بستن

هدف احمدی‌‌نژاد از طرح صلح یمن چیست‌؟

هدف احمدی‌‌نژاد از طرح صلح یمن چیست‌؟

آرمان ملي- اميد کاجيان: اکنون خبري به بيرون درز کرده که محمود احمدي‌نژاد نگران از وضع خاورميانه و جنگ يمن دست به قلم برده و سه نامه جداگانه به سه شخصيت نوشته است. آنتونيو گوترش، دبير کل سازمان ملل، محمد بن سلمان، وليعهد سعودي‌ و بدرالدين رهبر حوثي‌هاي يمن. از قرار معلوم وي براي ميانجيگري در جنگ يمن با سران دو طرف درگير و سازمان ملل وارد گفت‌وگو شده است و تلاش دارد يک هيات ميانجيگر را که در آن چهره‌هاي بين‌المللي حضور داشته باشند، تشکيل دهد. از همين‌رو مکاتباتي با بدرالدين، رهبر حوثي‌هاي يمن و آنتونيو گوترش، دبيرکل سازمان ملل و محمد‌بن سلمان، وليعهد سعودي‌ نيز انجام داده است. وي مي‌خواهد طرح صلح يمن را پياده‌سازي کند، اما چرا او‌؟ مگر در چه جايگاهي است؟ يک منبع آگاه هم پيشتر در گفت‌وگويش با رويداد24‌ در جواب به اين سوال که آيا پاسخي از سوي عربستان به احمدي‌نژاد درمورد اين نامه رسيده يا خير، گفته است فعلا فرآيندها در حال انجام است و در مرحله نخست نامه‌نگاري شده و در مرحله بعد پيگيري‌ها و بحث فني براي تشکيل هيات ميانجي انجام خواهد شد و نامه‌هاي صادره نيز به زودي منتشر مي‌شود. اين نامه در حالي نوشته شده که اين روزها، اظهارنظرهاي احمدي‌نژاد در عرصه سياست خارجه را دوچندان کرده است. از سويي به قرارداد 25 ساله دولت ايران با چين تاخته و از اين گفته است که بايد مردم در جريان اين توافق باشند و از طرفي هم بي‌توجه به ساختارهاي موجود در کشور به وليعهد سعودي نامه مي‌نويسد و مي‌خواهد طرح صلح يمن را به راه اندازد. ساده‌انگارانه است که بپنداريم محمود احمدي‌نژاد بي‌صدا در خانه بنشيند وکاري به سياست نداشته باشد و سوداي بازگشت به قدرت در‌سر نپروراند. اتفاقا احمدي‌نژاد بعد از پايان دوره سردمداري‌اش از هر بهانه‌اي براي در اختيار گرفتن تريبون کشور استفاده مي‌کند. او با همان کاپشن معروفش ملت را به‌روزهاي بهاري نويد مي‌دهد. نامه‌نگاري اخيرش هم يکي از همان کارهاست؛ نامه‌نگاري‌هايي که خيلي وقت است از او به بهانه‌هاي مختلف منتشر مي‌شود. تنها نگاهي به تاريخ‌ گواه اين موضوع است.

