آرمان ملي- الهام برخوردار: اين روزها در فضاي سياسي کشور خبري را نميبينيد که مربوط به مجلس يازدهم و چالشهاي آن با دولت، نباشد؛ تقابلي که در برخورد دلواپسان هنگام حضور وزير خارجه در صحن مجلس خودش را عيانتر کرد. حالا اين نگراني براي بسياري از تحليلگران و فعالان سياسي و اجتماعي ايجاد شده است که ادامه اين روند و رويکرد تندروانه از سوي طيف دلواپس در مجلس به دولت بعدي نيز کشيده خواهد شد. اين نگراني در شرايطي که کشور تحت شديدترين فشارهاي اقتصادي است و شيوع کرونا نيز مشکلات معيشتي مردم را دوچندان کرده بيشتر شده است و دامن زدن به دعواهاي جناحي در نهادهاي مهم تصميمگيري باعث نااميدي جامعه از اين نهادها و کاهش اعتبار و عميقتر شدن شکاف بهوجودآمده، گرديده است. در انتخابات اسفندماه سال گذشته کاهش مشارکت و همچنين عدم حضور جريان اصلاحات در ميدان رقابتي بهواسطه موانعي که پيشرو داشت و ريزش پايگاه اجتماعي خود، باعث شد که جريان رقيب بتواند همه نمايندگان خود از هر طيفي را وارد مجلس کند. به گونهاي که اکنون صندليهاي بهارستان بهصورت کامل در اختيار يک جريان سياسي قرار دارد و رقباي پيشين دولت حسن روحاني حالا در سال پاياني مقابل دولت قرار گرفته و قرار است سال سختي را براي دولت تدبير و اميد رقم بزنند. هر چند استارت اين برخوردهاي پيشبينيشده مخالفين دولت روحاني در هفته گذشته با رفتارهاي تند برخي از نمايندگان با وزير خارجه، زده شد. حال اين نگرانيهاي در فضاي سياسي کشور بهوجود آمده است که روندي که مجلس يازدهم در پيش گرفته به دولت بعدي نيز کشيده شود. براي بررسي تعامل يا تقابل دولت و مجلس و حواشي آن «آرمانملي» با حسين کنعانيمقدم، فعال سياسي اصولگرا به گفتوگو پرداخته است که ميخوانيد.
چالشها و تنشهاي کنوني بين يازدهمي در مجلس با حسن روحاني به دولت بعدي کشيده خواهد شد؟
با توجه به بيانات مقام معظم رهبري که اخيرا تاکيد داشتند که «دولت بايد تا پايان کار خودش ادامه بدهد و مجلس هم بايد کمک کند و همه بايد دست در دست هم مشکلات کشور را حل کنيم»، به نظر ميآيد که نقشه راه تعامل قوا کاملا مشخص شد. درواقع براي کساني که خودشان را انقلابي ميدانند و از ولايت فقيه تبعيت ميکنند اين بيانات فصلالخطاب است که مناقشات بين دولت و مجلس يازدهم و همه قوا بايد در کنار هم و با مشارکت و تعامل، مشکلات مختلف کشور را ساماندهي کنند، تا شايد يک آتشبس اعلام شده و برقرار شود و مناقشات کاسته شوند.
اگر دولت بعدي وابسته به هر جرياني باشد ديگر شاهد چنين مناقشاتي بين دو قوه نخواهيم بود؟
بستگي دارد مجلس با دولت 1400 چه رفتاري خواهد داشت. قطعا اگر از جناح خودش يعني همان اصولگرا باشد قطعا همراهي خواهد کرد اما اگر دولت آينده از جريان رقيب يا هر جناح ديگري باشد سعي ميکند از ابزار قانوني خودش براي فشار بر دولت استفاده کند. ما نمايندگاني داريم که انقلابي هستند و براساس آرمانهاي انقلاب حرکت ميکنند و اينها به نظر ميرسد با تاييدي که رهبري از انقلابي کردن اين مجلس کردند، بايد براساس قانون حرکت کنند و در مسير تقويت دولت گام بردارند. اگر تندروها و کساني که خارج از حيطه انقلاب بخواهند رفتار کنند قطعا نمايندگان انقلابي حاضر در مجلس با آنها برخورد خواهند کرد و نخواهند گذاشت تندروي که عمدتا بر مبناي عقل و منطق نباشد، تريبونهاي مجلس را در اختيار بگيرند.
شرايط کشور ظرفيت ايجاد بحران ديگري را ندارد اما با اين حال شاهد رفتارهاي تنددلواپسان هستيم؛ از ديد شما اصولگرايان براي جلوگيري از ادامه اين روند از سوي مجلس چه راهکاري خواهند داشت؟
به عقيده من اين امر بستگي به نحوه مديريت آقاي قاليباف در مجلس دارد که اگر بخواهد تعاملي ايجاد کند بين همه نمايندگان مجلس و ايجاد انسجام در بهارستان. در غير اين صورت، اگر آقاي قاليباف تحتتاثير تندرويهاي برخي از گرايشها و طيفها قرار بگيرد، قادر نخواهد مجلس را يکصدا در مقابله با مشکلات کشور هماهنگ کند. اگر قاليباف، بهعنوان رئيس مجلس انقلابي رفتار کند، نه به معناي تندروي، ميتواند مجلس را مديريت کند. اما اگر بخواهد وارد رفتارهاي ليبرالي و معاملهگرايانه شود قطعا جريان تندرو ميتواند خودش را بر آقاي قاليباف تحميل کند. الان مجلس بايد يک فراکسيون قوي داشته باشد تا بتواند مسائل مهم کشور را در آن فراکسيونها بررسي و تجزيه و تحليل کند و آنها را در کميسيونها به طرح و لايحه تبديل کند. در غير اين صورت مجلس خاصيت خودش را از دست ميدهد و آنگونه که بايد در حل مشکلات ورود پيدا کند و اينجا خودش مجلس به مانع حل مشکلات تبديل ميشود. بناست که مجلس شوراي اسلامي مشکلات را حل کند، نه اينکه خودش به يک مشکل در کشور تبديل شود. به نظر من، مرگ و زندگي جريان اصولگرايي به رفتار مجلس يازدهم بستگي دارد. اگر اين مجلس با توجه به شعارهايي که داده است بتواند وعدههاي خود را محقق کند و مشکلات اقتصادي و معيشتي را حل کند قطعا براي رياستجمهوري نيز حرفي براي گفتن خواهد داشت؛ در غير اين صورت پاياني براي جريان اصولگرايي خواهد بود.