم که مسئوليت سياست خارجي دست ايشان و هيچ رئيسجمهور ديگري نيست اما اين انتظار ميرفت که آقاي روحاني بگويد من تلاش ميکنم که مطالبات بينالمللي جامعه راي خود را پيگيري کنم و سياست خارجي ايران را تعديل کنم. آنچه باعث ريزش آراي حاميان آقاي روحاني و اصلاحطلبان شد آن بود که از فرداي انتخابات، به گونهاي رفتار شد که خواستهها، مطالبات، انتظارات و توقعاتي24ميليون دقيقا رنگ واقعيت نگرفت . مشکل ديگر در اين 3 سال اين بوده که اساسا دشوار بوده که با مردم روشن و شفاف صحبت کنند. گاه به گونهاي گفتوگو و تلاش ميشود که آنها را صرفا شاد، راضي و خرسند کند. اين هم بخش ديگري از ناملايمات در ارتباط با دولت بوده است. رئيسجمهور ميتوانست يکبار مشکلات و مسائل جدي و واقعي جامعه را با مردم در ميان بگذارد اما دريغ از اينکه که يکبار به مشکلات و مسائل واقعي جامعه بپردازند. در اينجا هم ميدانيم که حل بسياري از مشکلات جامعه به اين سادگي نيست و رئيسجمهور بهتنهايي نميتواند انجام دهد. اما آنچه انتظار ميرفت اين بود که به مردم احترام بيشتري گذاشته شود و مشکلات و مسائل را با آنها صريح و شفاف در ميان بگذارند. نه اينکه بهگونهاي عمل شود که گويي مشکل و مسالهاي وجود ندارد.