نگاهي به نامه‌هاي معروف

ارديبهشت سال 85؛ ناگهان خبري چند روزي رسانه‌ها را به خود مشغول مي‌سازد. محمود احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور آن روزها که در دل اصولگرايان حسابي جا خوش کرده بود با نامه‌اي 20 صفحه‌اي به جورج بوش، پيشنهادهايي را براي حل مشکلات ميان دوکشور مطرح ساخت. آن وقت‌ها محبوبيت رئيس دولت نهم آنقدر بود که به جاي تقبيح اين کار‌، برخي آن را عملي فوق‌العاده و از الهامات خدا خواندند. هرچند وزارت خارجه آمريکا آن را تلاشي ضعيف براي بهبود رابطه دانست. اما احمدي‌نژاد دست از اين نامه‌نگاري‌هاي بي‌حاصل با درونمايه مديريت جهاني برنداشت. پيروزي باراک اوباما باعث شد براي نخستين بار در طول تاريخ انقلاب، رئيس‌جمهور ايران نامه‌اي به مناسبت پيروزي رئيس‌جمهور آمريکا بنويسد و ضمن تبريک از او بخواهد که نام نيکي از خود به جاي بگذارد. نامه‌نگاري به اوباما باز هم تداوم داشت، دوبار ديگر؛ يک‌بار در زماني که احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور بود و يک‌بار در زماني که ديگر آدم بد اصولگرايان لقب گرفت و از جريان‌هاي انحرافي. رياست‌جمهوري‌اش تمام شده بود و با ياران بهاري خود مانور مي‌داد. نامه سومش به اوباما سروصداي زيادي از بابت حاشيه‌ها داشت؛ چرا‌که گفته شد اين نامه با سربرگ رسمي دفتر رئيس‌جمهور دوره نهم و دهم به دفتر حافظ منافع ايالات متحده آمريکا در سفارت سوئيس در تهران تحويل شد. او در آن نامه از اوباما خواسته‌ بود حکم توقيف دو ميليارد دلار اموال ايران را که تيرماه 1395 توسط ديوان عالي آمريکا صادر شده‌ است ابطال کند. وي تاکنون سه نامه هم به ترامپ نوشته است. هرچند نحوه ارسال اين نامه‌ها نيز با اما‌و‌اگرهاي بسيار همراه بود، مثلا نوشتن نامه به توئيتر شخصي ترامپ يا ارسالش براي سفارت سوئيس به عنوان حافظ منافع‌، که باعث شد سفارت اعلام کند کارش ايفا کردن نقش پستچي براي دو طرف نيست. به‌غير از روساي‌جمهور آمريکا، ارسال نامه‌ها به آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، پاپ بنديکت، رهبر کاتوليک‌هاي جهان نيز ا‌ز جمله نامه‌نگاري‌هاي مشهور او به شمار مي‌آيد. اما احمدي‌نژاد در هيچ کدام از اين نامه‌نگاري‌ها قصد انجام يک کار اجرايي را نداشت؛ بلکه صرفا نصيحت، درخواست و توصيه‌نامه بود. حال آنکه وي اکنون مي‌خواهد در نامه اخير همچون رهبران بزرگ دنيا نقش ميانجي را بازي کند و بي‌آنکه به صورت رسمي در قدرت باشد به دنبال طرح صلح يمني مي‌رود. اما واقعا مقصود احمدي‌نژاد چيست؟ صرفا تبليغات رياست‌جمهوري يا چيزي فراتر از آن؟ نکند احمدي‌نژاد با اين طرح به جاي انتخابات 1400 به جايزه صلح نوبل هم فکر مي‌کند؟!

آسيب زدن به ديپلماسي

در ثاني بسياري معتقدند اينگونه اقدامات باعث آسيب‌پذيري ديپلماسي کشور و تضعيف آن نيز مي‌شود؛ موضوعي که حجت‌الاسلام وحيد هرو‌آبادي، از نزديکان احمدي نژاد به آن اعتقادي ندارد و در گفت‌وگويي با «آرمان ملي» مي‌گويد: همه ما به عنوان شهروند وظايفي داريم و توانايي‌هايي. چرا وقتي مي‌توانيم از آن استفاده نکنيم. اقدام احمدي‌نژاد در نامه اخيرش به بن‌سلمان و دبير کل سازمان ملل نيز مي‌تواند در همين چارچوب باشد، چرا به محتواي آنکه طرح صلح يمن است، توجه نمي‌شود؟ وي ادامه مي‌دهد: اقدام احمدي‌نژاد از بعد قانوني نيز محکوم نيست. در کجاي قوانين ديپلماسي آمده که ارسال نامه يا فعاليت‌هايي از اين دست از يک شهروند يا مقام سابق با يک مقام جديد يا شهروند يک کشور ديگر خلاف است. اتفاقا معتقدم اقدام احمدي‌نژاد کمک به ديپلماسي است. ديپلماسي فقط تعامل حاکمان با حاکمان نيست؛ ديپلماسي توان تعامل حاکمان با مردم يک کشور يا کشوري ديگر‌ يا برعکس تعامل ملت‌ با حاکمان خود يا کشور ديگر است. کاري که امروز احمدي‌نژاد در‌باره طرح صلح يمن به خوبي آن را ايفا کرده و حتي اگر بتواند به صورت عملياتي وارد آن شود هم جاي تقدير دارد. هروآبادي ادامه مي‌دهد: چرا وقتي يک عالم حوزه علميه يا مثلا آيت‌ا... محقق‌داماد به پاپ نامه مي‌نويسد کسي بر او خرده نمي‌گيرد و اتفاقا از کار او قدرداني مي‌شود؛ اما اکنون براي احمدي‌نژاد و نامه‌اش حاشيه درست مي‌کنند؛ اين نگاه دوسويه را بايد کنار زد. بايد به محتواي نامه دقت کرد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی