تيمهاي استقلال و سپاهان در هفته بيستوهفتم به مصاف هم رفتند. بازي خوب و جانداري بود و کيفيت مسابقه از نظر فني در سطح بالايي قرار داشت. هميشه حساسيت ديدارهاي سپاهان مقابل استقلال يا پرسپوليس بالا بوده و درگيري در اين مسابقات طبيعي است. در بهترين شرايط هم بايد ايرادات را لحاظ کرد. نبايد با يک برد يا باخت دچار غرور يا ضعف شد و در اين زمينه هميشه بايد تعادل حفظ شود. بهنظرم تيم فرهاد مجيدي خيلي خوب بازي کرد، ضمن اينکه نبود امير قلعهنويي روي عملکرد سپاهان تاثير منفي گذاشت. بهنظرم مهاجم استقلال پنالتي را از بازيکن سپاهان (شايان مصلح) گرفت. پنالتيگرفتن با پنالتيدادن فرق دارد و دياباته بهخوبي اين کار را انجام داد. او از اعتماد بهنفس بالايي هم برخوردار است. از همه نفراتي که با مهدي قائدي در ارتباط هستند، ميخواهم که او را راحت بگذارند و سطح انتظارات را از مهاجم جوان استقلال بالا نبرند. هر بازيکني در دوران خود دچار بالا و پايين ميشود و قائدي اکنون در سراشيبي قرار دارد که دليل آن هم مشکل روحي بابت گلنزدن است و بهزودي برطرف خواهد شد. ديدار بعدي استقلال و سپاهان در جامحذفي، است. بحث جامحذفي با ليگ فرق دارد. نميتوان گفت تيمي که در ليگ برنده شده در جامحذفي هم به پيروزي خواهد رسيد. اميدوارم مسابقه بعدي 2 تيم هم باکيفيت باشد. در مورد بازي تيمهاي پرسپوليس و نساجي بايد بگويم «فکري» با نساجي خوب کار کرده است و از نظر نفري و کيفي در شرايط مناسبي قرار دارد. روحا... باقري بازيکن اين باشگاه پس از حضور ناموفق در چند تيم، گل زيبايي را به ثمر رساند. در سوي مقابل پرسپوليس هميشه سطح خود را حفظ کرده و هنگام عقب افتادن هم به بازي برميگردد. اينکه تيمهاي ديگر نتوانستهاند نوار قهرمانيهاي متوالي پرسپوليس را قطع کنند، شايد به ضعف خودشان مربوط شود. ساير تيمها بايد نقاط ضعف خود را پوشش دهند تا به قهرماني برسند. تمام مسابقات مانند يکديگر هستند و بعضي باشگاهها در اروپا به 100 امتياز هم رسيدهاند. ما بايد ببينيم در قهرماني خود چه نقاط ضعفي را داشتهايم. روند گلزني تيمهاي ليگبرتري خيلي بد است. چرا يک تيم بايد با 40 گل زده قهرمان شود؟ مدام شاهد بردهاي اقتصادي هستيم. استراماچوني به اين دليل زود محبوب شد که بازيهاي استقلال پرگل و تماشاگرپسند بود. بهجاي اينکه در فضاي مجازي درباره همديگر صحبت کنيم، کمي براي حل مشکلات تلاش کنيم. رفتار بعضي از افراد خجالتآور است. اگر آنها الگوي جامعه نيستند، براي خانواده خودشان که ميتوانند يک نمونه باقي بمانند. دنبال حقيقت باشيم و دنياي مجازي را فراموش کنيم.