بستن

سرقت ادبي؛ يك بيماري اجتماعي

سرقت ادبي؛ يك بيماري اجتماعي
ليلا صادقي دکترای زبانشناسی همگانی / «آرمان ملی» -گروه ادبیات کتاب: بحث سرقت ادبی و علمی در تاریخ صدساله اخیر ایران به شکلی وسیع از سوی نویسنده‌ها، منتقدها، مترجم‌ها، ناشرها، دانشجوها و استادها نسبت به هم و دیگران مطرح شده است. یکی از آخرین مواردی که این روزها سروصدا کرده کتاب حسام جنانی (مترجم و پژوهشگر) است که بحث سرقت ادبی را به شناخته‌شده‌ترین چهره ادبی معاصر ایران یعنی صادق هدایت‌کشانده و او را نه یک «نابغه» که یک «سارق» خوانده است. او در کتاب 300 صفحه‌ای خود با ذکر مستندات فراوان هدایت را به سرقت ادبی متهم کرده است. آنچه می‌خوانید نگاهی است به مفهوم سرقت ادبی و علمی و اینکه چرا باید سازمان‌ها و نهادهای آموزشی و علمی جلوی آن را بگیرند که مثل یک بیماری مسری به دیگران سرایت نکند.

سرقت ادبي يا علمي، پديده‌اي است كه كمابيش در اكثر جوامع به شكلي وجود دارد، اما در برخي جوامع مختص سطوح پايين‌تر تحصيلي است و در برخي جوامع در بالاترين سطوح دانشگاهي نيز به چشم مي‌خورد، به همين دليل اين پديده در برخي جوامع يك نشانه و در برخي جوامع يك بيماري تلقي مي‌شود كه به لحاظ شناختي قابل بررسي است. معادل انگليسي سرقت ادبي Plagiarism است كه از purloin به معناي ربودن يا نسبت‌دادن ايده، نوشته يا مطلب كسي به خود ساخته‌ شده و در دهه 1600 ميلادي از تركيب plagiary و ism به وجود آمد و با ريشه لاتين plagiarius به معناي فرزند‌دزدي، فريب‌دادن، به يغمابردن در ارتباط است، گويا نوشته‌هاي يك شخص به‌مثابه فرزند يا دارايي فكري اوست كه ديگري آن را به يغما مي‌برد (etymonline.com).

امروزه، اين واژه به‌عنوان يك اصطلاح علمي در جامعه نقد ادبي كاربرد دارد و يكي از وظايف منتقدان ادبي و داوران مجلات يا جوايز ادبي تشخيص درستي ارجاع در آثار و اصالت ايده‌ها و فرضيه‌ها است. در تمام دنيا، پس از انتشار مقاله يا كتابي كه ردپاي سرقت ادبي در آن وجود دارد، مؤلف، ناشر و همچنين مجله يا هر رسانه‌اي كه آن اثر را به جامعه ارائه داده، موظف به عذرخواهي و اطلاع‌رساني چنين مساله‌اي به مخاطبان است، چراكه انتشار هر اثري كه امانت فكري را به‌درستي تحويل نداده باشد، باعث تشتت نظري،‌ بدفهمي علمي، آسيب‌هاي علمي و نظري و حتي ايجاد خلل در زيرساخت‌هاي اجتماعي مي‌شود. به همين دليل نوشتن درباب سرقت ادبي و علمي نه‌تنها جرم يا توهين به‌شمار نمي‌آيد، بلكه يكي از وظايف و تعهدات منتقدان ادبي است.

برخي از منتقدان از جمله سوارنا خاديلكار در مقاله‌اي با عنوان «طاعون سرقت ادبي: پرهيز و درمان» (2018)، سرقت علمي را طاعون مي‌نامد و ميان آن‌ها جناسي قائل مي‌شود، گويي كه Plagiarism از ريشه plague باشد. براساس اين مقاله، سرقت ادبي نيز مانند طاعون يك بيماري عفوني واگيردار و كشنده معرفي مي‌شود كه به زيرساخت‌هاي اجتماعي آسيب فراواني وارد مي‌كند. درواقع به‌دليل رواج انتشار الكترونيكي آثار، امكان دسترسي و از آن خود كردن فكر ديگران چندين برابر شده، به همين دليل درصورت عدم رعايت اخلاق پژوهشي، مطالب به‌يغما‌برده‌شده به سرعت در فضاي مجازي پخش مي‌شود و اگر در اسرع وقت جلوي اين انتشار گرفته نشود (خاديلكار، 2018: 426)، آن مطالب آنقدر از صاحب فكر و ايده فاصله مي‌گيرند كه ديگر قابل تشخيص نخواهند بود و در بسياري مواقع نيز، به‌دليل عدم تسلط به‌يغمابرندگان، تحريف‌ها و بدفهمي‌هايي در فكر، ايده، روش و يا مطلبي كه بدون ارجاع مورد استفاده قرار گرفته، ايجاد مي‌شود كه باعث سوبرداشت از ايده و يا ايجاد لغزش نظري مي‌شود؛ درنتيجه جلوگيري از انتشار اين بيماري و درمان آن براي حفظ سلامتي علمي و نظري هر جامعه‌اي ضروري دانسته مي‌شود و در غير اين صورت، جامعه علمي قرباني اين معرفت‌شناسي اشتباه مي‌شود (خاديلكار، 2018: 426).

