دياکو حسيني در گفتوگو با «آرمان ملي»:
چين 10 سال ديگر قدرت اول جهان ميشود
سرفصلهاي خوبي در قرارداد ايران و چين گنجانده شده است
چين به ايران نگاه ابزاري ندارد
آرمان ملي- عليرضا پورحسين: در جريان سفر رئيسجمهوري چين به ايران، دو کشور براي تهيه برنامه همکاري جامع 25 ساله توافق انجام دادند و در بيانيه مشترکي که از سوي دو کشور در جريان اين سفر منتشر شد نيز به اين موضوع اشاره شده است. اين برنامه بر مبناي بيانيه مشارکت جامع راهبردي ايران و چين که در آگوست 2016 صادر شده تنظيم گشته و محتوايي جامع اما کلي دارد که به منزله راهي براي همکاريهاي ايران و چين در عرصههاي امنيتي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي است. آنچه در اين ميان حائز اهميت است اين است که چين به واقع ظرفيت اين همکاريها را دارد و در اينجا اصلا بحث باج دادن به چين مطرح نميشود. بسياري از کشورهايي اروپايي نيز ضمن تفکيک تفاوتهاي ايدئولوژيک خود با پکن، چين را بهعنوان يکي از شرکاي تجاري مهم خود انتخاب کردهاند. بسياري از کارشناسان معتقد هستند که امروز رابطه با چين يک انتخاب نيست بلکه يک ضرورت است و برنامه جامع همکاري 25 ساله يک برنامهريزي استراتژيک جهت اطمينانبخشي در مورد همين ضرورت است. آنچه مشخص است برخلاف برخي از اخبار منتشر شده اين سند نهايي نشده و بايد طرف چيني نيز نظر و ديدگاههاي خود را مطرح کند. هر دو کشور ايران و چين درگير تحريمهاي آمريکا هستند و اقدام دو کشور براي تهيه اين برنامه را ميتوان در راستاي تلاش براي شکستن و زير سوال بردن اين تحريمها نيز دانست. در راستاي بررسي اين مسائل «آرمان ملي» گفتوگويي با دياکو حسيني، تحليلگر ارشد مرکز بررسيهاي استراتژيک رياستجمهوري داشته است که در ادامه ميخوانيد.
توافق ايران و چين در قالب يک برنامه 25 سال چه دستاوردهايي براي ايران دارد؟
علت اصلي اينکه ايران مايل بود به سمت قرارداد با چين پيش برود، از يک جهت اهميت روزافزون چين در اتفاقات جهاني و نقشه ژئوپلتيک جديد در جهان است. عمدتا اين نقش پررنگ چين در جهان را نيز بايد از زوايايي اقتصادي مورد بررسي قرار داد و براي آن اهميت قائل شد. اين موارد نشان ميدهد که قدرت اول اقتصادي آينده جهان چين است. گسترش زيرساختهاي مربوط به توسعه اقتصادي چين در اوراسيا که امروزه شامل کشورهاي زيادي ميشود که در مسير جاده ابريشم تعريف شدهاند، اين يک فرصت براي ايران است که از منزوي شدن جلوگيري ميکند. چين به احتمال زياد تا ده سال ديگر به قدرت شماره يک جهان تبديل ميشود و اين امر نقش بسزايي در انعقاد قرارداد با چين دارد زيرا دستاوردهاي امنيتي و اقتصادي زيادي را نصيب ايران ميکند. اين موارد همواره سبب شده است تا ايران اشتياق داشته باشد يک همکاري مشترک با چين داشته باشد. در قرارداد ايران و چين سرفصلهاي بسيار خوبي گنجانده شده است. از همکاري در حوزههاي علمي و اقتصادي گرفته تا سرمايهگذاري در بنادر و زيرساختها و جادهها و راهآهن و بخشي نظامي که مجموع اينها ميتواند دستاوردهاي بسيار خوبي براي ايران داشته باشد. اگر ايران بتواند با اين قرارداد به خوبي گامهايي در راستاي توسعه بردارد بهزودي بهعنوان يکي از قدرتهاي اقتصادي نوظهور آسيا خود را معرفي خواهد کرد. اين يک نقطه عطف براي تعريف جايگاه جديد ايران در عرصههاي بينالمللي است.
چين به رابطه با ايران و اين قرارداد به عنوان يک اهرم فشار عليه ايالاتمتحده نگاه ميکند؟
چين براي مقابله با ايالاتمتحده آمريکا به چنين ابزارهايي نيازي ندارد. چين همين امروز هم نفوذ بسيار زيادي در اروپا و بسياري از کشورهاي آسيايي دارد که اغلب متحدان آمريکا هستند. چين حتي در آمريکاي لاتين نيز امروز نفوذ بسيار بالايي دارد. منطقهاي که به نحوي حياط خلوت آمريکا تلقي ميشود. بنابراين چين اگر بخواهد عليه آمريکا اقدامي انجام دهد يا از ابزاري استفاده کند، اين عرصهها را بدون هيچگونه سختي در اختيار دارد و به امضاي چنين قراردادهايي نيازي ندارد. من تصور ميکنم که چين بيشتر تمايل دارد تا کشورهاي غربي از اين قرارداد ترسي نداشته باشند و کشورهاي منطقه نيز به آن نگاه بدي داشته باشند. لذا من فکر نميکنم که چين بخواهد نگاه ابزاري به اين قرارداد و ايران داشته باشد.
انعقاد اين قرارداد تا چه ميزان ميتواند فشارها را بر ايران در عرصه بينالمللي کاهش دهد؟
فارغ از نفس و جزئيات قرارداد، نکتهاي که حائز اهميت است اين است که ايران و چين بهخوبي توانستهاند در نظم جديد جهاني يکديگر را پيدا کنند و با يکديگر همکاري داشته باشند. اين امر ميتواند به اين معنا باشد که ايران به رغم فشارهاي آمريکا، از چشمانداز جهاني قابل حذف شدن نيست. از سوي ديگر بايد مشاهده کرد و ديد اين قرارداد چگونه اجرائي ميشود. اينکه روي کاغذ موضوعاتي طرح شود و طرفين در مورد آن توقف کنند يک بحث است و اجرا شدن آن مقولهاي مجزا است. بايد مشاهده و صبر کرد تا مشخص شود که چين بهرغم تمام فشارهاي خارجي که عليه ايران وجود دارد آيا به تعهدات خود عمل ميکند يا خير. اگر چين هزينههايي را که از سوي آمريکا تحميل ميشود در راستاي حفظ اين قرارداد خنثي کند يا بپردازد، آنگاه ميتوان اميد داشت که تحريمهاي آمريکا با اين قرارداد اثر کمتري داشته باشند. بهواسطه صرفا اين قرارداد نميتوان دلخوش بود. زماني فشارها عليه ايران از بين خواهد رفت که ايران بتواند با مجموعه بسيار متنوعتري از کشورها اين قراردادها را امضا کند و سرمايهگذاريهاي خارجي خوبي جذب کند. ايران تا اين مرحله فاصله دارد اما قرارداد با چين ميتواند نقطه مطلوب بسيار خوبي براي ايران بهمنظور آغاز اين مسير باشد تا بتواند فشارهاي ايالات متحده را از روي خود برداشته و گامي موثر در راستاي توسعه بردارد.