حضور حداکثری مردم مهمترین مولفه و دغدغه در مورد انتخابات ریاستجمهوری در سال 1400 بوده و باید، ابتدا دستگاههای تصمیمساز در روند شکلگیری انتخابات در مورد حضور حداکثری مردم فکرهای خود را بکنند. در حال حاضر بدون حضور طیفهای اصلاحطلب در انتخابات اگر بخواهد این انتخابات نیز برگزار شود، مشارکت مردم افت پیدا خواهد کرده و به عبارتی، شاید میزان مشارکت مردم به سطح مجلس هم نرسد. در انتخابات مجلس رقابتهای محلی در شکلگیری انتخابات موثر بوده ولی در انتخابات ریاستجمهوری موضع با آن نگاه وجود نخواهد داشت. برای اینکه مردم در پای صندوق رای حاضر شوند باید در درون جامعه انگیزههای تاثیرگذار را ایجاد کرد. البته شاید طیف مقابل در این فکر باشد، چون انتخابات شوراها با این انتخابات همزمان برگزار میشود. کسانی که برای حضور در این انتخابات حاضر میشوند، در موضوع ریاستجمهوری هم رای خواهند داد که یک تصور غلط به حساب میآید. یکی از بحرانهای مهم در پیشرو برای 1400 این است که دستگاههای تصمیمساز در این انتخابات اگر بهگونهای عمل نکنند، که انگیزههای مردم برای حضور بیشتر شود. بحران جدیتر یعنی عدم مشارکت حداکثری روبهرو خواهیم شد. اگر این بسترسازی و این اراده و تفکر نهادینه شود که قرار است برای حضور در این عرصه از همه جریانهای سیاسی برای حضور دعوت شود آن موقع میتوان گفت گام روبه جلو در این باره برداشتهایم. یکی از موضوعاتی که میتواند این بستر را ایجاد کند این است که حلقه گزینشگری باز شود؛ به عبارتی طیفهای مختلف در این انتخابات کاندیدای جدی داشته و طیفها مجبور نشوند که برای گزینش نهایی کاندیدای نیابتی یا ضعیف یا بینام و نشان را معرفی کنند. اگر زمینه این مقدمات برای تمام طیفها ایجاد شود که با گزینه اصلی و تمام قوا خود به این کارزار وارد شوند، آن موقع باید اصلاحطلبان چند موضوع را در دستورکار خود قرار دهند؛ ابتدا در گام نخست نسبت به بازسازی حلقهها و کانونهای جمعیتساز همانند شورای عالی سیاستگذاری یا مشابه آن را ایجاد کنند، تا تجمیع آرای درونحزبی شکل بگیرد. در گام دوم با توجه به تحقق گام اول نسبت به بازسازی گفتمان اصلاحات و بهروزرسانی و نقد درونجریانی پرداخته و با جداسازی نقاط که بدون حضور اصلاحطلبان در بدنه دولت فعلی محقق شده مبادرت ورزند. با این سیستم مشخص خواهد شد که دولت فعلی در کدام نقاط با اصلاحات همصدا بوده و در کدام نقاط جریان اصلاحات بر عملکرد آن نقد داشتهاند، برای مردم مشخص کنند. درحالحاضر مهمترین وظیفه اصلاحات این است که ابتدا ترمیم سرمایههای اجتماعی را انجام دهند. هرچند فرصت و زمان اندکی برای تحقق آن باقی مانده است. با بازنگری و توجه به این نکات جریان اصلاحات میتواند زمینهساز حضور حداکثری مردم پای صندوقهای رای را فراهم کند و به عبارت سادهتر، مردم را با صندوقهای رای آشتی دهد.