جوانان هموطن همواره باید در کانون توجهات رهبران و صاحبمنصبان با تخصیص اعتبار مکفی و میدان دادن به آنان به اشتغال، رفاهیات و سرزندگی نایل شوند. از آنجا که بخش فرهنگ در مجموعه نظام برنامه و بودجه کشور، از زیرساختهای لازم برخوردار نبوده و در عقبماندگی مفرط بهسر میبرد موضوع جوانان نیز تابعی از این وضعیت شده و بدان جهت بیتوجهی به نیازها و مطالبات جوانان، بحران در بخش جوانان و خسران زیانبار در کشور را پدید آورده است. برای ارتقای کیفیت زندگی ایرانیان بهویژه جوانان هموطن، باید بساط اختلال در نظام مالی پولی و ارزی کشور،که ناشی از تصمیمگیریهای نسنجیده است، جمع گردد. نمیتوان بیش از این شاهد ناامیدی و یاس مردم بهطور عام و جوانان بهطور خاص بود، راه نجات کشور را، در عبور از این وضعیت با مشارکت موثر مردم، میدان دادن به جوانان و ریسک و شجاعت و توانمندی مسئولان و نمایندگان باید جستوجو کرد. همواره باید صدای جوانان، فریاد فقرا، بیکاران، اقوام و گروههای حاشیهنشینی به مراکز تصمیمگیری رسانده شود و در سه قوای کشور، صدای آنان نافذ باشد. قدرت واقعی نظام در حمایت مردم از آن نهفته است فلذا صاحبمنصبان باید اذهان
خود را متحول و با اهتمام شبانهروزی در توجه به مطالبات جوانان و اعطای حقوق شهروندی، اقتصادی و سیاسی آنان، تغییر بنیادی در اندیشهها و منشهای حاکمان در رسیدگی به خواست مردم و جوانان به رخ هموطنان بنمایند. عدالت اجتماعی ایجاب میکند به جوانان، روستانشینان، بازنشستگان و حاشیهنشینی که از توزیع نشدن خوب ثروت ملی حاصل شده است نگاهی نو به تمامی محرومیتها، محدودیتها و ظرفیتها داشته باشیم. کسانی که با فرهنگ قرآن، انس و الفتی دارند میدانند خداوند بقا، شکوفایی و عظمت هیچ قوم و ملت و امتی را تضمین نکرده، مگر در عملکرد صحیح و تقواهای اجتماعی، اقتصادی و انسانی آنها، که رقمزن بقا و عظمت آنهاست. امروز اولویت با جوانان و بازسازی اقتصاد ایران به منظور رسیدگی مطلوب به مطالبات ایرانیان خاصه جوانان کشور است. بحران نسل سومی که هم اکنون ما با آن مواجه هستیم، دلیل عمدهاش عدم مشارکت و به بازی نگرفتن این نسل است. برای درونزا شدن اقتصاد کشور، محرکهای خاص لازم را باید جهت کارآمدی اقتصاد مولد کشور صاحبمنصبان با همکاری جوانان نخبه کشور را با بها دادن به مزیت سرزمینی، توانمندی ذاتی و رفع موانع فرهنگی، فراهم آورند.