مناسبات بینالمللی همواره تحت تاثیر ابعاد مختلفی چون حوزههای اقتصادی، سیاسی، نظامی و حتی فرهنگی قرار دارد و نمیتوان این مناسبات را تنها از یک جهت مورد بررسی قرار داد. موضوعی که در حال حاضر فیمابین کره جنوبی و ایران قرار دارد این است که سئول به تهران بابت خرید نفت، بدهکار است و مهمترین موضوع اینکه جمهوری اسلامی ایران چگونه میتواند به منابع بلوکهشده توسط این کشور که سرمایه ملی به شمار میرود دست یابد؟ این موضوع در ترکیب ابعادی که قبلا ذکر شد گنجانده میشود، به عبارت سادهتر، وقتی شما متکی بر قدرت باشید میتوانید با تکیه بر آن در راستای احقاق حقوق خود برآید. کره جنوبی نیز در تفکر این است که از مناسبات بینالمللی چگونه به نفع خود استفاده و جریان بازی را تغییر بدهد، این کشور به دلیل متکی بودن به ایالاتمتحده به عنوان یک همپیمان و شریک تجاری در تلاش است که تا جایی که میتواند در مقابل ایران ایستادگی کند، و از بازگرداندن پول به ایران خودداری کند. سئول بهخوبی بر این موضوع آگاه است که در حال حاضر تهران از اهرم فشارهای لازم در راستای احقاق حقوق خود برخوردار نیست. در ادوار گذشته دولتها در مناسبات مختلف موقعیت خود را به گونهای تعریف میکردند، که بتواند در مقابل فشارهای سایر کشورها یا برای اعمال فشار برای دیگری متکی به یک قدرت قویتر باشند تا بتوانند معادلات را به نفع خود تعبیر کنند. کشورهای مختلف برای اینکه در کفه سنگینتر قدرت قرار بگیرند دست به تعامل با شرکای قوی یا جهانی که با آنها منافع مشترک دارند میزدند و در تلاش هستند که با همگام شدن با قدرتهای بزرگ منافع خود را بیشتر از دیگران حفظ نمایند. این موضوع در حالی به وقوع پیوسته که ایران به دلیل موضوعات سیاسی از دوستان قدرتمند کمتری در جهان برخوردار است. اما در نقطه مقابل کره جنوبی از شرکای قوی و قدرتمند برخوردار بوده و ایران از فقدان این موضوع همواره زیان میبیند. با این تفاسیر، کره جنوبی از این موضوع بهره کافی را به نفع خود در مقابل ایران خواهد برد. انتخابات آمریکا در این زمینه فقط برای کره جنوبی اهمیت دارد زیرا این کشور شریک شماره یک کره جنوبی قلمداد میشود و منتظر این است که چه کسی رئیس کاخ سفید خواهد شد، کره جنوبی منتظر ایستاده، که رئیسجمهور جدید ایالاتمتحده آمریکا چه نوع روشی را در نوع تعامل با ایران اتخاذ خواهد کرد. کره جنوبی با کشتن زمان در تلاش است که ببیند آیا مجدد سیاست شریک اصلی خود نسبت به ایران قهری بوده یا غیرقهری در صورتی که مثل حال حاضر نباشد چه تصمیمی اتخاذ کند. اگر هم به روال فعلی نباشد از چه اهرم فشارهای دیگری میتواند استفاده کند تا از بازپرداخت آن سر باز بزند. ایران به دلیل نداشتن اهرمهای خاص در مورد این موضوع در تلاش است که تصمیماتی را اتخاذ نماید، که بتواند منابع مالی خود در شرایط فعلی یا احتمالی آینده که بعد از این انتخابات در عرصه بینالملل ایجاد خواهد شد احیا کند. یکی از این اقدامات که در گذشته نیز به دلیل وجود تحریمها در بازگشت سرمایه به ایران به عنوان یک مانع ایجاد شده بود، موضوع تهاتر یا کالا به کالا به حساب میآید که نظیر این نوع روابط را در گذشته با چین و هند و سایر کشورها داشتیم مجدد برقرار کند. بزرگترین مشکل این موضوع این است که کشورهای مقابل کالایی را به ایران به عنوان بازگشت سرمایه میدهند که خود در انتخاب آن تصمیم میگیرند و آن را به هر قیمتی که مدنظر میدانند ارائه مینمایند. متاسفانه ما در عرصه بینالملل با چالش بزرگی روبهرو هستیم و آن این است که ما اختیار پول خود را نداریم و به دلیل وجود تحریمها طبع کشورهای چون کره جنوبی هستیم و به دلیل ضعف که تحریمها برعرصه سیاست اقتصادی ما وارد کرده است توپ در زمین طرف مقابل ما بوده و در نهایت تصمیم آنها مورد عمل قرار میگیرد. با این تفاسیر ما در این زمینه نیازمند بازنگری اساسی در نوع قراردادهای بینالمللی هستیم تا از تکرار این موارد در آینده جلوگیری کنیم.