برخی فکر میکنند ریزش سرمایه اجتماعی جریان اصلاحطلب به نفع آنها تمام میشود و برای آن ابراز خوشحالی میکنند، لاغر شدن سرمایه اجتماعی اصلاحطلبان به نفع جریان تندرو در کشور نیست و به نفع نظام هم تمام نمیشود. بخش عمدهای از نیروهای سیاسی از روشهای اصلاحطلبانه داخل حاکمیت ناامید شدند و معتقد نیستند که با این روشها بتوان به مطالبات مردم پاسخ داد، در واقع اصلاحطلبان طی سالهای اخیر سعی کردند با شرکت در انتخابات و حضور در کنار مردم و جامعه مدنی بتوانند در جهت زنده کردن مطالبات مردم و اعتماد آنها مفید واقع شوند اما بخش زیادی از این جریان و مردم از اصلاحات به روش حاکمیت ناامید شدهاند. البته که همواره باید میان اصلاحطلبی و اصلاحطلبان تفاوت قائل باشیم. اصلاحطلبی یعنی اینکه شما بتوانید بدون اینکه بخواهید به جامعه، مردم، سیستم و فرهنگ شوک وارد کنید، مجموعهای را با شیوههای اصلاحی و مدنی به حالت مطلوب برسانید. یعنی با حرکتی حسابشده و با برنامه بتوانید وضعیت مطلوب را بهدست آورید. اصلاحطلبان همیشه سعی داشتند در نهادهای قدرت حضور داشته باشند و ایدههای خود را عملی کنند تا از بحرانها خارج شوند اما با در
بسته مواجه شدند. با اینکه در بازههای زمانی مختلف بارها ارکان حکومت به دست اصلاحطلبان بوده که نمونه آن مجلس ششم بوده اما تا به امروز نتوانستند آنطور که باید رویکردهای خود را پیادهسازی کنند و در مجلس ششم حتی نتوانستند برخی لوایح خود را عملی کنند. درواقع در بسیاری موارد رویکردهای اصلاحطلبانه میتوانست و اکنون هم میتواند بحرانها را کمی آرام کند و اعتماد مردم را بازگرداند اما حق وتوهایی که برخی دارند و ساختار توزیع قدرت که روند مشخصی ندارد مانع از این شده که اصلاحطلبان بتوانند کار مفیدی برای کشور آنطور که شایسته است انجام بدهند. اصلاحطلبی در مقابل تغییرات ناگهانی بحث زندهای است. با این حال اصلاحطلبی هم نیاز به اصلاحاتی دارد که پاسخگوی نیازهای امروز جامعه باشد؛ اگر بازتعریفی از اصلاحطلبی صورت گیرد، یعنی اصلاحطلبی به سمتی برود که ما شاهد اصلاحات در برخی رویکردها و ساختارها مثل اصلاح در قانون اساسی، نهادینه شدن بیشتر دموکراسی و آزادیهای اجتماعی باشیم و فضای سیاسی و اجتماعی با شیوههای مدنی تغییر کند، به نظرم این مجموعه زندهای است. کسانی که به این کار اعتقاد دارند و حاضرند برای چنین امری هزینه
بدهند، میتوانند در صحنه حضور داشته باشند. هر چند هستند نیروهای جوان و پرشوری که با منطق روشهای مدنی را انجام دهند. آن مسیر به نتیجه میرسد و معتقدم که باید آن مسیر حتما انتخاب و سازماندهی شود و کسانی هم که دیگر این توان را ندارند و اساسا اعتقادی هم به اصلاح ندارند، طبیعتا باید این فضا را ترک کنند.