بستن

گردش نخبگان و مين‌روبي تاريخ

گردش نخبگان و مين‌روبي تاريخ
محمد فاضلی استاد دانشگاه

تجربه هر خريدار

مشتريان فروشگاه‌ها هزاران بار خريد کالاي باکيفيت از يک فروشگاه يا برخورد صحيح فروشنده آن‌را به ياد نمي‌آورند ولي يک بار خريد کالاي بي‌کيفيت يا برخورد بد فروشنده کافي است تا ده‌ها مشتري ديگر را از خريد کردن از آن فروشگاه بازدارند و آن‌را به ياد بسپرند. ما خاطرات بد از فروشنده‌ها، مغازه‌ها و شرکت‌ها را براي هميشه به خاطر مي‌سپريم. اين حکايت براي هر سياستمدار و سياستگذاري هم صادق است. مردم به حق، کار مؤثر، ايده درست، سلامت و اثربخشي سياستمدار و سياستگذار را وظيفه او مي‌دانند و خطاهايش را هم - حتي اندک - بزرگ و گاه نابخشودني تصوير مي‌کنند،‌ واي به حال خطايي که خودش هم به‌واقع بزرگ باشد.

سياست و مين‌گذاري تاريخ

اوضاع جوري شده که هر اتفاق مثبتي که مي‌افتد، هر ايده نو و خوبي که طرح مي‌شود، هر کار جديد خوبي که شروع مي‌کني/مي‌شود،‌ از همان لحظه اول يک لکه‌هايي بر دامن آن مي‌نشانند، آيه يأس مي‌خوانند و عباراتي شبيه به اين‌که «اين هم بازي و نمايش است» شروع مي‌شود. يکي از آن عباراتي که در اين گونه مواقع خيلي به چشم مي‌آيد اين است: «فلاني که اين کار را کرده کسي نيست که اون سال همان کار نادرست/بد را کرد؟» جواب که مثبت باشد، اعتماد به کل ايده و کار نو و درست از بين مي‌رود. هر سياستگذار و سياستمداري، رديفي از سخنان و اقدامات دارد که گروه‌هاي مهمي از جامعه آن‌ها را نادرست و نابخشودني تلقي مي‌کنند. اين براي سياستمداران و سياستگذاران جهان در همه اعصار صادق است، استثنا هم ندارد. مردم همواره خطاها و کردارهاي نادرست را به ياد مي‌آورند و به ايده، حرف و کار درست جديدي که خطاکاران پيشين شروع کنند اعتماد نمي‌کنند يا به‌سختي اعتماد مي‌کنند. سخنان، تصميمات و کارهاي نادرست/بد سياستمداران و سياستگذاران مين‌هايي است که آن‌ها در تاريخ زندگي خودشان و عرصه سياست کار مي‌گذارند. مسير زندگي هر سياستمدار و سياستگذاري يک يا چند مين دارد که محصول پيچيدگي‌هاي سياست/سياستگذاري، خطاهاي شخصي ناخواسته، خطاهاي سيستمي يا خطاهاي عمدي و ناشي از فساد و منافع شخصي و گروهي است. سياستمداران به اين ترتيب تاريخ زندگي خود و دوران زمامداري‌شان را مين‌گذاري مي‌کنند.

اهميت گردش نخبگان

مين خودبه‌خود منفجر نمي‌شود مگر اين‌که کسي از روي آن عبور کند. اگر جريان سياست دائم از مسير زندگي سياستمداران و سياستگذاران تکراري بگذرد، عين گذر چندباره از مسيري است که آن‌ها با سخنان و کردارهاي سابق خود مين‌گذاري کرده‌اند. آن‌ها حتي وقتي تصميم بگيرند مسير تازه‌اي بروند، تصميم جديدي بگيرند و سخن نويني بگويند، مردم همه آن خاطرات بد را به ياد مي‌آورند. مردم به اجبار يا ناخودآگاه از مسير مين‌گذاري شده زندگي همان نخبگان سياسي عبور مي‌کنند و خاطره اشتباهات مثل مين در ذهن‌شان منفجر مي‌شود. مردم در شرايط فقدان گردش‌نخبگان و بروز رسوب‌نخبگان، وقتي يکي از نخبگان رسوب‌کرده يا کسي که منتسب به آن‌هاست، حرف، ايده يا کردار جديدي را پيش مي‌کشد، مين‌هاي گذشته در ذهن‌شان منفجر مي‌شود. عده‌اي مي‌روند فيلم و عکس مين‌ها را پيدا کرده و منفجر مي‌کنند و هر ايده جديد قرباني بي‌اعتمادي حاصل از انفجار مين‌هايي در گذشته مي‌شود. رسوب‌نخبگان به اين ترتيب، تاريخ سياست‌/سياستگذاري را به ميدان مين تبديل مي‌کند و اصلي‌ترين قرباني اين مين‌ها، اعتماد، همبستگي، انسجام و اميد اجتماعي است. گردش نخبگان سبب مي‌شود هر آدمي با همه دستاوردها و البته مين‌هايي که در تاريخ زندگي خودش و سياست کار گذاشته است، برود و به تاريخ بپيوندد. فرصت پيدا مي‌شود تا آدم‌هاي جديد بيايند و بدون خطر رفتن روي مين‌هاي کار گذاشته‌شده در تاريخ، حرف، ايده و کار جديد مطرح کنند و اعتماد زمينه شکل‌گيري پيدا کند. رسوب‌نخبگان در راهروهاي سياست عمومي، عين رسوب چربي در رگ‌هاي بدن، باعث سفتي رگ‌هاي سياست مي‌شود و خون‌رساني - خلق و جذب ايده‌هاي جديد - را مختل مي‌سازد؛ و جامعه عين بيماران قلبي-عروقي، تنگي نفس مي‌گيرد، رنگش کبود مي‌شود، از طراوت و تازگي مي‌افتد، کار سنگين نمي‌کند و به روزمرگي و زوال مي‌افتد.

تجويز راهبردي

گردش نخبگان واقعي، راهي به سوي دميدن خون تازه، اعتمادسازي و ممانعت از قرباني شدن هر ايده نويني است؛ نخبگاني تازه که در نظر اکثريت جامعه حامل اکسيژن، نه دي‌اکسيد کربن، هستند. گردش نخبگان واقعي راه مؤثر مين‌روبي از تاريخ سياست‌ و سياستگذاري، خلق، بسط و تعميق اميد اجتماعي است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی