40 سال از انقلاب اسلامي گذشته و تجربهاي که ما از همکاري دولت و مجلس داشتهايم، تجربيات بعضا موفقي بوده است. در بسياري از مقاطع از تاريخ انقلاب، دولت و مجلس از هماهنگي و همدلي خوبي برخوردار بودهاند. دليل اصلي اين قضيه هم اين است که در قانون اساسي ما، اختيارات بين سه قوه تقسيم شده است و هيچ قوهاي نسبت به قوه ديگر از برتري خاصي برخوردار نيست. اين تفکيک قوا بسيار مثبت ارزيابي ميشود و عملا ميتواند باعث هماهنگي بين قواي سهگانه شود. البته بنا بر توصيه مقام معظم رهبري در نشست سران قوا، اين سه قوه بايد با يکديگر همکاري بيشتري داشته باشند. آنطور که مشخص است هر از گاهي شاهد جمع شدن روساي سه قوه و انجام گفتوگو بين رئيسجمهور، رئيس مجلس و رئيس قوه قضائيه هستيم. بهنظر ميرسد که اين نشستها تاثير بسيار زيادي در هماهنگي و همکاري ميان قواي سهگانه داشته باشد. گرچه بعضا اين فکر به اذهان برخي خطور ميکند که جلسات سران قوا حالت ميهماني به خودش گرفته، اما اين فرضيهاي اشتباه است و سران قوا در اين جلسات همواره به دنبال حل مشکلات مردم هستند. همگرايي قوا با يکديگر ميتواند راندمان ارکان حاکميت را بالا ببرد. مجلس يازدهم نيز گرچه در ابتدا به دنبال مسائل ديگري بوده اما اکنون همگام با دولت درصدد حل مشکلات اقتصادي جامعه قدم ميدارد. بالاخره دولت پيشنهادي را مطرح ميکند و مجلس بايد از ديدگاه مردم اين پيشنهاد را بررسي کند. لذا مجلسيها بايد پيشنهاد دولت را با توجه به منافع ملي و منافع مردم، قبول يا رد کنند تا نتيجهاش منجر به پيشرفت کشور شود. از سوي ديگر انتخابات پيشرو نيز در اين ميان بسيار مهم و تاثيرگذار است و عملکرد قواي مختلف ميتواند بر حضور گسترده يا کاهش مردم در اين انتخابات سايه افکند. اين در حالي است که جريانات سياسي نيز درصدد فعاليتهايي معطوف به موفقيت در انتخابات پيشرو هستند. لذا اصلاحطلبان نيز چندي است که فعاليتهاي خود را آغاز کردهاند. با اين حال نقش شوراي نگهبان در پيروزي اصلاحطلبان در 1400 کليدي و موثر است. طبيعتا اگر اصلاحطلبان با اجماع کامل و گزينهاي شاخص به کارزار انتخابات بيايند، مثلا چهرهاي مثل آقاي ظريف، طبيعتا انتخاباتي رقابتي در پيش خواهيم داشت. طبيعي است که عملکرد دولت و شرايط امروز کشور و مشکلاتي که در حال حاضر وجود دارد، مثل تورم، فقر و بيکاري، زمينه را براي رقباي دولت، بيشتر مهيا کرده است. ما هر هشت سال يک بار، چرخشي سياسي در کشور داريم. مردمي که از اوضاع کشور در گذشته راضي نبودهاند، به اميد حل مشکلات به جريان رقيب دولت روي ميآورند، ولي با اين کار نهتنها مشکلي از مشکلات کشور حل نميشود بلکه مشکلات ديگري را هم ميآفريند. امروزه ما در عرصه اقتصاد با مشکلاتي اعم از تورمهاي بسيار زياد، بيکاري، وجود فقر، نابرابري و... مواجه هستيم. اين شرايط براي اصولگراها مناسب است تا عرض اندام کنند. لذا مردم از اصلاحطلبان روي برميگردانند و به سمت اصولگراها ميروند. مگر اينکه اتفاقاتي خاص بيفتد. مانند اينکه آقاي ترامپ در انتخابات راي نياورد و رقيب ايشان يعني دموکراتها سر کار بيايند. در اين راستا از آنجايي که دموکراتها موضوع بازگشت به برجام را مطرح ميکنند، زمينه براي رقابتي پرشورتر بين اصلاحطلبان و اصولگرايان فراهم ميشود.