آرمانملي- محمدسياح: موضوع خروج سرمايه از کشور موضوع جديدي نيست و از سالها و بلکه از دهههاي پيشين به دلايل مختلفي اتفاق افتاده و اين روند در کشور ادامه يافته است. خروج سرمايه انساني و مادي يکي از بزرگترين مشکلاتي است که اقتصاد ميتواند با آن روبهرو شود چراکه بياعتمادي به اقتصاد کشور خودمان، باعث آبادي کشورهاي ديگر شده و ميشود. خروج سرمايه از کشور در هر دهه از بعد از انقلاب دلايل خاصي داشته است. نوسانات اقتصادي يا بيثباتي اقتصاد، جنگ، تحريم، کاهش ارزش ريال در برابر دلار و ... باعث شدند تا علاوه بر سرمايهداران براي حفظ داراييهايشان ريال را به دلار تبديل و به دامن کشورهايي نظير ترکيه و کانادا پناه ببرند. «آرمانملي» در همين زمينه گفتوگويي با حميدحسيني، عضو هيات رئيسه اتاق بازرگاني مشترک ايران و عراق، انجام داده است که در ادامه ميخوانيد.
خروج سرمايه از ايران و از چه زماني آغاز شده و اين روند چطور ادامهدار شده است؟
در اين سالها شاهد حداقل چهار موج خروج از سرمايه در کشور بوديم، موج اول قبل از پيروزي انقلاب بود که بسياري از ثروتمندان رژيم سابق منابع زيادي را از کشور خارج کردند که آن موج اول به شمار ميرفت. موج دوم در سالهاي جنگ شروع شد و با ادامه جنگ باعث شد که بسياري از کساني که از جنگ وحشت داشتند و نميخواستند فرزندانشان به سربازي يا جبهه بروند که خيلي از اين افراد آدمهاي عادي بودند، مهاجرت را به کشورهايي مانند سوئد آغاز کردند و در آنها سالها اين موج دوم بود که انجام شد. با موج سوم در سالهاي 60 تا 70 مواجه شديم که بعد از جنگ اتفاق افتاد و به دليل مشکلات اقتصادياي که ايجاد شد بخشي از متخصصان و دانشجويان از کشور خارج شدند، ضمن اينکه از اين سالها پناهندگي ايرانيان در خارج از کشور شروع شد که اين اتفاق براي چهره بينالمللي ايران اتفاق خوبي نبود. موج چهارم در دهه سالهاي 90 شروع شد و در اين موج با خروج مستمر متخصصان و دانشجويان، خانوادهها و نيروهاي آموزشديده جامعه را شاهد بوديم. درحال حاضر تعداد زيادي از ايرانيان در کمپهاي ترکيه، يونان و کشورهاي اروپايي و حتي در کشوري مانند اندونزي و مالزي مستقر شدهاند و برخي از آنها مدتهاست در اين کمپها ماندهاند. شايد اينها سرمايه زيادي همراه خود نداشتند، اما به هرحال همه اينها با خروج سرمايه همراه بوده است. ضمن اينکه شاهد خروج سرمايه مادي ايرانيان از کشور هستيم، خروج سرمايه انساني يعني بهترين متخصصان و تحصيلکردهها که بسيار ارزشمند بودهاند را هم شاهد هستيم. متاسفانه بسياري از فعالان اقتصادي نيز از کشور خارج شدند.
