آنچه امروزه در محافل سياسي و اجتماعي مورد بحث و تبادل نظر شده، اين است که جريان اصلاحات به چه ميزان در تشکيل و اداره امور کشور در دولت تدبيرواميد نقش دارد. نميتوان بهطور دقيق به صورت اعداد و درصد از نقش جريان اصلاحات سخن بهميان آورد. اما ميتوان اين موضوع را از زاويه ديگر مورد بررسي قرار داد. دولت فعلي بر مبناي اعتدال و توسعه شناخته شده و جريان اصلاحات به نوعي با حمايت خود و ائتلافي که با اعتدال و توسعه انجام داد، نقش مهمي در شکلگيري دولت تدبير و اميد ايفا کرد. باتوجه به اين نکته نميتوان دولت آقاي روحاني را يک دولت اصلاحطلب تلقي کرد. اصلاحطلبان توانستند با حمايت جدي خود با تکيه بر سرمايه اجتماعي خود با رويکرد توانمندانه که در جامعه دارد، با کمک کردن به آقاي روحاني در 2 دورهاي انتخابات رياستجمهوري او را پيروز نمايند. اما امروز شاهد هستيم که برخي از چهرههاي سياسي بهويژه جريان رقيب اصلاحات در سخنان خود اعلام ميکنند، که دولت تدبير و اميد بهطور کامل اصلاحطلب است، يک سخن نادرست بوده و صرفا جريان اصلاحات همانگونه که پيشتر اشاره شد، فقط به حمايت از دولت تدبير و اميد برآمدند. اما نميتوان اين نظريه را بهطور کامل هم رد کرد، در دولت اعتدال آقاي روحاني از جريان اصلاحات به دليل همان حمايتها در بدنه دولت استفاده کرد اما نميتوان سهمبندي يا درصد مشخص براي آن قائل شد. اما نکتهاي که در اين بين وجود دارد، اين است که نبايد انتظاراتي را که از دولت ميرود از جريان اصلاحات داشته باشيم، بايد اين موضوع را مورد تجزيه و تحليل قرار داده و بر اين نکته واقف شويم که دولت فعلي، دولت اصلاحات به شمار نميآيد و عملکرد آن بايد با رويکردهاي اعتدال و توسعه با محوريت شخص آقاي روحاني مورد ارزيابي قرار گيرد. اما به اين موضوع نيز در نزد افکار عمومي پاسخگو دهند که هدف حمايت اصلاحطلبان از دولت آقاي روحاني چه بوده است. جريان اصلاحات در مقطعي احساس کرد که ميتواند با حمايت از شخص آقاي روحاني، به بخشي از مطالبات مردم با روي کار آمدن دولت اعتدال ميتواند جامه عمل بپوشاند. جريان اصلاحات اين لزوم را در بستر جامعه مشاهده کرد براي رفع مشکلات اساسي کشور نيازمند ائتلاف با اعتدال و توسعه است. اين به اين معنا نيست که تمام دغدغههاي جريان اصلاحات نسبت به جامعه همگام با دولت پيشرفت کرده است. اين موضوع را در چينش اعضاي کابينه يا انتخاب استراتژيهاي مختلف ميتوان مشاهده کرد. اما چانهزنيها همواره از ابتدا تشکيل دولت تدبيرواميد از سمت جريان اصلاحات و اعتدال و توسعه وجود داشته و دارد. اين موضوع بيانگر اين نيست که آقاي روحاني به خواسته جريان اصلاحات عمل مي کند. اگر يک دولت بر مبناي ائتلاف به قدرت برسد. جريانها و طيفها به دليل حمايت خود به سهمخواهي در دولت اقدام خواهند کرد. در چنين حالتي بهطور نمونه طيفي خواهان انتصاب وزير يا معاون وزير يا معاون رئيسجمهور نفراتي را جهت سهمخواهي پيشنهاد ميکنند. وقتي يک رويکرد حمايتي باشد، اين موضوع ائتلاف را با چالش روبهرو ميکند. پس با اين تفاسير اگر بخواهيم حمايت را درست تجزيه و تحليل کنيم، هم انتظارات برايمان خوب جا ميافتد، اين مساله سهمخواهي بهتدريج در افکار عمومي ايجاد نميشود. در نتيجه جايگاه ائتلاف و حمايت در ادبيات سياسي تعريف جدا از هم دارد. يکي از عرصههاي که اصلاحات بهطور کامل در حال حاضر در آن نقش کامل دارد در بحث شهرداري و شوراي شهر است، که ميتوان عملکرد در اين دو جايگاه را به پاي جريان اصلاحات نوشت. در دورههاي قبلي وقتي اصولگرايان در اين جايگاه حضور داشتند با مشکلات و سنگاندازيهايي روبهرو بودند. اما جريان اصلاحات با تمام مشکلاتي که داشت در زمينه مديريت شهري خون تازهاي را در اين عرصه تزريق کرده و گامهاي سازنده و روشني برداشته و تا به امروز عملکرد قابل دفاعي از خود بهجا گذشته است. جريان اصلاحات ميتواند بهروشني در اين موضوع از خود دفاع کند.