ساعتي بعد از اينکه رئيس جمهور خبر از ابتلاي 25ميليون ايراني به کرونا را ارائه کرد، قانعي، دبير کميته علمي ستاد کرونا به اين آمار واکنش نشان داد و گفت: ما کيتي بهنام «کيت الايزا» داريم که نشان ميدهد که فرد در گذشته به کرونا مبتلا شده، بهبود يافته و در حال حاضر پادتن در بدنش موجود است، اما به هيچوجه به اين معنا نيست که اين فرد اکنون بيمار است. بنابراين زمانيکه وزارت بهداشت اعلام ميکند که 25ميليون نفر يا نزديک به 20درصد جمعيت ايران، به کرونا مبتلا شدهاند، به معناي همان گروه مبتلاي خفيف هستند که مشکلي نداشتند که بخواهند به پزشک مراجعه کنند و تست مولکولي تشخيصي از آنها گرفته شود. بنابراين اين آمار به معناي تعداد بيمار نيست، بلکه تعداد بيماران همان کساني هستند که يا بستري ميشوند و يا آنقدر علائم دارند که تست PCR ÈÑÇíÔÇä ÇäÌÇã ÔÏå æ ÈíãÇÑí ÔÇä ÊÔÎíÕ ÏÇÏå ãí ÔæÏ.
تناقض در آمار مرگ کروناييها
حسن روحاني آمار رسمي وزارت بهداشت را در رابطه با ميزان مرگ و مير بر اثر کرونا تاييد کرد. او نيز بر اين باور است که تاکنون 14هزار نفر بهدليل ابتلا به کرونا جانشان را از دست دادهاند. اين گفتهها در حالي مطرح ميشود که روز گذشته آمار ولادت و وفات توسط ثبت احوال در سه ماه ابتدايي سال 99 منتشر شد و طبق اين آمار از ابتداي فروردين تا خرداد 99، 109 هزارو 943 فوت در کشور ثبت شده که استانهاي تهران با 17 هزارو 610 نفر، استان خراسان رضوي با هشت هزارو 660 نفر و استان اصفهان با هفت هزارو 56 نفر در رتبههاي اول تا سوم بيشترين تعداد فوت در بهار سال جاري قرار گرفتهاند. اين آمار در مقايسه با آمار وفات در مدت مشابه سال 98، افزايش 18هزار و 500 نفري داشته است. آمار فوتيهاي ثبت شده در سه ماه اول سال 98، 91هزار و 406 مورد فوت بود که عمدهترين دليل مرگ در کشور مربوط به بيماريهاي قلبي و عروقي 38 درصد، سرطان و تومور 12.1درصد و بيماريهاي دستگاههاي تنفسي 9.5درصد بود. آنطور که وزارت بهداشت و درمان اعلام کرده است، از اسفند سال گذشته تا 27 تير 99، آمار مرگ و مير براثر کرونا 13هزار و 979هزار نفر فوت کردهاند، اما اين علامت سوال در اذهان وجود دارد چرا در سهماه اخير نسبت به مدت مشابه سال قبل، 18هزار نفر بيشتر فوت کردهاند، در حالي که در فروردينماه امسال تلفات رانندگي در کشور نيز بهدليل کاهش مسافرتها، حدود 400 نفر (41 درصد) کمتر نسبت به مدت مشابه سال قبل بوده است.
شهادت 140 پزشک و پرستار
در شرايطي کارشناسان با افزايش بيماران کرونايي در کشور، از خستگي کادر درماني ابراز نگراني ميکنند، طبق آمار سازمان نظام پرستاري حدود 9هزار نفر از پرستاران در بيمارستانها به کرونا مبتلا شدهاند، که تعدادي از آنها با وضعيت بيماري به محل کار ميروند و به بيماران خدمات رساني ميکنند، اما بالغ بر چهار هزارنفر با اين بيماري دست و پنجه نرم مي کنند و عملا از چرخه خدمت خارج شدهاند. در اين بين تا کنون 140 پزشک هم جانشان را در اثر ابتلا به اين بيماري از دست دادند.