در سراسر جهان به شكل‌هاي متفاوتي نسبت به اين بيماري واكنش نشان داده مي‌شود و برخورد با اين پديده به زيرساخت‌هاي فرهنگي هر اجتماعي بستگي دارد و اينكه تا چه ميزان عواقب چنين معضلي جدي گرفته شود يا آسيب‌هاي آن تشخيص داده شود. براساس تعريف سازمان جهاني WAME ، سرقت علمي در ابعاد متفاوتش به‌معناي به كاربردن افكار (مالكيت فكري) يا الفاظ يك مطلب منتشرشده يا منتشرنشده بدون ارجاع يا انتساب به پديدآورنده آن است يا به‌جاي اشاره به منابع موجود، آن مطالب به‌عنوان روشي نو يا اصيل ارائه ‌شود (همان). به لحاظ زبانشناختي به باور پكوراري (2008)، مي‌توان سرقت ادبي را به دو دسته‌ نخستين‌الگويي (prototypical) و وصله‌پينه‌اي (Patchwriting) تقسيم كرد كه در نوع نخست، از واژه‌ها يا افكار كسي بدون بدون ارجاع درست استفاده مي‌شود و در اين نوع، مؤلف قصد فريب مخاطب و نسبت‌دادن مطلب به خود را دارد. در نوع دوم، چنين قصدي الزاما وجود ندارد، و مؤلف به دليل عدم دسترسي به متن اوليه، به‌طور ناخواسته ممكن است مطلبي را از جايي منتقل كند و باعث تحريف آن شود كه پكوراري هر دو نوع را سرقت ادبي تلقي مي‌كند، اما يكي را با نيت گمراه‌كردن مخاطب و ديگري بدون وجود چنين نيتي (پكوراري، 2008: 4-5). به‌طور كل، تحقيقات بي‌شماري براي يافتن علل شناختي سرقت ادبي انجام شده و عواقب متفاوت آن نيز از بيرون كشيده‌شدن مقاله، عدم همكاري ناشران، پرداخت غرامت مالي گرفته تا محروميت تحصيلي و اخراج شغلي، همگي به‌منظور جلوگيري از شيوع چنين رفتار بيمارگونه‌اي است كه تخريب پشتوانه‌هاي علمي يك اجتماع را هدف قرار مي‌دهد (آپاتسا سلماني و ديگران، 2018: 1).

از سوي ديگر، دانشگاه‌ها با توجه به ابزار خاصي كه براي تشخيص سرقت ادبي در اختيار داشته و نيز قراردادهايي كه با موسسه‌هاي كشف سرقات ادبي دارند، پس از كشف چنين رفتارهاي نامناسبي به‌طور معمول سعي در پيشگيري از چنين رفتارهاي ناپسندي را دارند؛ چراكه آن را نشانه‌ ابتلا به يك بيماري تلقي مي‌كنند و پيشگيري از ابتلا به بيماري هميشه بهتر از درمان است. اما به‌نظر مي‌رسد در ايران سرقت ادبي در سطوح متفاوت دانشگاهي و ادبي چنان رايج است كه گاهي به‌عنوان يك ارزش تلقي مي‌شود و به‌ندرت با آثاري مواجه مي‌شويم كه از سنت درست ارجاع‌دهي استفاده كرده باشند. درواقع، متأسفانه عدم ارجاع‌دهي دقيق گاهي تا آنجا پيش مي‌رود كه در مواجهه با ارجاع‌هاي دقيق در يك اثر، گمان بر فقدان فكر يا ايده مي‌رود و در بسياري موارد نيز، با اسطوره‌سازي‌هاي شخصيت‌هاي دانشگاهي مواجه مي‌شويم كه فقدان ردپاي تحقيقات قبلي در آثار آنان، نه‌تنها ايراد خاصي تلقي نمي‌شود، بلكه به يك الگو نيز تبديل مي‌شود.