دليل اين همه خروج سرمايه انساني و مادي از کشور صرفا وضعيت بد اقتصادي بوده است؟
به اين دليل که در ايران قانون دو تابعيتي نداريم و افراد دو تابعيتي ميتوانند اموال منقول و غيرمنقول داشته باشند. ما الان قانون شفافي در اين باره نداريم و متاسفانه بسياري از فعالان اقتصادي کشور دو زيست هستند، يعني خانواده و هزينههايشان در انگلستان و کانادا و کشورهاي ديگر است ولي درآمدهايشان در ايران! ولي اين درآمدها عمدتا در ايران هم هزينه نميشود. اين خود به نوعي خسارت ديگري به کشور وارد ميکند ضمن اينکه خروج اينها و خانوادههايشان از کشور و خريد ملک در اتريش، ترکيه، کانادا و ساير کشورهاي اروپا براي کشور هزينه داشته الان هم اگر واحدهاي توليدي سودي دارند بعضا اين سود به سمت تأمين هزينه اين خانوادهها که در خارج از کشور زندگي ميکنند، صرف ميشود.
با اين اتفاقات آيا بايد منتظر جذب سرمايه در کشور باشيم؟
با توجه به مجموعه اتفاقاتي که در کشور افتاده و مشکلاتي که در اين 40 سال کشور با آن روبهرو بوده، اين فضا حاکم شده است و ما قبل از اينکه به فکر جذب سرمايه خارجي در ايران باشيم بايد بتوانيم سرمايه داخلي را نگه داريم و اين هم با بهبود فضاي کسبوکار، آزاديهاي اجتماعي و کم کردن تنش ميتواند اتفاق بيفتد. زماني که روان جامعه در اثر تنش در فضاي سياسي داخلي و بينالمللي پريشان ميشود، عواقب آن به صورت خروج سرمايه مادي و انساني بروز ميکند.
موج گراني لجامگسيخته اخير چقدر در خروج سرمايهها موثر بوده است؟
متأسفانه بعد از موج اخير گراني که موجب افزايش قيمت ملک و ارز شد، مجددا خروج سرمايه از کشور تشديد شد و افزايش يافت. درحال حاضر عده زيادي باز هم براي مهاجرت و خروج از کشور و خريد ملک در کشورهاي همسايه اقدام کردند. متاسفانه در زمانيکه ميتوانستيم از بيت کوين و ارزهاي ديجيتالي بيشترين استفاده را براي دور زدن تحريمها کنيم و خود توليدکننده ارزهاي ديجيتال باشيم، اين اتفاق نيفتاد و خود ارزهاي ديجيتال باعث خروج سرمايه از کشور شدند. الان مقدار زيادي بيت کوين در کشور معامله ميشود که خريداران اينها به دنبال انتقال اين ارزها هستند و معمولا براي مصرف در خارج از کشور مورد استفاده قرار ميگيرد.
ثبات اقتصادي ميتواند تاثير در بهبود اين وضعيت داشته باشد؟
اميدواريم ثبات در اقتصاد کشور ايجاد شود و دولت بتواند از شرايط بحراني فعلي کشور را مديريت کند. من نگران معاملاتي هستم که در بورس انجام ميشود، چراکه بسياري از کارخانجاتي که امکان فروش آنها وجود نداشته و متولي سهام نداشتند، الان اين فرصت را پيدا کردند تا سهامشان را با قيمتهاي بسيار خوبي بفروشند و چون سهام به صورت شخصي فروخته ميشود پول آن وارد واحد توليدي نخواهد شد، بلکه نصيب سهامداران ميشود. اين سهامداران بعضا در بازار داخل خريد ميکنند که باز خود اين باعث افزايش قيمت شده است و برخي از اين پولها هم از کشور خارج ميشود. وقتي نگاه سيستمي در کشور وجود نداشته باشد جايي تسهيل و در جايي ضربه وارد ميشود. اميدوارم وزير اقتصاد کشور که شعارش اقتصاد هوشمند بود، بتواند به گونهاي عمل کند که اگر هر اتفاق مثبتي در کشور رخ ميدهد بعد از آن متوجه نشيم که اين اتفاق مثبت هم از جاي ديگري باعث خروج سرمايه شده و اقتصاد کشور لطمه خورده است. اقتصاد هوشمند منجر به شفافيت در امور اقتصادي خواهد شد و امروزه اکثريت کشورها به اهميت آن پي بردهاند.