متهم اصلي افزايش آمار کرونا
يکي از قابهاي ماندگار در 150 روز اخير شيوع کرونا، همدلي و همراهي مردم با دولت براي کاهش آمار مبتلايان بود. حدود دو هفته از سال 98 باقي مانده بود که بسياري از کسبه و شرکتها، فعاليتهاي صنفي خود را تعطيل و مردم 13 روز عيد را در خانههايشان سپري کردند، حتي در يک اتفاق کم نظير يا بهتر بگوييم بينظير، روز 13 فروردين در شبکههاي اجتماعي پر از عکس در خانه ماندن مردم بود. همين امر باعث شد که تا خردادماه امسال، آمار مرگ و مير ناشي از کرونا در کشور 2 رقمي باشد، اما دولت آنچه که به باور خود زانو زدن در برابر اقتصاد بود، تصميم گرفت که تمام فعاليتهاي صنفي و اقتصادي کشور را از اواخر فروردين ماه به روال عادي بازگرداند و فاصله گذاري هوشمند را جايگزين فاصلهگذاري اجتماعي نمايد. به اعتقاد کارشناسان اين موضوع بيشترين تاثير را در خارج شدن کنترل کرونا از دست مسئولان بهداشتي کشور داشت و به باور اين کارشناسان اگر حدود يک ماه و تا پايان ماه مبارک رمضان، اين تعطيليها و محدوديتها ادامه پيدا ميکرد، کرونا در کشور کنترل ميشد. حال بار ديگر محدوديتها در شهر تهران به شکل منطقهاي و در شهرهاي ديگري به شکل استاني بازگشته و استانداران اين اختيار را دارند که هر زمان صلاح ديدند، محدوديتها را در استانشان اعمال نمايند. همچنين فاصلهگذاري هوشمند نيز يک طرح شکست خورده محسوب ميشود. همانطور که يک جامعه شناس در اين رابطه به «آرمان ملي» گفته بود: از اسفند سال گذشته که ويروس کوويد-19 در کشور شيوع پيدا کرد، يک نوع وحدت در ميان مردم کشور براي مقابله با اين ويروس شکل گرفت. سعيد معيدفر ميافزايد: تجارب گذشته ثابت ميکند هر زمان مشکلي در کشور بهوجود آمده، در ابتدا اکثر مردم اين مشکل را جدي ميگيرند و با فرسايشي شدن موضوع در گذر زمان، کم کم ترس مردم ميريزد و آن مشکل تبديل به جوک و لطيفه ميشود. کشورهاي کره جنوبي، نيوزيلند و برخي ديگر از کشورها از اين واکنش اوليه مردمشان نهايت استفاده را بردند و در چارچوب يک برنامه منظم و منسجم در جهت کنترل بيماري قدم برداشتند و حالا کرونا را کنترل کردهاند. اما در زمان شيوع کرونا و در شرايطي که مردم ترسيده بودند و آمادگي قبلي را داشتند، دولت دير وارد ميدان مقابله با کرونا شد. همچنين دولت سياست تعطيلي ادارات و کسب و کارها را همزمان با پايان سال 98 و نوروز 99 اتخاذ نمود و در حقيقت با اين کار روغن ريخته را نذر امامزاده کرد. بعد از تعطيلات نوروز رئيس جمهور تصميم به عاديسازي شرايط جامعه گرفت و در حالي که اگر دولت اين قدرت را داشت که با برنامهريزي جدي و در طول مدت زمان بيشتري مردم را در خانه نگاه ميداشت، حالا شرايط کشور با وضعيت فعلي تفاوت بسياري ميکرد. اگر همان 80درصد از مردم که به قول رئيس جمهور شرايط بهداشتي و مسئوليتهاي اجتماعي را در قبال کرونا رعايت ميکردند، به 95درصد ميرسيد، تقريبا کنترل ويروس را در اختيار داشتيم، اما متاسفانه بهدليل تنگناهاي اقتصادي دولت نتوانست آمار 80درصدي (البته به قول خودشان) را به 95درصد برساند و با عادي سازي فضاي کشور، اين آمار بازهم بنا به گفته آقاي روحاني به 20 رسيد. اين آمار گواه شکست تصميمات براي کنترل بيماري است.