قرار است نخست وزير جديد عراق دوشنبه آينده به عربستان و روز بعد به تهران سفر کند و اين گونه پيداست که بعد از اين سفر منطقهاي به آمريکا برود. از روز اعلان خبر نخستين سفرهاي خارجي الکاظمي به اين سه کشور يکي از مباحث مطرح ميانجيگري وي ميان تهران و رياض از يک سو، و بين تهران و واشنگتن از ديگر سو است و همين مساله به بحث داغي مبدل شده و کليت اين سفرها در اين چارچوب تجزيه و تحليل ميشود. بهنظر ميرسد جدا از بحث تقويت روابط دو جانبه عراق با اين سه کشور، اما مساله ميانجيگري را ميتوان مهمترين دستور کار سفر خارجي وي پنداشت. در اين راستا هم بايد سفر يکشنبه وزير خارجه ايران به عراق نگريست که از اين منظر قابل تامل است. سفر ظريف به بغداد به احتمال زياد با ميانجيگري الکاظمي ميان عربستان و ايران مرتبط است و دور از ذهن نيست که وي حامل پيام ايران به عربستان باشد تا الکاظمي در سفر خود به آنجا منتقل کند. در کنار آن نيز، احتمالا نخست وزير عراق در نظر داشته تا قبل از سفرش به رياض با طرف ايراني درباره ابتکار خود براي ميانجيگري گفتوگو کند تا با اطلاع دقيقتر از موضع ايران، بتواند وساطت خود در عربستان را پيگيري کند. اکنون پرسش اين است که آيا الکاظمي ميتواند گشايشي در روابط تهران و رياض ايجاد کند يا وساطت وي نيز چون عادل عبدالمهدي فرجامي نخواهد داشت. بهنظر نگارنده، نخست وزير کنوني عراق در موقعيت نسبتا بهتري نسبت به عبدالمهدي براي ميانجيگري قرار دارد و دليل آن هم نگاه مثبتي است که رياض به وي دارد و او را در موقعيتي نسبتا بيطرف ميداند. در کنار آن نيز الکاظمي که در صرافت تثبيت موقعيت سياسي خود و پيروزي در انتخابات پارلماني آتي و تصدي مجدد کرسي نخست وزيري و در انديشه ساماندهي به وضعيت داخلي عراق است، بر اين باور است که مواجهه موفق با اين چالشها بدون کاهش يا حل تنش ميان تهران با رياض و واشنگتن امکانپذير نيست و تا زماني که عراق را از تبعات نزاع ميان اين طرفها دور نگه ندارد نه حل بحرانها و چالشهاي داخلي ميسر است و نه توسعه متوازن روابط خارجي عراق ممکن است. واقعيت اما اين است که با وجود اهميت دو فاکتور پيش گفته، يعني نگاه مثبت عربستان به الکاظمي و برخورداري وي از انگيزه لازم براي وساطت، ولي موفقيت در اين پرونده فاکتورهاي مهمتر ديگري را ميطلبد که در شرايط کنوني فراهم نيست و از اين جهت زياد نميتوان به ثمربخشبودن اين وساطت خوشبين بود. مهمترين چالش فراروي چنين ميانجيگريهاي منطقهاي اين است که هم اکنون تنش ميان عربستان و ايران در دوره ترامپ به نوعي به تابع تنشي بزرگتر ميان آمريکا و ايران تبديل شده است و گشايش در آن هم بسته به گشايش در اين تنش بزرگ است که آن هم فعلا متصور نيست.