براساس تحقيقي از حسين‌پور و ديگران (1396) با عنوان «بررسي دلايل ارتكاب سرقت ادبي و راه‌هاي پيشگيري از آن در جامعه علمي ايران: ديدگاه سردبيران، اساتيد و دانشجويان» دلايل متفاوت ارتكاب به سرقت ادبي در ايران عبارتند از رواج فرهنگ تنبلي و تقلب در ميان ايرانيان، رواج مدرك‌گرايي، نداشتن آگاهي كافي از چيستي سرقت ادبي و عواقب ارتكاب به آن، اتكاي استادان به دانشجويان و كار آنها براي ارتقاي خود، سهولت ورود به مقطع كارشناسي ارشد و دكترا، منوط ساختن ارتقاي اعضاي هيئت‌علمي دانشگاه‌ها به چاپ مقاله و كتاب، شرايط اقتصادي نامناسب و نداشتن مهارت كافي براي انجام تحقيق علمي (بهادري و ديگران، 1396: 571).

از عوامل ديگر مؤثر در سرقت ادبي مي‌توان به تحريم‌هايي اشاره كرد كه منجر به عدم دسترسي تمام افراد به تمامي منابع در برهه‌اي از زمان شده و درنتيجه به دليل دسترسي اقليت خاص به منابع به دليل شرايط نابرابر اجتماعي، توهم برتري فرد نسبت به ديگران و درنتيجه عدم ذكر منبع و وسوسه سرقت ادبي براي ارتقاي جايگاه علمي ايجاد مي‌شود. همچنين بهادري و ديگران در مقاله‌اي با عنوان «سرقت ادبي: مفاهيم، عوامل و راه‌حل‌ها»، زيرساخت‌هاي فرهنگي را يكي از مهم‌ترين عوامل تعيين‌كننده در گسترش سرقت ادبي مي‌دانند. درواقع، در كشورهايي كه تقلب رواج بيشتري دارد، سرقت ادبي در ابعاد وسيع‌تري، هم در ميان استادان و هم در ميان دانش‌آموزان و دانشجويان به چشم مي‌خورد و اين در شرايطي است كه در كشورهاي پيشرفته سرقت ادبي عمدتا در ميان دانشجويان رواج دارد و نه استادان. همچنين در كشورهايي كه به قانون كپي‌رايت، به‌عنوان مجموعه‌اي از حقوق انحصاري متعلق به پديدآورنده يک اثر نپيوسته‌اند، آمار ارتكاب به سرقت ادبي بالاتر است (همان) و متأسفانه چنين كشورهايي با ناديده‌گرفتن حقوق مادي و معنوي ديگران، نه‌تنها به حقوق متفكران و ايده‌پردازان در سراسر دنيا تجاوز مي‌كنند يا به عبارتي آن را محترم نمي‌شمارند، بلكه به دليل ناآگاهي از پيامدهاي سرقت ادبي به زيرساخت‌هاي اجتماعي خود نيز آسيب مي‌رسانند و جامعه علمي و درنهايت زيرساخت‌هاي اجتماعي را دچار بيماري مهلكي مي‌كنند كه از عواقب آن آگاهي كافي ندارند و درمان آن نيز به سادگي ممكن نيست.

منابع:

حسين پور، م.، باقري، ر. و افضلي، محمد (1396)، «بررسي دلايل ارتكاب سرقت ادبي و راه‌هاي پيشگيري از آن در جامعه علمي ايران: ديدگاه سردبيران، اساتيد و دانشجويان»، پژوهش‌هاي زبانشناختي در زبان‌هاي خارجي، دوره 7، شماره 2 ،پاييز و زمستان، صص. 555 تا 587 .

Bahadori M., Izadi M & Hoseinpourfard M (2012), "Plagiarism: Concepts, Factors and Solutions", Iranian Journal of Military Medicine Vol. 14, No. 3, Autumn 2012; 168-177.

Khadilkar, S. (2018), "The Plague of Plagiarism: Prevention and Cure!", The Journal of Obstetrics and Gynecology of India volume 68, pp. 425-431.

Pecorari, D. (2008), Academic Writing and Plagiarism: A Linguistic Analysis, Bloomsbury Academic

Selemani, A. Chawinga, W. & Dube, G. (2018), "Why do postgraduate students commit plagiarism? An empirical study", International Journal for Educational Integrity volume 14, Article number: 7.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی