رشدهاي شارپي يکي دو ماه گذشته که در اکثر نمادهاي شاخصساز اتفاق افتاد با اخبار ضدونقيض و همچنين اتفاقات چند هفته قبل وارد فاز اصلاحي شد. البته نکته مهم اين است که بازار سهام پس از هر رشدي نياز به اصلاح خواهد داشت و اخبار و اتفاقات پيشآمده زمينهاي را فراهم ميسازد تا به طريقي تاييدکننده اصلاح باشند. به عبارت دقيقتر وقتي نمادي در يک دورهاي بين 50 تا300 درصد رشد قيمتي را پشت سر گذاشته است، خيلي از افراد آمادگي دارند تا سودهاي خود را حفظ کنند. در اين بين انتشار يکسري اخبار مسبب افزايش ريسک در بازار خواهد شد و بازار تا مدتي وارد فاز اصلاحي ميشود. ما نميتوانيم بگوييم اخبار منتشر شده منجر به اصلاح عميق بازار شدهاند بلکه بازار نياز به اصلاح داشت و اين خبرها مقدمهاي براي اين مهم را فراهم کردند، به طور مثال، خبرهايي مبني بر کاهش سقف خريد اعتبار کارگزاريها که باعث شد مقداري از فروشندههاي اعتباري ايجاد شوند. ديگر آنکه کاهش سقف سرمايهگذاريهاي صندوقهاي درآمد ثابت (گرچه تکذيب شد اما تاثير خود را بر عرضهها گذاشت) همچنين مورد سوم موضوع داراها بود که نشان داد در بدنه دولت حداقل به صورت ظاهري اختلافنظرهاي زيادي وجود دارد و اين مهم براي سرمايهگذاران جالب نبود. چهارمين علت هم فروش اوراق سلف نفتي بود که دولت بنا داشت براي کسري بودجه آن را جايگزين بازار سرمايه کند که همين عامل ترسي را در دل سهامداران انداخت. اينها موارد مهمي بودند که اصلاح فعلي روند طولانيتري را به خود ببيند. به طور طبيعي هنگامي که اصلاحي اتفاق ميافتد، اگر اخبار پيرامون اين رويداد تکذيب هم بشود ديگر اثر رواني سابق را نخواهد داشت. شايان ذکر است با توجه به اينکه بازار سرمايه نسبت به سالهاي گذشته بزرگتر شده است، حجم صفهاي خريد بيشتر بود و طبيعي است که فشار فروش هم به همان اندازه افزايش پيدا کند. اما لازم است ما بر اين اعتقاد باشيم که اگر پايان بازار را در محدوده فعلي ندانيم، اين اصلاح در نهايت يک زماني تمام خواهد شد و اين امر براساس عرضه و تقاضا تعيين خواهد شد، دوباره بازار متعادل ميشود، کفسازيهاي جديد اتفاق ميافتد تا اگر طي روزهاي آتي اتفاق خاص سياسي و غيراقتصادي بدي رخ ندهد، شاهد وضعيت خوبي براي بازار سرمايه در ماههاي آتي خواهيم بود. شايان ذکر است بازار سهام در ماههاي گذشته رشد شارپ داشته و اصلاح خيلي سريع هم اتفاق افتاده است. اميد است اين اصلاح در روزهاي آتي بتواند به تعادل برسد و سپس ميتوان به رشد قابل توجه بعدي فکر کرد. طبيعتا تصميمگيرندههاي پشتسر حقوقيها، حقيقيها هستند و اين گروه زمانيکه براي حقوقي سودي را ايجاد ميکنند، از دست رفتن سود هم براي آنهايي دغدغه خواهد داشت و تحت تاثير فشار رواني اقدام به فروش سهام خود خواهند کرد. بخش ديگري از فروشها به نظر من بحث کاهش پنج درصدي صندوقهاي درآمد ثابت بود و به دليل آنکه بازار فاز اصلاحي داشت براي جلوگيري از زيان اقدام به فروش سرمايه خود در بازار سهام کردند. ديگر آنکه يونيتهاي صندوقهاي ايتياف هم در شرايط اصلاحي شدن بازار ابطال ميشوند و مدير صندوق بايد به ابطالکنندگان نقدينگي پرداخت کند و بالاجبار از سهام تحت پرتفوي خود در صدد ايجاد اين نقدينگي خواهد آمد، در کنار اينها ميتوان حقوقيهايي را در نظر گرفت که با شيطنت و کشمکشهاي دولت منجر به وضعيت فعلي بازار سرمايه ميشوند، چراکه ميدانند بازار سهام بزرگتر شده و تبعات آن ميتواند بر بسياري از قسمتهاي اقتصادي کشور تاثيرگذار باشد. لازم به ذکر است اکثريت بازار اصلاح خوبي کرد و سپس با پايان يافتن آن گروههاي مهمي همچون پالايشي، فلزي و بانکي مستعد رشد خوبي خواهند بود.