امروز شرايط کشور به گونهاي است که ايدئولوژيها و نحوه تعامل با جامعه مدني براي شرکت در انتخابات بايد تغيير کند؛ بدان معنا که روشهاي گذشته ديگر پاسخگوي جامعه امروز و مطالبات آنها نيست. اساسا از دورههاي قبل با توجه به تجربههايي که جريان اصلاحات و اصلاحطلبان کسب کردند ميتوان دريافت که بايد در انتخاباتهاي پيشرو با رويکرد و شناسنامه اصيل اصلاحطلبانه وارد شوند و نميتوان از کانديداي نيابتي يا اجارهاي که منتسب هم به جريان اصلاحات باشند استفاده کرد، درواقع مردم ديگر حضور پاي صندوقهاي راي با اين شرايط را نميپذيرند. اصلاحطلبان به عنوان جرياني ريشهدار و موثر در انقلاب به منزله پيدايش، حفظ و ادامه انقلاب همواره در همه رويدادهاي سياسي حضور داشته و شرکت کرده و مطالبات مردم را پيگيري کردند و با همين آرمانگرايي فارغ از اينکه چه نتيجهاي حاصل ميشود قطعا در انتخابات 1400 نيز شرکت ميکنند اما اين حضور در انتخابات اينبار بايد با هويت کامل اصلاحطلبي شکل بگيرد، اين مسير براي اصلاحطلبان برگشتناپذير خواهد بود و ديگر نميتوانيم از افرادي که مستقل هستند، حمايت کنيم چراکه اين روش کاملا متناقض با راهبردي است که در شوراي عالي در آذرماه 1398 به تصويب رسيده است، مگر آنکه شوراي عالي راهبرد خود را تغيير بدهد که چنين اتفاقي بعيد است و ممکن نيست اصلاحطلبان بخواهند از نامزدي در انتخابات حمايت کنند که رويکرد اين جريان را ندارد چراکه مجبور به پرداخت هزينه اين حمايت است، طي سالهايي که دولت روحاني بر سر کار بود هم همين مشکل پيش آمد و آنها از روحاني حمايت کردند اما هيچ يک از نيروهاي هيات دولت از اصلاحطلبان نبود و اساسا اگر در سمتي فردي با نام جريان اصلاحات حضور داشت نميتوان به او اصلاحطلب شناسنامهدار گفت؛ به همين دليل هم هزينه انتخابات سال96 دامان جريان اصلاحات را گرفت، برهمين اساس هم بعيد به نظر ميرسد که اصلاحطلبان اين ايدئولوژي را تکرار کنند مگر اينکه شرايط اضطرار پيش بيايد و اصلاحطلبان هيچ نامزدي در انتخابات نداشته باشند؛ البته که در اين صورت هم آنطور که پيداست راهبرد انتخابات اسفندماه را در پيش ميگيرند و در انتخابات شرکت نميکنند. عدم شرکت در انتخابات هم به معناي حذف از عرصه سياست نيست بلکه عدم حضور در قدرت محسوب ميشود. در نهايت و با همه جمعبنديهايي که صورت گرفته ميتوان نتيجه گرفت به لحاظ تشکيلاتي راهبرد کانديداي اجارهاي و حضور در انتخابات به هر قيمتي براي اصلاحطلبان وجود ندارد و اين مسير براي آنها بازگشتناپذير است؛ البته که از نظر حاکميت نيز بايد اصلاحطلبان حضور پيدا کنند تا حداقل دستاورد انتخابات 1400 حفظ ميزان قابل قبول مشارکت مردم پاي صندوقهاي راي باشد و ديگر از 40 درصد اخير پايينتر نيايد. در غير اين صورت کاهش مشارکت بيش از اين با شعارهاي جمهوري اسلامي در يک راستا و هماهنگ نيست.