من: سلام! نظر شما راجع به جشن تولد 50 سالگي قبرستون چيه؟!
اوووم...راستش بد نبود، اما خب ميتونست خيلي بهتر از اينا برگزار بشه.
من: مثلا چطوري؟
مثلا مسئولين بايد قبلش چندتا استوري تبريک ميذاشتن و طفليرو تگ ميکردند! بالاخره کم مکاني که نيست، با اين فشار زندگي هر روز کلي جوون امثال منرو با آرزوهاشون اد ميکنه تو گوراي خودش! و البته اينکه اگه يکي، دوتا جسد هم از گور برميداشتن سرشونو ميکردن تو کيک تولد خيلي کيوت ميشد!
من: منظور من اين بود شما با کليت کار مشکلي نداشتي؟
نه ديگه کليت مشکلي نداشت، همين که خزبازي درنياوردن و تو کافه برگزار نکردن اوکي بود به نظرم!
*****************
من: به به جناب مسعود فراستي منتقد بزن و لهکن خوب کشورمون. جناب فراستي نظر شما راجع به جشن 50 سالگي قبرستون چه بود؟
از نظر من طراح صحنه و لباس کار افتضاح بود! چون بحث زيباييشناسي کار به شدت ميطلبيد که تم تولد کفن يکدست سفيد باشه!
من: خب استاد ميدونيد که کفن هم گرون شده ديگه، الان متري شيش و نيم نيست و قوارهاي فلان تومان ميافته، به نظرتون ارزش اينو داشت با اين گرونيها؟
اوه، اوه گفتي متري شيشونيم ياده اين پسره نويد محمدزاده افتادم، بذاريد يهخورده هم به اين پسر بيادب واسه تبليغاتي که ميکنه بتوپم سبک بشم!
من: نه، نه آقا بيخيال، ممنون از شما.